قال اميرالمومنين عليه السلام:
صَومُ النَفسِ عَن لَذّاتِ الدُنيا اَنفَعُ الصِيام.
امير مومنان على « عليه السلام » فرمود:
روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزههاست.
[مراد از روزهي نفس همان خودداري نفس از خواهشهاي دنيايي است، چنانكه روزه بدن نگهداري آن از خوردن و آشاميدن است. اين كلام نوراني بيانگر حد اعلي روزه است و مسلماً آنچه به صورت تكليف شرعي واجب گشته است همان حد پايين آن يعني خودداري از خوردن و آشاميدن است كه بايد آن را با رعايت آداب روزه و در نهايت با امساك نفس، به درجه نهايي خود رساند.]

نماز ، برترين عبادت ، کليد بهشت و رحمت الهي ، راز و نياز عاشقانه بندگان است با معبودشان و از آنجا که بشر همواره نيازمند عبادت است ، نماز درطول تاريخ ودراديان مختلف وجود داشته است اما شايد نحوه و کيفيت آن تغيير يافته ؛ سعي ما بر اين است تا در چند عنوان بتوانيم نکاتي درباره نماز ، در موضوعات مختلف ارائه نماييم :
|
![]() |
قبل از آنکه حضرت محمد صلي الله عليه وآله به رسالت مبعوث شوند ، نماز در آئين حضرت عيسي (ع) هم وجود داشته چراکه قرآن از زبان عيسي (ع) چنين نقل مي کند : " واوصاني بالصلوة " خداوند مرا به نماز سفارش کرده است (مريم /31)
|
![]() |
و قبل از آن نيز در دين موسي (ع) نماز بوده است چراکه خداوند به موسي چنين خطاب مي کند : " اقم الصلوه لذکري " (طه/14) وقبل از موسي ، در زمان حضرت شعيب نيز نماز به عنوان يکي از عبادات وجود داشته است چراکه درقرآن چنين آمده : " يا شعيب اَ صلواتک تامرک"(هود/87) و قبل ازهمه آنها ، دردين ابراهيم (ع) نيز بوده چراکه او ازخداوندبراي خودوذريه اش توفيق اقامه نمازرامي خواهد : " رب اجعلني مقيمالصلوه ومن ذريتي "(ابراهيم/40)
|
![]() |
واين هم کلامي از لقمان است که به فرزند خود چنين مي گويد:
" يا بني اقم الصلوه وامر بالمعروف وانه عن المنکر"(لقمان/ 17)
پسر من نمازرا بپادار وامر به معروف ونهي ازمنکرکن.
نکته جالبي که در آيه آخر وجود دارد اينست که معمولادرکنارنمازسفارش به زکات مي شودولي چون در اين آيه مخاطب فرزند لقمان (ع) است و نوجوانان معمولااندوخته مالي چنداني ندارند؛ دراين آيه درکنارسفارش به امر به معروف ونهي ازمنکرسفارش شده است.
امروز دوشنبه 26 شهريور 1386
مطابق با 5 رمضان 1428 و برابر 17 سپتامبر 2007
۱- پيامبرصلى الله عليه وآله: إنَّما سُمِّيَ شَهرُ رَمَضانُ بِذلِكَ لِأَنَّهُ يَرمَضُ الذُّنوبَ
رمضان بدين نام ناميده شد ، زيرا گناهان را مىسوزاند.
۲- پيامبرصلى الله عليه وآله : لِكُلِّ شَيءٍ زَكاةٌ وزَكاةُ الْأبدانِ الصِّيامُ
براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزهدارى است.
چهل حديث درباب ماه مبارك رمضان و روزه
1-پايههاى اسلام
قال الباقر عليه السلام:
بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.
امام باقر عليه السلام فرمود:
اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).
فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1
ادامه مطلب...
روزه از نظر قرآن
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.(183) اياما معدودات فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون.(184) شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر و لتكملوا العدة و لتكبروا الله على ما هديكم و لعلكم تشكرون.(185) (سوره بقره، آيات 185-183)
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد(183) و اين روزهائى چند است پس هر كس از شما مريض و يا مسافر باشد بايد ايامى ديگر بجاى آن بگيريد و اما كسانى كه به هيچ وجه نمىتوانند روزه بگيرند، عوض روزه براى هر روز يك مسكين طعام دهند و اگر كسى عمل خيرى را داوطلبانه انجام دهد، برايش بهتر است و اينكه روزه بگيريد، برايتان خير است، اگر بناى عمل كردن داريد(184) و آن ايام كوتاه ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده تا هدايت مردم و بياناتى از هدايت و جدا سازنده حق از باطل باشد. پس هر كس اين ماه را درك كرد، بايد روزهاش بگيرد و هر كس مريض و يا مسافر باشد، به جاى آن چند روزى از ماههاى ديگر بگيرد. خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته و منظور اين است كه عده سى روزه ماه را تكميل كرده باشيد و خدا را در برابر اين كه هدايتتان كرد، تكبير گفته و شايد شكرگزارى كرده باشيد(185)»
ادامه مطلب...
درباره ماه مبارك رمضان
رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايست آن را به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مىدهيم:
هشام بن سالم نقل روايت مىنمايد و مىگويد: «ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآيد كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است» ، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» (2) شما به راستى نمىدانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).
واژه رمضان و معناى آن در اصطلاح
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى به راستى از دقت نظر و لطافت خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان. و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است. در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمىكند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مىدارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مىگيرد و مىگويد:
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب
زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد
اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.
پىنوشتها
1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه
2- بحار، ج 96، ص 377
روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22
سيد حسين موسوى راد لاهيجى
دعاي سحر
خدايا از تو خواهم به درخشنده ترين مراتب
بِاَبْهاهُ وَكُلُّ بَهاَّئِكَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهاَّئِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى
درخشندگيت با اينكه تمام مراتب آن درخشنده است خدايا درخواست كنم به همه مراتب درخشندگيت خدايا از
اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
تو خواهم به زيباترين مراتب جمالت با اينكه تمام مراتب جمالت زيبا است خدايا از تو خواهم
بِجَمالِكَ كُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاَجَلِّهِ وَكُلُّ جَلالِكَ
ادامه مطلب...

دعای روزانه ماه مبارک رمضان
برای دانلود کردن دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان، روی آیکون
کلیک راست نموده
و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.
|
دعاي روزه های ماه مبارک رمضان |
دعای روز اول :
ـ اَللّهُمَّ اجعَل صِیا'مى فیهِ صِیا'مَ الصّا'ئِمینَ وَ قیا'مى فیهِ قیا'مَ القا'ئِمینَ وَ نَبَّهنى فیهِ عَن نَومَةِ الغا'فِلینَ وَهَب لى جُرمى فیه یا' اِله'َ العا'لَمینَ وَ اعفُ عَنّى یا' عا'فِیَاً عَنِ المُجرِمینَ.
ـ خداوندا! روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقى قرار ده و اقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعى بپذیر و از خواب غافلان (از یاد تو) هوشیار و بیدارم ساز و هم در این روز از جرم و گناهم درگذر و مرا ببخش و زشتیهاى مرا بر من عفو نما اى عفو کننده گنهکاران و اى محبوب عالمیان!
دعای روز دوم:
ـ اللـهم قَرِّبْنى فیهِ اِلى مَرضاتِکَ وجَنّبْنى فیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَنَقِماتِکَ وَوَفِّقنى
فیهِ لِقِرآئِةِ ایـاتِکَ، بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمین.
ـ خدایا نزدیکم کن در این ماه بسوى موجبات خوشنودیت و دورم ساز در آن از خشم و عذابت.
ادامه مطلب...
پيروان اديان مختلف چگونه روزه ميگيرند؟

به تصريح قرآن كريم، روزه بر پيروان اديان آسماني قبل از اسلام نيز واجب بوده است. اما تنها مسلمانان، مسيحيان و يهوديان نيستند كه روزه ميگيرند، بلكه حتي آئينهاي غيرالهي نيز روزه و رياضتهاي جسمي را براي تربيت جسم و روح پيروان خود ضروري ميدانند.
به نقل از منابع اينترنتي، اديان گوناگون طي قرون متمادي، هر يك راه و روش و آئينهاي خاصي را براي ارتقاي روحي و رواني بر پيروان خود واجب دانستهاند. از جمله اين آموزههاي ديني روزه است كه در اديان، آئينها و سرزمينهاي مختلف، شكلهاي گوناگون و گاه بسيار متفاوت به خود گرفته است.
روزه ضمن وجوب در اديان الهي، انگيزه فطري نيز داشته زيرا بشر تعاليطلب كه نميخواست تا سطح حيوانات پايين بيايد و يكسره محكوم تمايلات و شهوات حيواني گردد، روزه را وسيله و سپري براي مقاومت در برابر اين گونه تمايلات قرار داده تا خود را به كمال برساند.
روزه گرفتن در ميان اديان الهي، تاريخي بس طولاني دارد و از جمله عبادات ديريني است كه پيدايش آن را ميتوان با رانده شدن حضرت آدم و حوا از بهشت مقارن دانست.
ادامه مطلب...
توكل يا راحت طلبي! كداميك؟
روزى امام علىّ بن ابى طالب، اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه عبورش به گروهى از مسلمانها افتاد كه در گوشهاى از مسجد به عبادت مشغول بودند.
حضرت علىّ عليه السلام نزديك ايشان رفت و فرمود: شما كه هستيد؟ و چه مىكنيد؟
در پاسخ به حضرت ، اظهار داشتند: ما بر خداوند توكّل كرده ايم و عبادت او مى كنم .
حضرت فرمود: خير، چنين نيست ؛ بلكه شما سربار (ديگران) مىباشيد، چنانچه راست مىگوئيد و توكّل برخداوند متعال داريد، بگوئيد كه در چه مرحله اى از توكّل قرار داريد؟
گفتند: اگر چيزى به ما برسد، مى خوريم و قناعت مى كنيم و چنانچه چيزى به ما نرسد، صبر و تحمّل مىنمائيم .
سپس امام علىّ عليه السلام خطاب به ايشان كرد و با صراحت فرمود: سگهاى محلّه ما نيز چنين روشى را دارند.
آنان با خون سردى گفتند: پس ما چه كنيم ، شما بفرمائيد كه چه رفتارى داشته باشيم ؟
حضرت فرمود: بايستى آنچه را كه ما يعنى ، پيامبر خدا و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام انجام مىدهيم ؛ شما مسلمانها نيز چنان كنيد.
گفتند: شما چه كارهائى را انجام مىدهيد، تا ما تبعيّت نمائيم ؟
امام عليه السلام فرمود: ضمن سعى و تلاش و كار و عبادت ، آنچه به ما برسد پس از مصرف ، اضافه آن را بذل و بخشش مىكنيم .
و اگر چيزى و درآمدى نيافتيم ، خداوند منّان را؛ در هر حال شكر و سپاس مىگوييم.
مستدرك الوسائل : ج 11، ص 220
چهل داستان و چهل حديث از امير المؤ منين على عليه السلام- عبداللّه صالحى
نمازهاى وارده در ماه مبارك رمضان

علامه مجلسى_ رحمه الله عليه_ در زادالمعاد در فصل آخر اعمال ماه رمضان؛ نماز روزهاي ماه رمضان به شرح زير نوشته است:
* نماز شب اول, چهار ركعت, در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه توحيد.
* نماز شب دوم, چهار ركعت, در هر ركعت بعد از حمد بيست بار انا انزلناه.
* نماز شب سوم, ده ركعت, در هر ركعت حمد و پنجاه بار توحيد.
* نماز شب چهارم,هشت ركعت, در هر ركعت بحمدبو بيست مرتبه انا انزلناه.
* نماز شب پنجم,دو ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه بار توحيد و بعد از سلام,صد مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.
* نماز شب ششم, چهار ركعت, در هر ركعت حمد و سوره تبارك الذى بيده الملك.
* نماز شب هفتم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و سيزده مرتبه انا انزلناه.
* نماز شب هشتم, دو ركعت, در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و بعد از سلام هزار مرتبه سبحان الله.
