تبليغاتX
.....۩۩ سـتون دین ۩۩.....



آثار اخروی نماز

نماز

نماز، عطیه‌ای الهی است كه به عنوان فلاح مطلق «حی علی الفلاح» و بهترین عمل «حی علی خیر العمل» و ستون خیمه دین «الصلوة عمود الدین»(1) معرفی شده است. نماز عروج به قبله‎ رفیع انسانیت «الصلوة معراج المؤمن»(2) است كه تعالی روح و كسب ملكات اخلاقی و نجات از فساد و تباهی از رهگذر آن حاصل می‌آید «إن الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر.»(3)

دریافت نشان عبودیت از رهگذر این عبادت زیبای الهی،‌ برای انسانی میسّر است كه شرایط صحت و قبول و كمال این عبادت عظیم را به نحو احسن بجای آورد. وقتی عبد، این عبادت الهی را «كه جز بر خاشعان بزرگ می‌نمایاند»(4)،‌ به طور شایسته به انجام رساند،‌ آثار عظیمی اعم از فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی را به دنبال خواهد داشت كه در حقیقت ثمره و نتیجه عمل او محسوب می‌شود. در این نوشتار مختصر در صدد بیان همه جانبه این آثار نیستیم بلكه به برخی از آثار برزخی و اخروی این عبادت درخشان در آیات و روایات اشاره می‌كنیم.

 

آثار نماز در آیات الهی(توجه یا بی توجهی به نماز):

1. یاد كردن خدا از بنده‎ خود

خداوند در سوره طه می‌فرماید: «اقم الصلوة لذكری»(5)؛ نماز ذكر و یاد خداست. این آیه وقتی در كنار این آیه شریفه «فاذكرونی اذكُركم ...»(6) تفسیر شود این نتیجه را افاده می‌كند كه وقتی عبد به یاد حق باشد حق هم به یاد او خواهد بود.(7) مفسرین در ذیل آیه شریفه «فاذكرونی اذكركم» در بیان این كه «مراد از یادآوری بندگان چیست؟ بیانات متنوعی را ذكر كردند كه از جمله آن موارد عبارت است از:

در پرتو ایمان و عمل صالح و برپاداشتن نماز و ... مستحق دو جایزه می‌شوند:

- دریافت پاداش (لهم اجرهم ...)

- بهره‌مندی از آرامش كامل (لا خوف ...) كه هیچ اضطراب و غمی به همراه آن وجود ندارد .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387;ساعت 15:42;  توسط داود شاملو;  | 

بدبخت ها، اینقدر نماز شب نخوانید

نشاط در جبهه

واقعیت این است که جنگ در قاموس ما آن چیزی نیست که در غرب و شرق عالم گذشته و می گذرد. تمام تاریخ بشری شاهد است که جنگیدن برای اعتقاداتی که ریشه در معرفت الهی دارد، نه یک جنگ ساده و بی معنی، بلکه یک عبادت به تمام معناست. در چنین وضعیتی، شور و حال و شادی، جای هر گونه اسف و ناراحتی را می گیرد. بدیهی است در چنین شرایطی رزمندگان جبهه ی حق همواره مسرور و شاد هستند و الفاظ شیرین بر لب دارند.

خواندن آن چه که آن را طنز در نبرد نامیده ایم، شما را بیشتر به فضای دل انگیز جبهه های هشت سال دفاع مقدس می برد. بخوانید و لذت ببرید:

بدبخت ها اینقدر نماز شب نخوانید

جدی جدی مانع نماز شب و شب زنده داری بچه ها می شد. تا جایی که می توانست سعی می کرد نگذارد کسی نماز شب بخواند. گاهی آفتابه آبهایی که آنها از سر شب پر می کردند و پشت سنگرمخفی میکر دند خالی می کرد؛ اگر قبل از اذان صبح بیدار می شد پتو را از روی بچه ها که در حال نماز بودند می کشید. اگر به نگهبان سپرده بودند که صدایشان کند و می خواست به قولش وفا کند، نمی گذاشت و خلاصه هر کاری از دستش می آمد کوتاهی نمی کرد. با این وصف یک وقت بلند می شد می دید ای دل غافل! حسینیه پر است از نماز شب خوانها. آن وقت بود که خیلی محکم می ایستاد و داد و بیداد می کرد: ای بدبخت ها! چقدر بگویم نماز شب نخوانید. اسلام والله به شما احتیاج دارد. فردا اگر شهید بشوید کی می خواهد اسلحه هایتان را از روی زمین بردارد؟ چرا بیخودی خودتان را به کشتن می دهید؟ بچه ها هم بی اختیار لبخندی بر لبانشان می نشست و صفای محفل می شد.

***

برای سماورهای خودتان...

بچه ها با صدای بلند صلوات می فرستادند و او می گفت: نشد! این صلوات به درد خودتون می خوره نفرات جلوتر که اصل حرف های او را می شنیدند و می خندیدند؛ چون او می گفت: برای سماورای خودتون و خانواده هاتون یه قوری چایی دم کنید، ولی بچه های ردیف های آخر فکر می کردند که او برای سلامتی آنها صلوات می گیرد و پشت سر هم می گفت: نشد! مگه روزه هستید و بچه ها بلند تر صلوات می فرستادند.

بعد از کلی صلوات فرستادن تازه به همه گفت که چه چیزی می گفته و آنها چه چیزی می شنیدند و بعد همه با یک صلوات به استقبال خنده رفتند.

***

یاد باد آن روزگاران یاد باد

بیت المال

خمپاره که می زدند طبیعتاً اگر در سنگر نبودیم خیز می رفتیم تا از ترکش آن محفوظ بمانیم. بعضی صاف صاف می ایستادند و جنب نمی خوردند و اگر تذکر می دادی که دراز بکش، می گفتند: بیت المال است. حالا که این بنده خدا به خرج افتاده نباید جاخالی داد. حیف است، این همه راه آمده خوبیت ندارد.

***

بیش از 50 کیلو ممنوع

در اوج باران تیر و ترکش بعضی از این نیروها سعی شان بر این بود تا بگویند قضیه این قدرها هم سخت نیست و شب ها دور هم جمع می شدند و روی برانکاردها عبارت نویسی می کردند. یک بار که با یکی از امدادگرها برانکارد لوله شده ای را برای حمل مجروح بار کردیم چشمشان به عبارت حمل بار بیش از 50 کیلو ممنوع افتاد.

از قضا مجروح نیز خوش هیکل بود. یک نگاه به او می کردیم یک نگاه به عبارت داخل برانکارد. نه می توانستیم بخندیم، نه می توانستیم او را از جایش حرکت بدهیم . بنده خدا حاج و واج مانده بود که چه بگوید. بالاخره حرکت کردیم و در راه کمی می آمدیم و کمی هم می خندیدیم. افراد شوخ طبع دست از برانکارد خون آلود حمل مجروح هم برنداشته بودند.

***

برق سه فاز

روزی از محمد در مورد روحیه رزمندگان سوال کردم. گفت: روحیه رزمندگان ما مانند برق سه فازی است که وقتی مزدوران عراقی را می گیرد آنان را به علت نداشتن تقوا، خشک می کند و از پا در می آورد.

با یک صلوات در اختیار دشمن

از خستگی تلو تلو می خوردیم، شوخی نبود، بیش از هفت هشت ساعت راه رفته بودیم. آن هم روی صخره ها و ارتفاعات. موقع برگشتن وقتی که بچه ها نه نای حرف زدن داشتند نه پای رفتن، سر گروهمان گفت: برادر! با یک صلوات در اختیار خودشان. همه خنده شان گرفته بود چون دیگر برای کسی اختیاری و توانی نمانده بود. یکی از بچه ها گفت: برادر! اگر در محاصره دشمن بودیم چه می گفتی؟ و او که در حاضر جوابی کم نمی آورد، پاسخ داد: هیچی، می گفتم برادرا با یک صلوات در اختیار دشمن!