* نماز شب نهم,شش ركعت, ميان نماز شام و خفتن, در هر ركعت حمد و هفت مرتبه آيه الكرسى و پس از آن پنجاه مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد.
* نماز شب دهم,بيست ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه توحيد.
* نمازشب يازدهم, دو ركعت,در هر ركعت حمد و بيست بار انااعطيناك الكوثر.
* نماز شب دوازدهم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه انا انزلناه.
* نماز شب سيزدهم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد.
* نماز شب چهاردهم,شش ركعت, در هر ركعت حمد و سى مرتبه اذا زلزلت.
* نماز شب پانزدهم,چهار ركعت, در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحيد و در دو ركعت ديگر پنجاه مرتبه توحيد.
* نماز شب شانزدهم,دوازده ركعت, در هر ركعت حمد و دوازده مرتبه الهيكم
التكاثر.
* نماز شب هفدهم, دو ركعت, در ركعت اول حمد و هر سوره كه خواهد و در ركعت دوم حمد و صد بار توحيد و بعد از سلام صد مرتبه لا اله الا الله.
* نماز شب هجدهم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و بيست و پنج بار انا اعطيناك الكوثر.
* نماز شب نوزدهم, پنجاه ركعت حمد و پنجاه مرتبه اذا زلزلت. و گويا مراد آن باشد كه در هر ركعت يك بار بخواند زيرا در يك شب دو هزار و پانصد بار اذا زلزلت خواندن دشوار است.
* نماز شب بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و چهارم, در هر يك هشت ركعت به هر سوره اى كه ميسر شود.
* نماز شب بيست و پنجم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و ده بار توحيد.
* نماز شب بيست و ششم,هشت ركعت, در هر ركعت حمد و صد بار توحيد.
* نماز شب بيست و هفتم,چهار ركعت, در هر ركعت حمد و تبارك الذى بيده الملك. و اگر نتوانست بيست مرتبه توحيد.
* نماز بيست و هشتم,شش ركعت, در هر ركعت حمد و صد مرتبه آيه الكرسى وصد مرتبه توحيد و صد مرتبه كوثر و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد.
نماز شب بيست و هشتم موافق آنچه من يافتم بدين صورت است:
شش ركعت نماز كند به فاتحه الكتاب و ده مرتبه با آيه الكرسى و ده مرتبه كوثر و ده مرتبه قل هو الله احد و صد مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبر ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ صلوات بفرستد.
* نماز بيست و نهم, دو ركعت, درهر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد.
* نماز سى ام, دوازده ركعت, در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد و در پايان صد بار صلوات بر محمد و آل محمد, و اين نمازها همين طور كه گفته شد, هر دو ركعت يك سلام دارد.
نماز فارسى

فقیه فقید، عالم ربّانی و عارف صمدانی، آیت الله العظمى حاج آقا رحیم ارباب، فرزانه ای صاحب دل از خطه عالم خیز اصفهان بود.ایشان در کنار جامعیت علمی در علوم عقلی و نقلی، متخلق به اخلاق اسلامی و مهذب به تهذیب نفسانی و آراسته به کمالات روحی و خصایل نیکوی انسانی بود. پس از گذشت سی و اندی سال از عروج ملکوتی وی هنوز هم یاد و خاطره ایشان در ذهن و زبان مردم جاری است.
دكتر محمد جواد شریعت، که هر از گاهی توفیق درک حضور وی را داشته است از آن روزها برای ما چنین روایت می کند:
«سال یكهزار و سیصد و سى و دو شمسى بود، من و عده اى از جوانان پرشور آن روزگار پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلى دارد كه ما نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ و عاقبت تصمیم گرفتیم كه نماز را به فارسى بخوانیم و همینكار را هم كردیم. والدین ما كمكم از این موضوع آگاهى یافتند و به فكر چاره افتادند. آنها پس از تبادل نظر با یكدیگر تصمیم گرفتند كه اول خودشان با نصیحت، ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود راه دیگرى برگزینند، چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد روزى ما را به نزد یكى از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مىخوانیم به طرز اهانت آمیزى، ما را كافر و نجس خواند. و این عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت.
عاقبت یكى از پدران، آنها را یعنى والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت و روزى آنها نزد حضرت ایشان مىروند و موضوع را با ایشان درمیان مىگذارند و ایشان دستور مىدهند كه در وقت معینى ما را به خدمت آقاى ارباب راهنمائى كنند.
در روز موعود، ما را كه تقریباً پانزده نفر مىشدیم، به محضر مبارك ایشان بردند. در همان لحظه اول چهره نورانى و لبان خندان ایشان ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم كه اكنون با شخصیتى استثنایى مواجه هستیم.
ایشان در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمودند، سپس رو به والدین ما كردند و فرمودند شما كه نماز را به فارسى نمىخوانید فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتى آنها رفتند حضرت آیت الله ارباب رو به ما كردند و فرمودند بهتر است شما یكىیكى خودتان را به من معرفى كنید و هر كدام بگوئید كه در چه سطح تحصیلى هستید و در چه رشته اى درس مىخوانید. پس از آن كه امر ایشان را اطاعت كردیم، به تناسب رشته و كلاس هر كدام از ما پرسشهاى علمى طرح كردند و از درس هایى از قبیل جبر و مثلثات و فیزیك و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسیدند كه پاسخ اغلب آنها از عهده درس هاى نیم بندى كه ما خوانده بودیم خارج بود، اما هر یك از ما از عهده پاسخ پرسشهاى ایشان برنمىآمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه مىشد كه با لحن پدرانه اى پاسخ درست آن پرسشها را خودشان مىفرمودند. اكنون ما مىفهمیم كه ایشان با طرح این سئوالات قصد داشتند ما را خلع سلاح كنند و به ما بفهمانند كه آن دروس جدیدى را كه شما مىخوانید من بهترش را مىدانم ولى به آنها مغرور نشدهام.
حاج آقا رحیم ارباب در کنار جامعیت علمی در علوم عقلی و نقلی، متخلق به اخلاق اسلامی و مهذب به تهذیب نفسانی و آراسته به کمالات روحی و خصایل نیکوی انسانی بود. پس از گذشت سی و اندی سال از عروج ملکوتی وی هنوز هم یاد و خاطره ایشان در ذهن و زبان مردم جاری است.
پس از اینكه همه ما را خلع سلاح كردند به موضوع اصلى پرداختند و فرمودند: والدین شما نگران شدهاند كه شما نمازتان را به فارسى مىخوانید، آنها نمىدانند كه من كسانى را مىشناسم كه، نعوذبالله، اصلاً نماز نمىخوانند. شما جوانان پاك اعتقادى هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مىخواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم اما مشكلاتى پیش آمد كه نتوانستم به این خواسته جامه عمل بپوشم، اكنون شما به خواسته دوران جوانى من لباس عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما. اما من در آن روزگار به اولین مشكلى كه برخوردم ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن مشكل را حل كردهاید. اكنون یك نفر از شما كه از دیگران بیشر مسلط است به من جواب دهد كه «بسم الله الرحمن الرحیم» را چگونه ترجمه كرده است. یكى از ما به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آیت الله ارباب شد. جناب ایشان با لبخند فرمودند كه خوب شد كه طرف مباحثه ما یك نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمىآمدم. بعد رو به آن جوان كردند و فرمودند: خوب بفرمائید كه بسم الله را چگونه ترجمه كردهاید؟ آن جوان گفت «بسم الله الرحمن الرحیم» را طبق عادت جارى ترجمه كردهایم: به نام خداوند بخشنده مهربان.
حاج آقا ارباب با لبخندى فرمودند: گمان نكنم كه ترجمه درست بسم الله چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبى ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست زیرا اسم عَلَم (=خاص) است براى خدا و اسم عَلَم را نمىتوان ترجمه كرد. مثلاً اگر اسم كسى «حسن» باشد نمىتوان به او گفت «زیبا». درست است كه ترجمه «حسن» زیباست اما اگر به آقاى حسن بگوئیم آقاى زیبا حتماً خوشش نمىآید. كلمه الله اسم خاص است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مىكنند، همانگونه كه یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مىگویند. بنابراین نمىتوان «الله» را ترجمه كرد، بلكه باید همان لفظ جلاله را به كار برد.
خوب بگویید ببینم «رحمن» را چگونه ترجمه كرده اید؟
رفیق ما پاسخ داد كه رحمن را بخشنده معنى كردهایم. حضرت ارباب فرمودند: این ترجمه بد نیست ولى كامل هم نیست زیرا رحمن یكى از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگى او را مىرساند و این شمول در كلمه بخشنده نیست، یعنى در حقیقت رحمن یعنى خدائى كه در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر كافر رحم مىكند و همه را در كنف لطف و بخشندگى خود قرار مىدهد از جمله آن كه نعمت رزق و سلامت جسم و امثال آن عطا مىفرماید. در هر حال ترجمه بخشنده براى رحمن در حد كمال ترجمه نیست. خوب، رحیم را چطور ترجمه كرده اید؟ رفیق ما جواب داد كه رحیم را به «مهربان» ترجمه كرده ایم.
كلمه الله اسم خاص است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مىكنند، همانگونه كه یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مىگویند. بنابراین نمىتوان «الله» را ترجمه كرد، بلكه باید همان لفظ جلاله را به كار برد.
در اینجا، همگى شرمنده و منفعل و شكست خورده قول دادیم كه دیگر نمازمان را به فارسى نخوانیم و نمازهاى گذشته را نیز اعاده كنیم.
1 ـ سعد بن ابى وقّاص: از پيامبر ، درباره آيه «آنان كه در نمازشان سهل انگارند» پرسيدم. فرمود: آنان، كسانيند كه نماز را از وقتش به تأخير مى اندازند.
2 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هر كس نمازش را عمداً ترك كند، دينش را نابود كرده است و هر كس در وقتش نخواند، در «ويل» داخل مى شود، و «ويل» درّه اى در جهنم است. همانگونه كه خداوند متعال در سوره «أرأيت» فرمود: «پس ويل براى نمازگزاران است، آنان كه از نمازشان غافلند».
3 ـ امام علىّ عليه السّلام : هيچ عملى نزد خداوند، محبوبتر از نماز نيست. پس هيچ كار دنيايى شما را در وقت نماز به خود مشغول ندارد. كه خداوند گروههايى را سرزنش كرد و فرمود : «آنان كه از نمازشان غافلند» يعنى آنان غافل بوده ، به وقت نمازها بى اعتنايى مى كردند.
4 ـ امام باقر عليه السّلام ـ درباره گفته خداوند جلّ جلاله : «و آنان كه بر نمازهايشان مواظبت مى كنند» فرمود: مقصود همين نماز واجب است كه هر كس آن در وقتش بخواند، حقش را بداند و كارى را بر آن مقدم ندارد، خداوند بى گناهيش را مى نويسد و عذابش نمى كند و هر كس در غير وقتش بخواند، حق نماز را نداند وكارهاى ديگر را بر آن مقدم كند، سرانجامش با خداست، اگر خواست مى آمرزد و اگر خواست عذاب مى كند.
5 ـ امام صادق عليه السّلام : در باره گفته خداى متعال: «خاضعانه براى خدا به پا خيزيد» فرمود : يعنى توجه انسان به نمازش و مواظبت بر آن، تا چيزى او را از نماز به خود سرگرم و مشغول ندارد.
6 ـ عبدالله بن مسعود: از پيامبر خدا پرسيدم: كدام كار نزد خدا محبوبتر است؟ فرمود: نماز اول وقت.
7 ـ همچنين گفتم: اى پيامبر خدا! كدام كار به بهشت نزديكتر است؟ فرمود: نماز اول وقت.
8 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : شفاعت من فرداى [ قيامت ] به كسى كه نماز واجب را از وقتش به تأخير اندازد، نمى رسد.
9 ـ بيشترين چيزى كه بر امتم از آن ترسانم پس و پيش كردن نماز از وقت آن است.
10 ـ قطب راوندى: پيامبر خدا فرمود: هرگاه خداوند ، آفتى از آسمان فرو فرستد، حاملان قرآن و نگهبانان خورشيد ـ يعنى نگهبانان وقت نمازهاـ و آباد كنندگان مساجد، از آن در امانند.
11 ـ امام صادق عليه السّلام : پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله داخل مسجد شد و گروهى از اصحابش هم در آن بودند. فرمود: مى دانيد پروردگارتان به شما چه گفت؟ گفتند: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: پروردگارتان مى گويد: هر كس اين نمازهاى پنجگانه واجب را در وقتش بخواند و بر آن ها مواظبت ورزد، مرا در روز قيامت مى بيند و عهدى پيش من دارد كه به جهت آن، او را به بهشت مى برم. و هر كس آن ها را در وقتشان نخوانده و بر آن ها مواظبت نورزيده باشد ، سرانجامش با من است؛ اگر خواستم عذابش مى كنم و اگر خواستم او را مى آمرزم.
12 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هيچ بنده اى نيست مگر اينكه ميان او و خداوند متعال عهدى است، تا آنگاه كه با شناختش از حق نماز، آن را در وقتش برپا دارد يا بر كارهاى ديگر مقدم كند. پس اگر آن را از روى سبك شمردن حقش فرو گذارد و كارهاى ديگر را بر آن مقدم بدارد، خداوند از اين عهد برائت مى جويد. سپس سرنوشتش با خداست؛ يا او را عذاب مى كند و يا مى آمرزد.
13 ـ ما روزگارى نگهبان شتران بوديم و اكنون نگهبان خورشيد گشته ايم.
14 ـ بندگان برگزيده خداوند، كسانى هستند كه خورشيد و ماه و ستاره ها و سايه ها را براى ذكر خداوند، نگاهبانى مى كنند.
15 ـ امام علىّ عليه السّلام : پيروان ما، نگهبانان خورشيد و ماه و ستارگانند.
16 ـ در وصيّتش هنگام وفاتش به امام حسن عليه السّلام فرمود: پسركم، تو را به نماز در وقتش سفارش مى كنم.
17 ـ بر [ خواندن ] نمازهاى پنجگانه در وقتشان مواظبت كنيد، كه نزد خداوند جلّ و عزّ، جايگاهى ويژه دارد.
18 ـ در نامه اش به محمّد بن ابى بكر فرمود : نماز را در وقت مقرّرش بخوان و براى آسوده شدن، آن را جلو و به جهت اشتغال به كارى، آن را به تأخير مينداز و بدان كه همه كارهايت تابع نمازت مى باشد.
19 ـ امام سجاد عليه السّلام ـ در دعايش هنگام فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ـ : خدايا، بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در اين ماه به اوقات نمازهاى پنجگانه آگاه كن؛ به اجزاء و شروطش كه معين كرده اى و به واجباتش كه مقرّر داشته اى و وظيفه هايى كه واجب ساخته اى و وقتهايش كه محدود نموده اى.
20 ـ هر كس به وقتهاى نماز اهميت دهد، از خوشيهاى دنيا، بهره كامل نمى گيرد.
21 ـ امام باقر عليه السّلام : موسى هنگام گفتگو با خداوند چنين گفت: خداى من، پاداش آن كس كه نماز را در وقتش خوانده و دنيا او را به خود مشغول نساخته است، چيست؟ خداوند فرمود: اى موسى، آنچه خواسته به او مى بخشم و بهشتم را بر او روا مى سازم.
22 ـ هر شخص با ايمانى كه بر نماز واجب مواظبت ورزد و آن ها را در وقتشان بخواند، از غافلان نخواهد بود[1].
23 ـ امام صادق عليه السّلام : پيروان ما را در وقتهاى نماز بيازماييد، كه مواظبت بر نمازشان چگونه است.
24 ـ آن كه حق را وصف مى كند [و خود را پيرو آن مى داند] با سه ويژگى شناخته مى شود: به يارانش نگريسته مى شود كه كيانند؟ و به نمازش كه چگونه است؟ و كى آن را مى خواند؟
25 ـ برادرانتان را با دو ويژگى بيازماييد، اگر هر دو ويژگى در آن ها بود [ چه بهتر ] و گر نه دورى گزينيد، دورى گزينيد، دورى گزينيد: مواظبت بر نماز در وقت و نيكى به برادران در سختى و آسانى.
26 ـ امام صادق عليه السّلام ـ از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در بيان كلام فرشته مرگ نقل شده است ـ : بدانيد كه براى ما بازگشتى دوباره و دوباره به سوى شما خواهد بود. پس مراقب باشيد. در شرق و غرب خانه اى نيست جز اينكه به اهل آن در هر روز پنج نوبت مى نگرم و به كوچك و بزرگشان از خود آنان داناترم و اگر مى خواستم \پشه اى را قبض روح كنم، تا پروردگارم دستور ندهد نمى توانستم .
سپس پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: تنها در وقتهاى نماز به آن ها مى نگرد. پس اگر از مواظبت كنندگان بر نماز در وقت بود، به او شهادت (لا إله إلّا الله وأنّ محمّداً رسول الله) را تلقين مى كند و ابليس را از او دور مى سازد.
27 ـ امام صادق عليه السّلام : از خروس، پنج ويژگى را بيآموزيد: مواظبتش بر وقتهاى نماز و ...
|
|
پانوشت ها |
|
قرآن:
«نماز را از زوال خورشيد تا نيمه شب بر پا دار و نيز نماز صبح را كه نماز صبح در حضور فرشتگان است.»
1 ـ زراره: از امام باقر عليه السّلام ، نمازهايى را كه خداى جلّ جلاله واجب كرده است، پرسيدم فرمود: پنج نماز در شبانه روز. گفتم: آيا در قرآن آن ها را نام برده، بيان كرده و وقتشان را معين نموده است؟ فرمود: آرى، خداوند متعال به پيامبرش فرمود : «نماز را از زوال خورشيد تا نيمه شب بر پا دار» و دلوك همان زوال خورشيد (هنگام ظهر) است و غسق الليل يعنى نيمه شب. پس ميان اين دو وقت ، چهار نماز را نام برده ، بيان كرده و وقت آن ها را تعيين كرده است. سپس خداى تبارك و تعالى فرمود: «و نماز صبح كه نماز صبح در حضور فرشتگان است». پس اين هم پنجمين نماز . و خداوند متعال فرمود: «نماز را در دو طرف روز بر پا دار» و دو طرف روز، همان مغرب و صبح است و «نخستين ساعات شب» و آن نماز عشاى آخر است و فرمود : «بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد» و آن نماز ظهر است؛ نخستين نمازى كه پيامبر خدا خواند و آن در ميان روز و دو نمازى است كه در روز خوانده مى شود: نماز صبح و نماز عصر.
2 ـ امام علىّ عليه السّلام در نامه اش به محمّد بن ابى بكر: شخصى وقتهاى نماز را از پيامبر خدا پرسيد. پيامبر پاسخ داد: «جبرييل نزد من آمد و وقت نماز ظهر(زوال خورشيد) را به من نشان داد. پس آفتاب بر ابروى راستش بود و وقت [ نماز ] عصر را نشان داد. پس سايه هر چيز به اندازه خودش بود. و نماز مغرب را هنگام غروب خورشيد خواند. سپس هنگامى كه شفق ناپديد شد، نماز عشاء را گزارد و نماز صبح را در تاريكى پايان شب، در حالى كه هنوز ستاره ها فراوان بودند، خواند؛ پس در اين وقتها نماز بخوان و پيوسته با سنّت شناخته شده و در راهى روشن باش.
3 ـ امام صادق عليه السّلام : هنگام [ نماز ] صبح ، از دميدن سپيده است تا اينكه صبح، بيشتر آسمان را فرا بگيرد و سزاوار نيست عمداً از اين وقت به تأخير انداخت ، ولى آن وقتى است، براى كسى كه سرگرم شده يا فراموش كرده و يا خواب مانده است.
4 ـ هنگامى كه خورشيد فرود مى آيد، وقت(نماز)ظهر رسيده است تا اينكه به اندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد. پس از آن، وقت مشترك نماز ظهر و عصر است تا به اندازه خواندن چهار ركعت نماز از خورشيد بماند كه در اين هنگام، وقت نماز ظهر پايان مى پذيرد و وقت نماز عصر باقى مى ماند تا خورشيد ناپديد شود .
قرآن:
« بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد و خاضعانه براى خدا به پا خيزيد.»
« و اين خجسته كتابى است كه ما آن را فرو فرستاديم، كتابهايى را كه پيش از و كسانى آن آمده تصديق مى كند. و براى اينكه پيرامون آنند [ مردم ] امّ القرى [ = مكّه ] را كه هشدار دهى. و كسانى كه به آخرت ايمان مى آورند، به آن نيز ايمان مى آورند، و آنان بر نمازهاى خود مواظبت مى كنند.»
« و آنان كه بر نمازهايشان مواظبت مى كنند. آنانند كه وارثانند.»
1 ـ امام صادق عليه السّلام : در باره آيه «و آنان كه بر نمازهايشان مواظبت مى كنند»، فرمود: يعنى بر وقتها و حدود نماز[1] .
2 ـ انس: هنگام وفات پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ، در كنارش بوديم. پس به ما گفت: در باره نماز، تقواى الهى پيشه كنيد، در باره نماز، تقواى الهى پيشه كنيد ـ تا سه بار ـ .
3 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : بيشتر همّ و غمّت ، نماز باشد كه آن، سر اسلام پس از پذيرش دين است.
4 ـ مواظبت بسيار شخص بر انجام نمازها، در ديندار بودنش كفايت مى كند.
5 ـ هنگام ياد كردن نماز ـ فرمود : هر كس بر نماز مواظبت ورزد، روز قيامت برايش نور و حجّت و نجات از آتش مى شود و هر كس مواظبت نورزد نه نور است و نجات و نه حجت .
6 ـ هر كس به سوى نماز بشتابد ، از اين رو كه مى ترسد به آن نرسد، خداوند بهشت را برايش واجب مى گرداند و هر كس آن را ترك كرده كار ديگرى را مقدم دارد، تا يك سال با عمل ديگرى بهشت را درنمى يابد
7 ـ پرچم برافراشته اسلام، نماز است، پس هر كس به آن دل بسپارد و آن را با واجبات و مستحباتش انجام دهد، با ايمان است.
8 ـ پنج چيز است كه هر كس همراه با ايمان بياورد، وارد بهشت مى شود: هر كس بر نمازهاى پنجگانه مواظبت ورزد، بر وضوء و ركوع و سجود و وقتهاى آن و ...
9 ـ هرگاه كسى از شما به نماز بر مى خيزد، به مناجات با پروردگارش برخاسته است. پس بنگرد، چگونه با او مناجات مى كند.
10 ـ نماز ترازو است ، هر كس تمام بياورد، تمام مى برد.
11 ـ نمازپيمانه ياترازو است ـ هركس تمام بياورد، تمامش مى دهند وهركس كم گذارد، مى دانيدكه خداونددرباره كم فروشان چه نازل كرده است[2].
12 ـ خداوند پنج نماز را بر بندگان واجب كرده است. پس هر كس آن ها را بياورد بدون اينكه از روى سبك شمردن، كم بگذارد، خداوند تعهد مى كند او را روز قيامت به بهشت ببرد.
13 ـ امام علىّ عليه السّلام : پيامبر خدا فرمود: نماز در چهار پاره نوشته مى شود: پاره اى براى نيكو وضو گرفتن، پاره اى براى ركوع ، پاره اى براى سجود و پاره اى براى خشوع است. گفته شد: اى پيامبر خدا، خشوع چيست؟ فرمود: فروتنى در نماز و اينكه بنده با همه دل به خدا رو كند. پس هنگامى كه ركوع و سجودش را تمام آورد و ديگر بخشها را هم كامل كرد نماز با نورى درخشنده به سوى آسمان اوج مى گيرد، درهاى آسمان براى آن گشوده مى شود و [ خطاب به نمازگزار مى گويد: مرا حفظ كردى، خدا تو را حفظ كند و فرشتگان مى گويند: خدا بر صاحب اين نماز درود فرستد. و هنگامى كه بخشهاى نماز را تمام نياورد، نماز با تاريكى بالا مى رود و درهاى آسمان بر روى او بسته مى شود و [ خطاب به نمازگزار ] مى گويد: مرا تباه كردى ، خدا تو را تباه گرداند و نماز را به صورتش مى كوبند.