***

بوی دهان

در جریان عملیات کربلای 5 تعداد زیادی از دوستان خوب، به شهادت رسیدند و برخی مجروح شدند. عباسقلی شاهرودی جزء مجروحین بود. وقتی امدادگر آمد زخم هایش را ببندد گفته بود: جلو نیا دهانت بو می دهد، حالت تهوع پیدا می کنم. بقیه مجروحین از حرف او خنده شان گرفته بود و باعث شد در آن فضای پر از درد، شوخی و خنده جایگزین شود.

***

آمده ام جبهه شهید بشوم

همه دور هم نشسته بودیم. یکی از بچه ها که زیادی اهل حساب و کتاب بود و دلش می خواست از کنه هر چیزی سر در بیاورد گفت: بچه ها بیایید ببینیم برای چه اومدیم جبهه. و بچه ها که سرشان درد می کرد برای اینجور حرفها البته با حاضر جوابی ها و اشارات و کنایات خاص خودشان همه گفتند: باشه. از سمت راست نفر اول شروع کرد: والله بی خرجی مونده بودم. سر سیاه زمستونی هم که کار پیدا نمی شه گفتیم کی به کیه می رویم جبهه و می گیم برای خدا آمدیم بجنگیم. بعد با اینکه همه خنده شان گرفته بود او باورش شده بود و نمی دانم تند تند داشت چه چیزی را می نوشت. نفر بعد با یک قیافه معصومانه ای گفت: همه می دونن که منو به زور آوردن جبهه چون من غیر از اینکه کف پام صافه و کفیل مادرم هستم و دریچه قلبم گشاد شده خیلی از دعوا می ترسم، سر گذر هر وقت بچه ها با هم یکی به دو می کردند من فشارم پایین می آمد و غش می کردم. دوباره صدای خنده بچه ها بلند شد و جناب آقای کاتب یک بویی برده بود از قضیه و مثل اول دیگر تند تند حرفهای بچه ها را نمی نوشت. شکش وقتی به یقین تبدیل شد که یکی از دوستان صمیمی اش گفت: منم مثل بچه های دیگه، تو خونه کسی محلم نمی گذاشت، تحویلم نمی گرفت آمدم جبهه بلکه شهید بشوم و همه تحویلم بگیرن.

***

اگر بدی دیده اند حقشان بوده

شب عملیات موقع حلالیت طلبیدن یکی از فرماندهان آمده بود وداع کند. خیلی جدی به بچه ها می گفت: خوب، برادرا! اگر در این مدت از ما بدی دیده اند (بعد از مکثی) حقشان بوده و اگر خوبی دیده اند حتماً اشتباهی رخ داده است. بعضی ها هم می گفتند: اگر ما را ندیدید عینک بزنید.

منبع:فرهنگ ایثار

برداشت از: سایت فرهنگی تبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387;ساعت 14:15;  توسط داود شاملو;  | 


روزهاي آخر ماه رمضان را غنيمت دانيم

ماه رمضان

خداوند متعال محمد (صلي الله عليه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پيامبران را تکميل کند، آن روز مردمان خدا را نمي‌شناختند، او آنان را هدايت کرد و از گمراهي رهانيد و جاهليت و ناداني را برانداخت.

من گواهي مي‌دهم که محمد بنده و فرستاده خداست، خداوند او را با دين اسلام و معجزه جاويد آسماني به سوي مردمان فرستاد، تا شبهه‌‌ها را از ميان بردارد و با دليل‌هاي روشن سخن گويد و آنان را با نشانه‌هاي الهي، از هر کردار ناپسند بيم دهد و به سوي کارهاي نيکو و رفتار نيک فراخواند. (امام علي(عليه السلام)، الحيات، ج 2، ص 35)

آن فرستاده بزرگ الهي در سخناني مشهور فرمودند: مرا برانگيختند تا همه ارزش‌هاي الهي و منش‌هاي والاي انساني را به جهانيان بياموزم،‌ و اينگونه بود که او اسوه همه خوبان عالم گرديد و مايه مهرباني و آرامش بشر .