14 ـ عقيل خزاعى: امير مؤمنان، هرگاه براى جنگ آماده مى شد، چند كلمه اى به مسلمانان سفارش مى كرد و مى گفت: به نماز پايبند باشيد و بر آن مواظبت كنيد، آن را زياد بجا آوريد و بدان تقرب جوييد كه آن بر مؤمنان نوشته و مفروض است و اين را كافران هم مى دانند آنگاه كه پرسيده مى شوند: چه چيز شما را به دوزخ در آورد؟ مى گويند: ما از نمازگزاران نبوديم.
15 ـ امام صادق عليه السّلام : محبوبترين بنده نزد خداى جلّ جلاله ، فردى است كه در گفتارش راستگو و بر نمازش مواظب باشد.
16 ـ ادريس قمى: از امام صادق عليه السّلام نيكيهاى ماندگار را پرسيدم. فرمود: نماز، پس برآن مواظبت ورزيد.
|
|
پانوشت ها |
|
(2) اشاره به آيه ويلٌ للمطففين (سوره 83 ، آيه 1 ـ 3) .
قرآن:
« نماز برپا داريد، و زكات بدهيد و با ركوع كنندگان ركوع كنيد.»
« و اينكه نماز برپا داريد و از او بترسيد و هم اوست كه نزد وى محشور خواهيد گرديد.»
« پروردگارا، مرا برپا دارنده نماز قرار ده و از فرزندان من نيز. پروردگارا، ودعاى مرا بپذير.»
« همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز بر پا مى دارند و زكات مى دهند و به كارهاى پسنديده دستور مى دهند و از كارهاى ناپسند باز مى دارند و فرجام همه كارها از آنِ خداست.»
« اى كسانى كه ايمان آورده ايد، ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد و كار خوب انجام دهيد، باشد كه رستگار شويد.»
«و نماز بر پا داريد و زكات بدهيد و از پيامبر [ خدا ] پيروى كنيد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد.»
« به سويش توبه كنيد و از او پروا بداريد و نماز بر پا داريد و از مشركان مباشيد.»
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله ـ در گفتارش به اسامه ـ : پيوسته نماز بخوان كه آن برترين كار بندگان است. چون نماز سر دين و ستون و تارك آن است.
2 ـ ام سلمه: پايان بخش وصيّت پيامبر خدا، اين بود: نماز را،نماز را و كنيزانتان . آن را تكرار كرد تا آنجا كه زبانش سنگين و سخنش بريده بريده شد.
3 ـ انس: هرگاه پيامبر از رفتار مردى خوشش مى آمد، او را به نماز فرمان مى داد.
4 ـ امام علىّ عليه السّلام : شما را به نماز سفارش مى كنم. آن است كه ستون دين و نگهدارنده اسلام است . پس ، از آن غفلت نكنيد.
5 ـ امام باقر عليه السّلام : ابوذر مى گفت : اى طالب علم ، نماز بخوان پيش از آن كه فرصتهايت از دست برود.
6 ـ بكر بن محمّد الازدى: در پيش امام صادق عليه السّلام نشسته بودم كه ابو بصير از ايشان راجع به حورالعين پرسيد و گفت: فدايت شوم ، آنان از مخلوقات دنيايى اند يا از مخلوقات بهشتى ؟ امام فرمود: تو را به اين ها چه كار ؟ بر نماز مواظبت كن . همانا آخرين چيزى كه پيامبر اكرم بدان سفارش و ترغيب كرد، نماز بود.
برای واژه رب 11 معنی آورده اند :
1- مالک 2- جمع کننده 3- سَید 4- تدبیر کننده 5- اصلاح کننده 6- همراه 7- رفیق 8- دائم 9- خالق 10- محول 11- تربیت کننده
لفظ رب برای غیر خدا بطور مستعار اطلاق می گردد زیرا به غیر الله گفتن رب مطلقاً جایز نیست . متعصفانه در بسیاری از موارد مشاهده می گردد که والدین نام بچه خود را صفاتی از اوصاف پروردگار می گذارند مثلاً مجید ؛ کریم ؛ رحیم و ... در صورتی که این مقوله بسیار اشتباه است . اگر نام اعراب را دیده باشید آنها از صفات پروردگار استفاده نمی کنند بلکه با گذاشتن یک عبارت عبد در ابتدای آن خود را عابد آن صفت می خوانند . بنا بر این خود را عبدالمجید ؛ عبدالکریم ؛ عبدالرحیم و ... می نامند . و در اینجا باید بگویم خداوند نامهای عبدالله و عبدالرحمن را بسیار دوست می دارد .
اسماءالحسنی / مجمع الاحادیث
5 / 1 استوارى دين
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نماز، ستون دين شماست.
2 ـ امام علىّ عليه السّلام : خدا را! خدا را!در باره نماز،كه ستون دين شماست.
3 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : برپادارنده دين، نماز است.
4 ـ نماز، مانند ستون خيمه است؛ اگر ستون بر پا باشد، ريسمانها و ميخها و پرده سود مى رساند و هنگامى كه ستون بشكند نه ريسمان سودى دارد و نه ميخ و پرده.
5 ـ جايگاه نماز در دين، مانند سر در كالبد است.
6 ـ معاذ مى گويد : پيامبر به من فرمود: آيا تو را از سر امر ( اسلام )و ستون آن خبر نكنم؟ گفتم: چرا اى پيامبر خدا. حضرت فرمود: سر امر و ستون آن، نماز و قلّه اش جهاد است.
7 ـ امام صادق عليه السّلام : مردى به خدمت پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله رسيد و گفت: اى پيامبر
ادامه مطلب...
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نماز، نور است.
2 ـ نماز، نور مؤمن است، نماز نورى از خداوند است.
3 ـ نماز انسان، نورى در دل اوست. پس هر كس مى خواهد، دلش را نورانى كند.
4 ـ نماز، دليل روشن و آشكارى است.
5 ـ نماز پشت سر نماز بدون كار بيهوده در ميانشان، در علّيين نوشته شود.
6 ـ آگاه باشيد كه نماز، خوراك مهمانى خداوند در زمين است كه براى شايستگان رحمتش در هر روز پنج مرتبه، آماده و گوارايش مى سازد.
7 ـ هر چيز را زينتى است و زينت اسلام، نمازهاى پنجگانه است و هر چيز پايه اى دارد و پايه مؤمن، نماز است و براى هر چيز، چراغى است و چراغ دل مؤمن ، نمازهاى پنجگانه است.
8 ـ خداوند جلّ جلاله چيزى برتر از توحيد و نماز را واجب نمى كند و اگر چيزى برتر بود، آن را بر فرشتگانش واجب مى كرد كه برخى در ركوع و برخى ديگر در سجودند.
9 ـ نماز، از دستورات دين و در آن، خشنودى پروردگار جلّ جلاله نهفته و راه روشن پيامبران است.
10 ـ دينى كه ركوع و سجود در آن نباشد، هيچ خيرى ندارد.
11 ـ خداوند متعال فرموده است: نماز را بين خود و بنده ام دو نيمه كرده ام و آنچه بخواهد به او مى دهم.
پس هنگامى كه بنده مى گويد: الحمد لله ربّ العالمين خداوند متعال مى گويد: بنده ام مرا ستود. و هنگامى كه گفت: الرحمن الرحيم خداوند متعال مى گويد: بنده ام مرا ستايش كرد و هنگامى كه گفت: مالك يوم الدين مى گويد: بنده ام مرا بزرگ داشت (يك بار فرمود: بنده ام [ امرش را ] به من واگذارد) و هنگامى كه گفت: ايّاك نعبد و ايّاك نستعين مى گويد: اين ميان من و بنده ام مى باشد و آنچه خواست به او مى دهم. پس هنگامى كه گفت: اهدنا الصراط المستقيم مى گويد: اين براى بنده ام مى باشد و آنچه خواست به او مى هم[1]. فائده:
صاحب كتاب بزرگ جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام پس از نقل روايتهايى در فضيلت نماز مى گويد: اين فضيلت، اختصاص به نمازهاى پنجگانه واجب ندارد، گرچه برخى خبرها مخصوص به آن هاست. بلكه گفته مى شود منظور هر روايتى كه واژه صلاة دارد آن ها هستند؛ چون معروف و رايج بوده و جز آن ها نماز ديگرى را از بنده نمى خواهند؛ امّا دقّت در آنچه از پيشوايان رسيده كه برخى صراحت هم دارند حكم مى كند در اين فضيلت، ميان واجب و مستحب فرقى نگذاريم و هر دو را بهترين كار بدانيم .
|
|
پانوشت ها |
|
دانلود رایگان کتاب الکترونيکی قرآن مجيد:
مشخصات برنامه:
- نمايش متن تمامی سوره های قرآن (۳۰ جزء كامل)
- قرآن به سه زبان فارسی, عربي و انگليسی
- قابليت چاپ کردن سوره ها
- امکان جستجوی قرآن با وصل شدن به وبسايت پارس قرآن
برنامه را مي توانيد از اينجا دريافت کنيد:
دريافت برنامه
قرآن:
«پروردگارا، من [ يكى ] از فرزندانم را در درّه اى بى كشت و زرع، نزد خانه محترم تو، سكونت دادم. پروردگارا، تا نماز را به پا دارند، پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرايش ده و آنان را از محصولات ده، [ مورد نيازشان روزى باشد كه سپاسگزارى كنند.»
«وچون از بنى اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و خوش مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم سخن [ به زبانِ ] بگوييد و نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد؛ آنگاه، جز اندكى از شما، روى [ همگى برگردانديد.»
«و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى كردند و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و بر پا داشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند.»
«و به موسى و برادرش وحى كرديم كه شما دو تن براى قوم خود در مصر خانه هايى ترتيب دهيد و سراهايتان را رو به روى هم قرار دهيد و نماز برپا داريد و مؤمنان را مژده ده.»
«پس در حالى كه وى [ زكريا ] در محرابش به نماز ايستاده بود، فرشتگان، او را ندا در دادند كه خداوند تو را به [ ولادت ] يحيى ـ كه تصديق كننده [ حقانيت ] كلمة الله [ = عيسى است و بزرگوار و خويشتندار [ =پرهيزنده از زنان و پيامبرى از شايستگان است ـ مژده مى دهد».
«و هر جا كه باشم مرا با بركت ساخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارشم كرده است.»
1 ـ خداوند تبارك و تعالى در مناجات پيامبرش موسى عليه السّلام با او: پيوسته بر نماز مواظبت كن، كه نزد من جايگاهى ويژه و عهدى محكم دارد.
2 ـ امام صادق عليه السّلام : لقمان به پسرش گفت: پسركم، هنگامى كه وقت نماز در رسيد، به خاطر هيچ چيز ، آن را به تأخير مينداز و از آن آسوده خاطر شو كه آن وام است.
قرآن:
«نماز را براى ياد من، بپا دار.»
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نماز واجب شده است ... براى بر پا داشتن ياد خدا.
2 ـ امام علىّ عليه السّلام : خداوند ايمان را جهت پاك كردن از شرك، و نماز را براى دورى از كبر واجب كرد.
3 ـ هشام بن الحكم: از امام صادق پرسيدم: با اينكه نماز مردم را از كار و زندگى باز مى دارد و تن هايشان را خسته مى كند، چرا واجب شده است؟ امام فرمود: در آن، علتهايى نهفته است. اگر مردم بدون هيچ آگاهى و يادآورى از پيامبر اكرم رها شوند و تنها به همان رسالت نخستين و حضور قرآن در ميان آنان بسنده شود، مانند امتهاى پيشين مى گردند كه به دين گرويدند و كتابهايى هم نوشتند و مردم را به دين خود فراخواندند و حتى براى آن جنگيدند، امّا با رفتنشان، دينشان هم رفت و اثرى از آنان باقى نماند. حال آنكه خداوند تبارك و تعالى خواست كه مردم حضرت محمّد صلّى الله عليه و آله را از ياد نبرند. از اين رو نماز را بر آنان واجب كرد تا او را هر روز، پنج بار ياد كنند و نام [ مباركش ] را بر زبان آورند و به نماز و ياد خدا فرمان داده شدند، تا غافل نگردند و او را فراموش نكنند مبادا يادش از خاطرها برود .
4 ـ امام رضا عليه السّلام : حكمت نماز ، اقرار به ربوبيت خداوند جلّ جلاله و شريك نگرفتن براى اوست. ايستادن در پيشگاه جبروت الهى ، با خوارى و بيچارگى، افتادگى و اعتراف و درخواست بخشش گناهان گذشته است. صورت نهادن بر خاك در هر روز براى بزرگداشت خداوند جلّ جلاله است، تا به ياد او ـ نه فراموشكار و گردنكش كه ـ فروتن و خوار و خواهان و مشتاق فزونى دين و دنياى خود باشد. افزون بر اين ها، نماز، ذكر خداوند جلّ جلاله و دوام آن در شب و روز است تا بنده، مالك و مدبّر و آفريدگارش را از ياد نبرد و گرنه سركشى و طغيان مى كند و اين در ياد كردن پروردگار جلّ جلاله و ايستادن در پيشگاهش نهفته است، كه او را از سرپيچى نهى مى كند و از انواع فساد باز مى دارد.
5 ـ در تبيين حكمت نماز ـ : اطاعتى است كه [ خدا ] آنان را بدان امر كرده و آيينى است كه بر آن وادارشان ساخته است . در نماز بزرگداشت و گراميداشت خداوند و فروتنى بنده هنگام سجده است و اقرار به اينكه بالاتر از او ، پروردگارى است كه به عبادتش مى پردازد و برايش سجده مى كند.
البته این تقسیم بر اساس کیفیت نمازها و اقسام نمازگزارها است.
1. نماز ناب : نماز ناب نمازی است که با بالاترین درجه از عشق و معرفت و بیشترین خشوع و حضور خوانده شود . نمازی که در آن خاطر نمازگزار آنی غافل از خدا و معطوف به دنیا نشود و نمازگزار به گونه ای در آن غرق شود که اگر تیر از پایش در آورند متوجه نشود .نماز ناب مخصوص انبیائ و اولیائ است و مقام والایش مرهون همین نماز است . آری نماز ناب چنین اثری دارد . عارفانی چون محمد (ص) ، علی (ع)و علی ابن الحسین (ع) باید که چنین نماز بگزارد . انسانهای معصوم و برگزیده ای که دسترسی به مقام و نماز آنان برای دیگران میسر نیست .
2. نماز پر آثار : نمازی است که آگاهانه و عاشقانه بگزارند . نمازی ناب و پر از حضور ، توسط انسانهای خالص و ناب . این گونه نماز ها در انسان سازی و جامعه سازی نظیر ندارد و مخصوص عارفان و بندگان صالح خدا هستند . افسوس که عارفان در جامعه بسیار اندکند .
پروردگارا عرفان نماز را به ما عطا فرما و ما را به گزاردن نماز عارفانه موفق ساز .
3. نماز موثر : چنانچه آفات نماز یعنی جهل ، ضعف ، سهو وریا را به آگاهی ، ایمان ، توجه و اخلاص بدل سازیم نمازمان نماز موثری خواهد بود . آنان که نماز موثر و سازنده به جای می آورند بسیار کمتر از کسانی هستند که نماز کم اثر می خوانند . این نماز، نماز مومنانی است که اهل علم و معرفتند.
4. نماز کم اثر : نمازی است که غالباً از اول وقت خود به تاخیر می افتد و چنانچه در آغاز وقت خوانده شود باز هم با توجه کامل و حضور دل خوانده نمی شود این نماز همان نماز ساهی و غافل است . در دوره فرعون آمده است : وای بر نماز گزاران ، همان نماز گزارانی که از نماز خود فراموش می کنند ( فراموشکار در نماز خود هستند .)
با توجه به آنچه گفته شد بعضی از آفات نماز ضعف ایمان و فراموشی است.
بکوشیم که ضعف را به قوت و سهو را به توجه بدل سازیم . ساهی نماز نباشیم و مستحق ویل نگردیم . نماز پر اثر بگذاریم و از آن بهره برداریم .
5. نماز بی اثر : نمازی است که نماز گزارنده آن را نه از روی اعتماد و به عنوان یک تکلیف بلکه برای چشم و گوش دیگران و به عنوان یک فریب می خواند و چون نمازش خالی از انگیزه های خدائی و به دور از آگاهی و احساس تعهد و مسئولیت است گاهی نماز می خواند و گاهی نمی خواند .
وقتی که در حضور مردم است می خواند و هنگامی که در خلوت است نمی خواند حال که نماز حضور در محضر مردم نیست بلکه حضور در محضر پروردگار است و او همیشه و هرجا حاضر و ناظر است .
چنین نمازی نه تنها بی اثر و فاقد آثار نیک می باشد بلکه زیانبار است . همانند خوراک فاسد است زیان فردی دارد و چون برای فریب است زیان جمعی دارد. از این رو نه تنها نزد خدا فاقد ارزش است بلکه از گناهان است . آیا نباید نماز گناه آلود و بی ارزش و بی اثر را غیر معتبر بشمارد و مهر باطل شد بر آن بزنند؟ آیا این گونه نماز گزاران در خور « ویل » نمی باشند . در سوره ماعون می خوانیم : وای بر نماز گزاران ... همان نماز گزارانی که در نماز خود ریا می ورزند .
بزرگ ترین آفت نماز جهل و ریا است و بهترین عوامل بهبود نماز و هر کار دیگر آگاهی و اخلاص است ریا کردن برای دنیا است و همچنان که وضو برای نماز واجب است ترک ریا و دست شستن از دنیا نیز که وضوی باطنی است برای نماز و روی آوردن به خدا ضرورت دارد .
این وضویی است که می توان با آن تا قیامت نماز گزارد .
نماز را با ریا از اثر نیندازیم . ترک ریا کنیم و نمازی اثر بخش بگزاریم .
سؤال
: در هنگام وضو ، ريختن آب غير وضو بر روی دست چه حکمی دارد؟جواب: مانع ندارد، و مىتواند به قصد وضو با آن آب، موضع را بشويد. آنچه اشکال دارد اين است که با آب غير وضو مسح کشيده شود.
اهميت نماز جماعت
آثار نماز جماعت
1- آثار معنوى
2- آثار اجتماعى
3- آثار سياسى
4- آثار اخلاقى،تربيتى
امام جماعت
انتخاب امام جماعت
عدالت در امام جماعت
راه شناخت عدالت
نماز جماعت و...
آئين اسلام،از بعد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنايتبهبركات آثار وحدت و تجمع و يكپارچگى،در بسيارى از برنامههايشبر اين بعد،تكيه و تاكيد كرده است. برگزارى نمازهاى روزانه واجب نيز به صورت جماعت و گروهى،يكى از اين برنامههاست. در اينجا به اهميت«نماز جماعت»و آثار گوناگون آن اشارهمىكنيم:اهميت نماز جماعت
غير از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت(كه به آنها اشاره خواهدشد)پاداشهاى عظيمى براى آن بيان شده كه در اينجا به بعضى ازروايات،اشاره مىشود. از رسول خدا(ص)نقل شده كه:«من سمع النداء فلم يجبه من غيرعلة فلا صلاة له» (1) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دليل،در نماز جماعتمسلمانان شركت نكند،ارزشى ندارد. در حديث،تحقير نماز جماعت،به منزله تحقير خداوند بشمار آمدهاست:«من حقره فانما يحقر الله» (2) شركت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بيمه مىكند. (3) و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثوابو حسنه در نظر گرفته شده است. (4) همين كه كسى براى شركت در نماز جماعت از منزل خارجمىشود،يا در مسجد،در انتظار نماز جماعتبه سر مىبرد پاداش كسىرا دارد كه در اين مدت،به نماز مشغول بوده است. (5) تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بيشتر باشد،پاداش آن بيشتراست.اين كلام رسولخداست كه فرمود:«ما كثر فهو احب الى الله» (6) حديث جالبى در بيان فضيلت نماز جماعت است كه قسمتى از آندر رسالههاى عمليه هم ذكر شده است.ترجمه تمام حديث چنين است: اگر اقتدا كننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده مىشود. اگر اقتدا كننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده مىشود. اگر اقتدا كننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده مىشود. اگر اقتدا كننده 4 نفر باشد،پاداش 2400 نماز داده مىشود. اگر اقتدا كننده 5 نفر باشد،پاداش 4800 نماز داده مىشود. اگر اقتدا كننده 6 نفر باشد،پاداش 9600 نماز داده مىشود. اگر اقتدا كننده 7 نفر باشد،پاداش 19200 نماز داده مىشود. اگر اقتدا كننده 8 نفر باشد،پاداش 36400 نماز داده مىشود. اگر اقتدا كنندگان و امام جماعتبه 10 نفر رسيدند،پاداش72800 نماز دارد. ولى،همين كه عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خداكسى نمىداند. (7) در حديث ديگر است:هر كه نماز جماعت را دوستبدارد،خدا وفرشتگان او را دوست مىدارند. (8) در زمان پيامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت كم مىشدند،آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد مىپرداخت و مىفرمود:شركت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چيز سنگينتر است. (9) قرآن نيز،از اوصاف منافقان،بى حالى و كسالت هنگام نماز را بيانكرده است. (10 چرا كه سحر خيزى و حضور در جماعت مسلمين،آن هم ازراههاى دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ايمان و عشق نمازگزاراست. حضور در نماز جماعت،خاص يك منطقه نيست.انسان در هر جا كه باشد،خوب استبه فكر نماز جماعت و حضور در آن و تشويقديگران باشد. رسول خدا(ص)در باره اهميت جماعت،فرمود: «صلاة الرجل فى جماعة خير من صلاته فى بيته اربعينسنة.قيل:يا رسول الله!صلاة يوم؟ فقال(ص):صلاةواحدة» (11) يك نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانهاست. پرسيدند:آيا يك روز نماز؟فرمود:بلكه يك نماز. و مىفرمود:صفهاى نماز جماعت،همانند صفهاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (12) اولين نماز جماعتى هم كه بر پا شد،به امامت رسول خدا و شركتحضرت على(ع)و جعفر طيار(برادر حضرت على(ع))بود.همين كهابوطالب،فرزندش على(ع)را ديد كه به پيامبر اقتدا كرده،به فرزندديگرش جعفر گفت:تو نيز به پيامبر اكرم اقتدا كن و اين جماعت دو سهنفرى،پس از نزول آيه «فاصدع بما تؤمر» بود،كه فرمان به علنى ساختندعوت و تبليغ مىداد. (13)ادامه مطلب...
تورات مقدس متن مدوني براي تفيلا (نماز) معرفي نكرده، ليكن هر فردي چه مرد و چه زن يعني همه افراد يهود را موظف به خواندن نماز كرده است. در سفر تثنيه فصل 11 آيه 13 چنين ذكر شده است: «خداوند خداي خود را دوست بداريد و او را با تمامي دل و با تمامي جان خود عبادت كنيد». دانشمندان يهود درباره اين موضوع تفسير كرده اند كه اين كدام پرستش است كه به قلب مربوط مي باشد؟ جواب داده اند كه همان نماز است.
تفيلا وسيله ارتباطي است بين انسان و خدا كه در اين رابطه انسان خود را بينهايت كوچك دانسته در مقابل نيرويي بينهايت بزرگ، به مدح و ستايش ميپردازد. در قسمت ديگري از تفيلا انسان خواستهاي خود را با خدا مطرح ميكند. دعا كردن تكليف كردن بر خدا نيست بلكه برعكس تكليف كردن بر خود ماست يعني ميتوان اين طور بيان كرد كه انسان هنگام دعا كردن با در نظر گرفتن عنصر مشترك با خدا يعني عنصر اراده و اختيار كه او را از ساير موجودات جدا ميكند خواستار آن است كه با داشتن چنين عنصري خود را از مقام بينهايت كوچك به مقامي بينهايت بزرگ برساند و با كسب چنين قدرتي قادر به رفع نيازها و برآورد خواستها باشد. قسمت ديگر تفيلاي ما مربوط به شكرگذاري از خداوند است و اين بزرگترين نشانه آگاهي انسان است و عبارت است از آگاه بودن انسان به ارزشهاي خويش و آگاهي او نسبت به همه نعمتها و موهبتهايي كه دارد.
ادامه مطلب...
تأثير نماز بر احساس امنيت رواني
پس كداميك از دو دسته مردم سزاوار به امنيت اند (بگوييد ) اگر مي دانيد ! ( بگو ) : كساني كه ايمان آورده اند و ايمان خود را به ستم نياميخته اند
سوره مباركه انعام – آيه شريفه 82)
هر چند كه در پزشكي و زيست شناسي امروزي واژه استرس به معني هاي متفاوتي به كار مي رود ، اما براساس تعريف هانس سليه ( روانشناس مشهور ) استرس در پزشكي و روانپزشكي معمولا اشاره به موقعيت هاي رواني و اجتماعي متنوعي دارد مه قادر به ايجاد بيماريهاي جسمي و رواني و ساير اختلالات رفتاري است .
مطالعات هاروي برنر ( محقق برجسته استرس ) نشان مي دهد كه آمار مرگ و مير ، بيماريهاي جسمي ، خود كشي و ديگر كشي ، پذيرش بمارسنهاي رواني و زندانها و .... در ميان افرادي كه در معرض استرس هاي گوناگون بوده اند ، به مراتب بيشتر از افراد عادي است .
از آنجا كه زندگي انسانها در عصر حاضر ، با استرس هاي بسيار متعدد و گوناگوني همراه شده است و با توجه به اين كه لازمه زبستم و تداوم زندگي سازش پذيري و مقاومت در برابر استرس ها افزايش بخشند و احساس آرامش و امنيت رواني را در وجود او حكمفرما سازند ، بوضوح احساس مي شود .
چنانچه با دقت كافي و استناد به شواهد آماري به مكانهايي كه استرس هاي متعدد زندگي كار افراد را بدانجا مي كشاند ( مكانهايي مثل مطب پزشكان ، بيمارستانهاي جسمي و رواني ، قبرستان جوانمرگ ها !؟! ، زندانها و .... ) سري بزنيم متوجه مي شويم كه تعداد مذهبي ها ، در مقايسه با غير مذهبي هاي حاضر در اين قبيل جاها بسيار متفاوت است .
بعنوان مثال در كشورخودمان 90 % محكومان زندانها را افراد بي نماز تشكيل مي دهند .. يا مثلا آمار بيماران بستري در بيمارستانها كه با نماز بيگانه اند به طرز باورنكردني بيش از اشخاص مقيد به نماز است .
اين موضوع نه فقط در كشورهاي مسلمان ، بلكه در سرتاسر جهان عموميت دارد . بعنوان مثال : بررسي جوامع هوتري در آمريكاي شمالي حاكي از آن بود كه بروز اختلال رواني در آنها كمتر از ساير افراد جامعه است . جوامع هوتري نسبتا پايدار و منزوي هستند و در شرايط آرام كشاورزي و با عقاد ديني استوار زندگي مي كنند .
ادامه مطلب...

تو که يک گوشه ي چشمت غم عالم ببرد حيف باشد که تو باشي و مرا غم ببرد
با تبريک فرارسيدن اعياد شعبانيه و ولادت امام عصر (عج ) به محضر شما گراميان و کاربران محترم
به اطلاع مي رساند سايت تبيان به همين مناسبت اقدام به برگزاري ختم قرآن مجيد در نيمه شعبان 1386 به نيت تعجيل در فرج حضرت بقية الله عج الله تعالي فرجه مي نمايد .
براي انتخاب جزء مورد نظر خود اينجا کليک کنيد.
فضيلت ماه شعبان
شعبان ماه بسيار شريفى است و به حضرت سيد انبياء صَلَّى اللهِ عَلِيهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مىگرفت و به ماه رمضان وصل مىكرد و مىفرمود شعبان، ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بگيرد بهشت براي او واجب ميشود و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه چون ماه شعبان فرا ميرسيد امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مىنمود و مىفرمود اى اصحاب من مىدانيد اين چه ماهى است؟ اين ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله عليه و آله مىفرمود شعبان ماه من است پس در اين ماه براى جلب محبت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بداريد. به حقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مىكنم كه از پدرم حسين بن على عليهماالسلام شنيدم كه فرمود شنيدم از اميرالمؤمنين عليه السلام كه هر كه روزه بگيرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پيغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست ميدارد و در روز قيامت كرامت خود را نصيب او ميگرداند و بهشت را براى او واجب ميکند.
ادامه مطلب...
حضرت ادريس و نماز
امام جعفر صادق « علیه السلام » مي فرمايند:
حل مشكلات ديني و ماديت را در آنجا از خدا بخواه زيرا مسجد سهله خانه ادريس است ؛ مردي كه در آنجا به پيشه خياطي بود و نمازش را در آنجايگاه اقامه مي كرد آري آنكس كه در آنجا دست نياز بردبرد بيجواب نمي ماند و در قيامت در به هنگام ورود به شهر كوفه از مسجد سهله ديدن كن و در آن جايگاه نماز بگذار؛و جنت ادريس از مقام بلندي بر خوردار خواهد بود و به خاطر عبادت و اظهار نيازمندي در آنجا از ناراحتي هاي دنيايي و شر دشمنان در پناه حق قرار خواهد گرفت.
ادريس از قديمي ترين پيامبران خداست ؛ تا جائيكه طبرسي بزرگوار در جلد ششم مجمع صفحه 518ا و را جد پدري نوح مي داند.
نماز عبادتي بزرگ
شناخت معبود و آفریدگار محبت او را در دل ایجاد می کند و این محبت انسان را به پرستش و عبادت و اظهار کوچکی و تواضع در برابر عظمت او وا می دارد. نماز ، جلوه ای از بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبودیت و عبادت است. آنکه بنده خداست و این بندگی را احساس می کند و می داند و باور دارد در برابر او ، مطیع فرمان است و در پیشگاهش سر بر خاک می نهد و قامت خم می کند و به سجده می افتد. و با وی راز می گوید و نیاز می طلبد و آن خالق بی همتا را که سر رشته دار اوست به عظمت و پاکی می ستاید.
چرا عبادت؟
فلسفه آفرینش انسان ، بندگی و عبادت و عبودیت است. این صریح کلام الهی در قرآن کریم است که می فرماید:
« و ما الجن و الانس الا لیعبدون »
« جن و انس را جز برای پرستش و بندگی خود نیافریدم. »
خلقت این حکمت و هدف والا سر لوحه دین و همه رسولان الهی نیز بوده است.
در قرآن می خوانیم:
( در هر امتی پیامبری برانگیختیم که به مردم بگویند الله را بپرستید و بنده خدا باشید و از طاغوت بپرهیزید. ) این بندگی سودی به خدا نمی رساند بلکه مایه عزت و سعادت انسان است و گرنه خداوند بی نیاز مطلق است.
من نکردم خلق تا سودی کنم بلکه تا بر بندگان جودی کنم
آنچه ریشه و سبب عبودیت و بندگی انسان است عبارت از:
1- عظمت خدا
برخورد با یک شخصیت عظیم انسان را به تواضع وا می دارد.دیداربا یک دانشمند بزرگ آدمی را به تکریم و احترام وا می دارد.چون انسان در برابر عظمت و دانش این شخصیت خود را کوچک و کم سواد می بیند. خداوند مبدا همه عظمت ها وجلال هاست.شناخت خداوند به عظمت و بزرگی ،انسان ناتوان و حقیر را به تعظیم وا می دارد.
2- احساس نیاز و وابستگی
انسان ، برخوردار از عجز و نیاز و ناتوانی است و خداوند در اوج بی نیازی و غنای مطلق و سر رشته دار امور انسان هاست. این هم عاملی است تا انسان در برابر او بندگی کند.
3- سپاس نعمت
توجه به نعمت های بی حساب و فراوانی که او از هر سو و در هر زمینه ما را احاطه کرده قوی ترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می کند. نعمت هایی که حتی پیش از تولد انسان شروع می شود و در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم ( اگر شایستگی داشته باشیم ) از آنها بهره مند خواهیم شد. در قرآن به این نکته اشاره شده و به مردم زمان پیامبر « صلی الله علیه و اله » می فرماید:
« فلیعبدوا رب هذا البیت ، الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف »
( باید خدای کعبه را عبادت کنند ، خدایی که آنها را از گرسنگی نجات داد و سیر کرد و از ترس ایمن ساخت.)
4- فطرت
در سرشت انسان پرستش و نیایش وجود دارد. اگربه معبود حقیقی دست یافت ، که کمال مطلوب همین است. و اگر به بیراهه دچار شد ، به پرستش معبودهای بدلی و باطل می پردازد. بت پرستی ، ماه و خورشید پرستی ، گاو و گوساله پرستی ، نمونه های انحرافی است که وجود دارد. کسانی هم پول و مقام و همسر و ماشین و طاغوت و مدال و ... را می پرستند.
روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگرخوب رهبری نشود به عبادت و طاغوت می گراید . مثل میل به غذا که در هر کودکی هست ولی اگر راهنمایی نشود ، کودک خاک می خورد و لذت هم می برد. بدون هدایت صحیح این گرایش فطری ، انسان به عشقهای زودگذر پوچ یا پرستش های بی محتوای انحرافی دچار می شود.
شعبان
شعبان ماه بسيار شريفي است، و به حضرت سيد انبيا(صلی الله علیه واله) منتسب ميباشد، و آن حضرت همة اين ماه را روزه ميگرفت، و روزه آن را به ماه رمضان متّصل مينمود، و ميفرمودند شعبان ماه من است، هر كه يك روز از اين ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب ميشود. از امام صادق(علیه السلام) روايت شده است: چون ماه شعبان ميرسيد حضرت زينالعابدين(علیه السلام) اصحاب خود را جمع ميكرد و ميفرمود: اي اصحاب من، ميدانيد اين چه ماهي است؟ اين ماه شعبان است، و حضرت رسول(صلی الله علیه و اله) ميفرمايد شعبان ماه من است، پس در اين ماه براي جلب محبّت پيغمبر خود، و براي تقرّب به سوي پروردگار خويش، روزه بداريد، به خدايي كه جان عليبن الحسين (علیه السلام) به دست قدرت اوست، سوگند ياد ميكنم از پدرم حسينبن علي (علیه السلام) شنيدم كه فرمود: از اميرالمؤمنين(علیه السلام) شنيدم: هر كه شعبان را براي جلب محبّت پيامبر، و تقرّب جستن به سوي خداوند روزه بدارد خداوند او را دوست بدارد، و در روز قيامت به كرامتش نزديك نمايد، و بهشت را بر او واجب گرداند. شيخ از صفوان جمّال روايت كرده است كه امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: كساني را كه پيرامون و اطراف تو هستند به روزة شعبان وادار كن. گفتم: فدايت شوم، مگر در فضيلت آن چيزي ميبيني؟ فرمود: آري رسول خدا (صلی الله علیه و اله) هرگاه هلال شعبان را ميديد، به منادي دستور ميداد تا در مدينه ندا كنند: اي اهل مدينه، من از جانب رسول خدا(صلی الله علیه و اله) به سوي شما ارسال شدهام، آن حضرت ميفرمايد: آگاه باشيد، به درستي كه شعبان ماه من است، خدا رحمت كند كسي را، كه مرا در ماه من ياري كند، يعني روزه بدارد آن را، سپس امام صادق(علیه السلام) چنين گفت: اميرالمؤمنين(علیه السلام) ميفرمود: از هنگامي كه شنيدم منادي رسول خدا(صلی الله علیه و اله) در شعبان ندا داد، روزة شعبان از من فوت نشد، و تا زماني كه زنده هستم به خواست خداوند از من فوت نخواهد شد. پس ميفرمود: روزة دو ماه شعبان و رمضان ماية توبه و آمرزش خداست. اسماعيلبن عبدالخالق روايت كرده است: نزد امام صادق(علیه السلام) بودم، ذكر روزة شعبان به ميان آمد، حضرت فرمود: در فضيلت روزة شعبان چنين و چنان است، تا جايي كه انسان مرتكب قتل حرام ميشود، پس چنانچه شعبان را روزه بدارد، اين روزه به او سود ميرساند، و به خواست خداوند آمرزيده ميشود!
بعضي از اعمال مشترك اين ماه:
ادامه مطلب...
نماز در برخی ادیان غیروحیانی
از آن جایی که خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خدا گرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است که مظهر و نمود عینی آن ، در ادیان الهی ، در نماز تجلی یافته است. باید گفت که مسأله نیایش به ویژه نماز مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلکه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده که به برخی از آن ها اشاره می شود.در تاریخ ، در مواقعی که در دیر یا صومعه ی تبتیان جشن معینی برپا می شد ، زوار از هر طرف به آن جا روی می آوردند و هدایایی مثل قماش ، کره و ... برای راهبان می آوردند ودر آن جا چند روز اقامت کرده ، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یک سلسله مراحل سحر آمیز به سرزمین خود برمی گشتند و نیز یادآور شده بعد ازاین که امپراتوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یکی از راهبان تبتی به نام تسونگ- خا-پا در صدد اصلاحاتی در دین «لاما» برآمد و شریعتی بنیان نهاد که به نام «معبد زرد» موسوم است . این اصلاح مذهبی انتظامات دیر ها را شدید تر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه ها به کلی حرام و عبادت و نماز ها بیشتر معمول گردید .طبق آماری که جان ناس در کتاب تاریخ ادیان خود می آورد ، تعداد معابد مذهبی شینتو در سال 1945 میلادی، به بیش از یکصد هزار می رسید. این معابد هرکدام دارای صحن و حیاطی بودند و در ضلع مرکزی مدخل ورود و دروازه ی معروف شینتو توری گشوده شده بود.این دروازه ها ، بناهایی مقدس شمرده می شدند و زائران پاکنهاد ازآنجا می گذشتند و به ضریح مرکزی راه می یافتند. شخص زائر در آنجا بعد از شست وشوی دست و دهان ، دست هارا به علامت استرحام به سبک مخصوص ژاپنی ها با یکدیگر جفت کرده ، تعظیمی می کرد و سپس زنگ را می نواخت وبا خضوع و خشوع هدایایش را در محل مخصوص می گذاشت. پس از دعا ونیایش ، در حال رکوع به تفکر و مراقبه مشغول می گردیدو سپس با همان سکون و ادب مراجعت می کرد ودر عبور از دروازه با تعظیم خارج می گردید.
درباره کنفوسیوس آمده است که او به پیامبری اش و این که به او وحی می شده است ، اشاره ای نکرده است و در واقع بیشتر حکیم بوده تا این که مرد دین باشد ، ولی با این همه اعتقاد او به امور مذهبی محدود به نوعی خودداری و احتیاط است و چه در اعتقادات نفسانی و چه در اعمال ظاهری وی ، پیوسته روح ایمان یعنی یک حقیقت مذهبی نمودار است.او نماز می خواند ، در حالی که ساکت بوده ، حرف نمی زده است. برخلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این که خداوند اورا ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوک افراد و الفت میان آن ها نمی باشد. همچنین در مورد مذهب او آمده است که وقتی او به سختی بیمار شده بود و شاگردش«تسو – یو» رخصت طلبید تا برای شفای او نماز بخواند ، او به طفره گفت:آیا آمادگی چنان که باید دارید؟ تسو – یو گفت: آری و درکتاب دعا آمده است به ارواح زبرین و ارواح زیرین نماز آورید. کنفوسیوس بی درنگ گفت: نماز من باید راهی بس دراز بپیماید. از مطالب فوق چنین می توان برداشت نمود که مسأله عبادت و پرستش ، در طول تاریخ همیشه همراه بشر بوده است، چون این امر ریشه در سرشت و فطرت انسان داشته و نماز هم به عنوان عبادت خاص از مصادیق همان عبادت و پرستش بوده که تمامی انسان ها در طول تاریخ آن را به گونه ای مخصوص اقامه می کردند.
نماز در آیین یهود
قرآن کریم متقن ترین منبعی است که از گذشتگان خبر می دهد و درآن شواهدی درباره نماز درشریعت حضرت موسی آمده است.وقتی حضرت موسی(ع) در راه رسالت الهی با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بیابان گذاشت ودر تاریکی وظلمت شب، به طوفان و باران برخورد کرد وبه خاطر سختی ها و مشکلات فراوان دستخوش اضطراب وناراحتی گشت، پروردگار مهربان برای آرامش او به او وحی نمود که:« همانا من الله هستم و معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز رابرای یاد من به پادار. »در این آیه پس از بیان عبادت خدای یکتا به حضرت موسی (ع)مسأله نماز یادآوری شده است.درآیه دیگری به موسی و برادرش هارون دستور داده شده که:«...شما و پیروانتان در مصر منزل گیرید وخانه هایتان را قبله و معبد قرار دهید و نماز بپادارید...». در این آیه هم خطاب به موسی(ع) و هارون به پاداشتن نماز مطرح گردیده است. درتأیید این مطالب که یهودیان باید نماز هایشان را درمعابدشان اقامه کنند درکتاب« گنجینه تلمود » آمده است که:« علاوه بر عبادتها و نمازهای فردی و خصوصی که انسان به وسیله آن حاجات خود را ازخدا می طلبد ، نمازهای جماعتی نیز هستند که افراد موظف هستند در آن شرکت جویند.»ودرتاریخ ادبی و فکری قوم یهود، کتاب تلمود بزرگترین و جامع ترین کتاب شمرده شده است.این کتاب درقرن پنجم میلادی توسط«یوخاس» فردی که از روحانیون یهود وبا همکاری کاهنان یهودی ، باترکیب و تلفیق دو کتاب میشنا و گبارا و چند کتاب کوچک دیگر ،تدوین گردید و این کتاب ترکیبی را تلمود خواندند.
در باره برگزاری نماز جماعت در کنیسه نیز گفته شده است :« هرآن کس که در شهر او کنیسه ای وجود دارد و برای خواندن نماز به آن جا نمی رود وی را « همسایه بد »می خوانند وبه شدت ، این همسایگان بد را مورد نکوهش و مذمت قرار می دهند . » در روایتی هم که ازائمه (ع) به ما رسیده وجود نماز را در این شریعت آسمانی تأیید می کند؛از جمله ، روایتی است در ارشادالقلوب دیلمی که می گوید:«خداوند سبحان به موسی بن عمران (ع) وحی فرمود:ای موسی... اگر ببینی آن کسانی را که نماز می خوانند درتاریکی شب و خود را به من نزدیک می نمایند به حدی که گویی مرا می بینند و با من سخن می گویند ، من به آن ها جلال و عزت می دهم. » همچنین در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمودند:« خداوند به موسی (ع) وحی کرد می دانی چرا از میان بندگانم ترا برای شنیدن کلامم به طریق مستقیم انتخاب کردم؟گفت:خیرای پروردگارم.خطاب رسیدبه خاطر این که در عبادت و بندگی همانندت را نیافتم که نسبت به من در نفس خود به این اندازه با تواضع باشد.ای موسی تو بنده ای هستی که درپیشگاه من به وقت نماز صورت بر خاک می گذاری.» از دقت در روایات می توان چنین نتیجه گرفت که نماز یکی از دستورات ضروری و با اهمیتی بوده است که توسط حضرت موسی(ع) از طرف خداوند به مردم ابلاغ شده است. یهودیان در شبانه روز ۳مرتبه نماز می خوانند که آنهارا نماز صبحگاه ،نیمروز و شامگاه می گویند.و همچنین نمازشان دارای مقدماتی است ،ازجمله این که : در حال جنابت نمی توان نماز خواند و بدن و لباس باید از هرگونه کثافت و پلیدی پاک باشد.آنان دستها و صورت را به عنوان وضو شسته و به طرف بیت المقدس ایستاده و با خضوع و خشوع نماز می خوانند. از مجموع آن چه گفته شد به خوبی می توان دریافت که نماز در آیین یهود از دستورات قطعی و واجبی بوده که توسط حضرت موسی(ع) به مردم ابلاغ شده است و خود آن حضرت اهتمام زیادی بر انجام آن داشته اند.
نماز در آیین مسیحیت
قرآن در آیات متعددی چندین بار از حضرت عیسی(ع) سخن به میان آورده است.آنگاه که مریم پاکدامن به قدرت و معجزه خداوندی بدون داشتن همسر حامله گردید و فرزندش حضرت عیسی(ع) را به دنیا آورد ، این وضع موجب شگفتی و حتی باعث تهمت ناروا به او گردید که این هنگام مریم به فرمان خدا سکوت کردو تنها کاری که اشاره به نوزادش کرد و افراد ماجراجو را به اطراف گهواره عیسی(ع)ارجاع داد.اما این کار بیشتر تعجب آن هارا برانگیخت و برخی آنرا حمل بر سخریه گرفته و خشمناک شدند ، ولی این وضع چندان به طول نکشید ، چرا که آن نوزاد ربان به سخن گشود و گفت :«به درستی که من بنده خدایم که به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است. مرا هرکجا باشم مایه برکت قرار داد وتا زنده ام به زکات و نماز سفارش کرد.» دراین آیات حضرت عیسی(ع) پس از بیان این که فرستاده خداست و کتاب آسمانی به او داده شده ازمیان برنامه ها، توصیه به نماز و زکات را مطرح می کند آن هم با این بیان:مادامی که زنده باشم ،واین به خاطر اهمیت فوق العاده این دو برنامه است چرا که این دو ، رمز ارتباط خالق و خلق است. در مورد خود مریم نیز در قرآن آمده است:«ای مریم ! برای پروردگارت خضوع کن و سجده به جا بیاور و با رکوع کنندگان رکوع نما.»این آیات به خوبی مؤید این مطلب می باشد که در شریعت آسمانی حضرت عیسی(ع) نماز و اقامه آن ، از واجبات مهمی بوده که از طرف خداوند از ابتدای تولد به آن حضرت توصیه شده بود و مادرش حضرت مریم(ع) از طرف فرشتگان امر به اقامه نماز شده بود.
دکتر احمد شبلی در کتاب مقارنة الادیان خود می گوید :«مهم ترین عبادت نزد مسیحیان روزه ونماز است، ولی محمدوده آن متفق علیه نیست. بسیاری از مسیحیان معتقدند که انتظامات و قانون در روزه و نماز توجیه اختیاری است نه اجباری. اما نماز، پس هفت نماز در روز و شب دارند که عبارتند از :نماز صبحگاهان و نماز ساعت سوم و ششم نهم و یازدهم و دوازدهم و نیمه شب، و اهتمام و توجه آنان به نماز ، بیشتر از روزه است و نماز، ترتیبی خاص ندارد.» مسیحیان در روز یکشنبه در کلیسا، جلسات دعای دسته جمعی تشکیل می دهند.بعلاوه، روحانیون و وابستگان آنان دعاهایی دارند و معتقدند که باید دعا کنند و با دلی پاک ، حاجات خود را از خدا بخواهند. با وجود این ، آخرین نمازی را که مسیح با حواریون به جای آورد ، بهترین صورت دعا می دانند و این دعا یا نماز، مشتمل بر تمجید خداست و آنگاه شش فقره آن به بیان حاجات که طلب نان روزانه، یکی از آنهاست، اختصاص دارد و پس از اظهار حوائج، باز به تسبیح مقام ربوبیت می پردازند. در قاموس کتاب مقدس در مورد کیفیت نماز عیسویان آمده است :«اما لازم به ذکر است که وضع هیئت بدن در قیام و قعود نزد عیسویان مراعات نمی شود و دارای اهمیت نمی باشد که شخص نماز گزار در قیام باشد یا در قعود یا در رکوع یا در سجود ، با چشم های بسته یا گشاده بلکه قصد کلی ، نیت خالص و پاکی و طهارت فکر می باشد و البته باید ملتفت این معنی نیز شد که استجابت دعا یا نماز البته به کثرت کلمات مکرر و طولانی نماز نیست، بلکه بهترین نماز آن است که مختصر و مفید و با نهایت گرمی و حرارت تقدیم شود.»مسیحیان کتاب مخصوصی برای نماز دارند و بر حسب آن چه در آن مکتوب است نماز باید بخوانند و اما درباره نماز ارتجالی (فرادی) که شخص نماز گزار به خودی خود نماز کند این است که افکار و خواسته های مخصوص خود را به نوع مخصوص در حضور خالق خود می آورد و البته در این صورت با اختلاف ظروف و حرارت نفس نماز گزار ، تفاوت کلی خواهد داشت و به هیچ وجه مقید به قیود مخصوص نخواهد بود.در پایان باید گفت صرف نظر از بعضی تحریفات و اضافاتی که در کتاب آسمانی انجیل شده وبه حضرت عیسی (ع) نسبت داده شده است، نماز در این شریعت الهی ، جایگاه خاصی داشته و از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است و نمی توان منکر اصل نماز در شریعت آسمانی عیسی(ع)شد و از دیدگاه اسلام حضرت مسیح(ع) یکی از پیامبران بزرگ الهی است.
ان هذا القرآن ما حبة ا...
محفل انس با قرآن کریم
جشن میلاد حضرت مهدی موعود (عج)
با حضور قاریان ممتاز بین المللی اساتید:
حاج حسین سبز علی و حاج سعید طوسی
حافظ 13ساله قرآن و نهج البلاغه سید حسن واحدی
قاری ممتاز شهرستان محسن قاسمی
گروه تواشیح کشوری «یاسین»
با مولودی خوانی آقای حسین عبدوی
به همین مناسبت از تمامی شهروندان عاشق قرآن و ولایت دعوت می گردد تادراین محفل نورانی که در شام پربرکت نیمه شعبان المبارک برگزار می گردد،حضور به هم رسانند.
خاطر نشان می گردد محفل قرآنی راهیان نور توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ضبط شده و در رسانه ملی پخش خواهد گردید.
زمان:چهارشنبه 7/6/86 رأس ساعت 19:30
مکان:نسیم شهر،انتهای خیابان شهید چمران ، جنب پارک کورک،مسجد اعظم امام زمان(عج)
مجمع قرآنی راهیان نور نسیم شهر
در زیر لینک رساله برخی از مراجعین عظام قرار دارد که برای مشاهده هر کدام از آنها باید بر روی آنها کلیک کنید. امیدوارم مفید واقع شوند.
رساله امام خمینی (ره)




















آداب و مستحبات نماز جمعه عبارتند از:
1. مستحب است كه در هنگام خطبه نماز جمعه ، مردم ساكت باشند و از حرف زدن بپرهيزند، كه صحبت كردن در وقت خطبه ها مكروه است .
2. مستحب است كه امام حمد و سوره را با صداى بلند بخواند.
3. در ركعت اول بعد از حمد سوره جمعه و در ركعت دوم ، مستحب است كه سوره منافقون خوانده شود.
4. مستحب است كه دو خطبه نماز جمعه ، در وقت ظهر خوانده شود.
5. در خطبه اول مستحب است كه حمد الهى ، به لفظ جلاله (اللّه ) باشد.
6. مستحب است كه در خطبه دوم ، امام جمعه پس از درود بر پيغمبر صل الله عليه و آله به ائمه معصومين نيز درود بفرستد و براى مومنين استغفار كند.
7. مستحب است كه خطبه هاى منسوب به اميرالمومنين عليه السلام يا آنچه از ائمه معصومين عليهم السلام وارد شده انتخاب شود.
8. شايسته است امام خطيب ، بليغ باشد و به تناسب اوضاع و احوال سخن بگويد و عبارات فصيح و روان به كار برد. مصالح اسلام و مسلمين را تشخيص بدهد. چنان شجاع باشد كه در راه خدا از ملامت و نكوهش احدى بيم به خود راه ندهد، از پرگويى و شوخى و بيهوده گويى بپرهيزد.
9. مستحب است كه امام خطيب در زمستان و تابستان ، عمامه داشته باشد.
10. مستحب است كه امام خطيب در زمستان و تابستان ، ردايى از برد يمنى يا (عدنى ) بپوشد و خود را بيارايد.
11. مستحب است كه امام خطيب ، تميزترين لباس هاى خود را بپوشد و خود را خوش بو كند، به طورى كه با وقار و سكينه باشد.
12. مستحب است كه امام قبل از خطابه ، هنگامى كه مؤ ذن اذان مى گويد او بر منبر نشسته باشد، تا اذان به پايان برسد.
13. مستحب است كه امام جمعه هنگام صعود به منبر خطابه ، روبروى مردم بايستد و سلام كند، مردم نيز با چهره هاى خود از او استقبال كنند.
14. مستحب است كه امام خطيب ، به چيزى از قبيل كمان و شمشير (اسلحه ) و عصا تكيه كند.
15. مستحب است كه مردم نيز خود را روبروى امام خطيب قرار دهند.
16. مستحب است كه امام خطيب در هنگام موعظه و سفارش به تقوا، صداى خود را چنان بلند نمايد كه همه حاضرين مواعظ او را بشنوند. در مجامع بزرگ نيز توسط بلندگوها به خطبه بپردازد تا تشويق و تحذير و مسائل مهمه را به گوش همگان برساند.
17. مستحب است كه امام در حال خطبه ، سخنى غير مربوط به خطبه ها نگويد.
18. مستحب است كه امام و مستمعين در حال خطبه ، واجد طهارت كامل (كه براى نماز معتبر است ) باشند.
19. مستحب است كه ماءمومين در حال خطبه ، روبروى امام بوده و بيش از مقدارى كه در نماز مى توانند خود را از قبله منحرف كنند، رو بر نگردانند.
20. احتياط مستحب آن است كه قبل از اقامه نماز جمعه مطمئن شوند مطمئن شوند كه در كمتر از حد مقرر، نماز جمعه ديگرى قبل از آنها و يا مقارن آنها برگزار نشده و نمى شود. (حد مقرر يك فرسخ است ؛ نبايد در فاصله اى كمتر از يك فرسخى آن نماز جمعه ديگرى منعقد شود).
21. مستحب است كه امام جمعه از شبهات اجتناب كند.
22. مستحب است كه امام جمعه ، مواظب بر نمازهاى خود در وقتشان باشد.
23. مستحب است كه امام جمعه محرمات حتى مكروهات را ترك نمايد.
24. مستحب است كه امام جمعه بر انجام اوامر الهى حتى مستحبات حريص باشد.
25. مكروه است كه خطيب در حال خطبه سخن ديگر غير از خطبه بگويد.
26. حرف زدن ماءمومين در هنگام ايراد خطبه ها مكروه است .
| روز | تاریخ | اذان صبح | طلوع آفتاب | اذان ظهر | غروب آفتاب | اذان مفرب | نیمه شب | تاریخ میلادی |
| پنج شنبه | 1/6/1386 | 03:57 | 05:29 | 12:06 | 18:44 | 19:05 | 23:21 | 23/8/2007 |
| جمعه | 2/6/1386 | 03:58 | 05:30 | 12:06 | 18:43 | 19:03 | 23:21 | 24/8/2007 |
| شنبه | 3/6/1386 | 04:00 | 05:30 | 12:06 | 18:42 | 19:02 | 23:21 | 25/8/2007 |
| یکشنبه | 4/6/1386 | 04:01 | 05:31 | 12:06 | 18:40 | 19:01 | 23:20 | 26/8/2007 |
| دوشنبه | 5/6/1386 | 04:02 | 05:32 | 12:05 | 18:39 | 18:59 | 23:20 | 27/8/2007 |
| سه شنبه | 6/6/1386 | 04:03 | 05:33 | 12:05 | 18:38 | 18:58 | 23:20 | 28/8/2007 |
| چهار شنبه | 7/6/1386 | 04:04 | 05:33 | 12:05 | 18:36 | 18:57 | 23:20 | 29/8/2007 |
| پنج شنبه | 8/6/1386 | 04:05 | 05:34 | 12:04 | 18:35 | 18:55 | 23:20 | 30/8/2007 |
| جمعه | 9/6/1386 | 04:06 | 05:35 | 12:04 | 18:34 | 18:54 | 23:20 | 31/8/2007 |
| شنبه | 10/6/1386 | 04:07 | 05:36 | 12:04 | 18:32 | 18:52 | 23:19 | 1/9/2007 |
| یکشنبه | 11/6/1386 | 04:08 | 05:36 | 12:04 | 18:31 | 18:51 | 23:19 | 2/9/2007 |
| دوشنبه | 12/6/1386 | 04:09 | 05:37 | 12:03 | 18:29 | 18:49 | 23:19 | 3/9/2007 |
| سه شنبه | 13/6/1386 | 04:10 | 05:38 | 12:03 | 18:28 | 18:48 | 23:19 | 4/9/2007 |
| چهار شنبه | 14/6/1386 | 04:11 | 05:39 | 12:03 | 18:26 | 18:47 | 23:19 | 5/9/2007 |
| پنج شنبه | 15/6/1386 | 04:12 | 05:39 | 12:02 | 18:25 | 18:45 | 23:18 | 6/9/2007 |
| جمعه | 16/6/1386 | 04:13 | 05:40 | 12:02 | 18:24 | 18:44 | 23:18 | 7/9/2007 |
| شنبه | 17/6/1386 | 04:13 | 05:41 | 12:02 | 18:22 | 18:42 | 23:18 | 8/9/2007 |
| یکشنبه | 18/6/1386 | 04:14 | 05:42 | 12:01 | 18:21 | 18:41 | 23:18 | 9/9/2007 |
| دوشنبه | 19/6/1386 | 04:15 | 05:42 | 12:01 | 18:19 | 18:39 | 23:17 | 10/9/2007 |
| سه شنبه | 20/6/1386 | 04:16 | 05:43 | 12:01 | 18:18 | 18:38 | 23:17 | 11/9/2007 |
| چهار شنبه | 21/6/1386 | 04:17 | 05:44 | 12:00 | 18:16 | 18:36 | 23:17 | 12/9/2007 |
| پنج شنبه | 22/6/1386 | 04:18 | 05:45 | 12:00 | 18:15 | 18:35 | 23:17 | 13/9/2007 |
| جمعه | 23/6/1386 | 04:19 | 05:45 | 11:59 | 18:13 | 18:33 | 23:16 | 14/9/2007 |
| شنبه | 24/6/1386 | 04:20 | 05:46 | 11:59 | 18:12 | 18:32 | 23:16 | 15/9/2007 |
| یکشنبه | 25/6/1386 | 04:21 | 05:47 | 11:59 | 18:11 | 18:30 | 23:16 | 16/9/2007 |
| دوشنبه | 26/6/1386 | 04:22 | 05:48 | 11:58 | 18:09 | 18:29 | 23:15 | 17/9/2007 |
| سه شنبه | 27/6/1386 | 04:23 | 05:48 | 11:58 | 18:08 | 18:27 | 23:15 | 18/9/2007 |
| چهار شنبه | 28/6/1386 | 04:23 | 05:49 | 11:58 | 18:06 | 18:26 | 23:15 | 19/9/2007 |
| پنج شنبه | 29/6/1386 | 04:24 | 05:50 | 11:57 | 18:05 | 18:24 | 23:15 | 20/9/2007 |
| جمعه | 30/6/1386 | 04:25 | 05:51 | 11:57 | 18:03 | 18:23 | 23:14 | 21/9/2007 |
| شنبه | 31/6/1386 | 04:26 | 05:51 | 11:57 | 18:02 | 18:21 | 23:14 | 22/9/2007 |