وقتي دل غمزده، غبار غربت ‌گيرد، ياد اوست و تنها ياد اوست که تسلي خاطر است، و هم اينک ماه رمضان، است.

چون در بهارستان کتاب‌ها و نشانه‌ها گام نهي و به کوي و برزن‌هاي زيباي حديث اهل بيت در آيي به نيکي به اقيانوسي رسي که کران تا کران آن را گوهرهاي رنگي نهاده‌اند و هر گوهري نشانه‌اي و هر نشانه‌اي راهي به سوي دوست، و هم اينک راهي ديگر ... .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387;ساعت 12:38;  توسط داود شاملو;  | 

آزادی قدس نزدیک است؟

مسجدالاقصی

از سال 1948 که دولت اسراییل تشکیل شد تاکنون هیچ گاه موقعیت این رژیم به این اندازه ضعیف نبوده و هیچ گاه آرمان آزادی فلسطین اینقدر نزدیک احساس نمی شده است:

1- در طول تاریخ اسراییل هیچ گاه شکست نظامی را تجربه نکرده بود. ارتشی که جز 5 ارتش برتر دنیا قرار دارد همواره در جنگ با اعراب پیروزی را برای یهودیان صهیونیست به ارمغان آورد. تا این که در سال 2000 میلادی یک جنبش کوچک اما با عزمی سترگ توانست اسراییل را از جنوب لبنان بیرون براند و اولین پیروزی را رقم بزند و سپس توانست در جنگی 33 روزه اسراییل را در هدف نابودی حزب الله لبنان ناکام بگذارد.  حزب الله توانست با تحمیل شرایط خود بر اسراییل اسیران خود را نیز از بند برهاند. اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسراییل شکسته شد.

اختلافات میان اشکنازی ها و سفاردی ها در درون جامعه اسراییل بیشتر شده است. سفاردی ها اشکنازی ها را به تبعیض نژادی متهم می کنند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387;ساعت 17:54;  توسط داود شاملو;  | 

یک قانون مهم در نماز که همه ازش غافلیم.

قانون مهم اینه که

تمامی اذکار نماز باید در آرامش و سکون کامل بدن باشه بجز ذکر قیام بحول الله و .... .

خوب حالا چندتا نکته:

۱- در تکبیره الاحرام مستحب است که دستها تا گوشها بالا بیان.خوب خیلی ها هنگامی که دست را بالا میارند و یا پایین میارند همون موقع ذکر تکبیره الاحرام را میگن.

باید بعد از انداختن دستها یا قبل از بالا بردن و یا قبل از انداختن دستها این ذکر را گفت.

۲- قرائت بعد از تکبیره الاحرام نباید به به تکبیره الاحرام وصل بشه.کمی صبر کنید و بعد قرائت کنید.

۳- اگر هنگام رفتن به سجده یا رکوع ذکر الله اکبر می گویید اگر آن را جزو اذکار نماز حساب میکنید باید در آرمش بگویید.یعنی قبل از رکوع و سجود و یا بعد ازرفتن به سجده یا رکوع. در مورد سمع الله لمن حمده و ذکر استغفار بعد از سجده.

۴- همونطور که گفتیم ذکر قیام در این مورد استثنا است.

۵- بعد از قنوت اگر عادت دارین هنگام دست کشیدن به صورت صلوات بگویید باید این نکته را رعایت کنید.یا دست به صورت نکشید یا اگر میکشید بدون ذکر صلوات یا هر ذکر دیگری باشد.

۶- اگر در هنگام خمیازه کشیدن ذکر بگویید صد در صد ذکر اشتباه گفته میشود.پس باید بعد از خمیازه ذکر را تکرار کنید.

۷- خاراندن و بستن دکمه ها و ور رفتن به محاسن و درست کردن پیرهن و چادر و غیره.پاپا کردن و همه حرکات اضافی در هنگام ذکر ایجاد اشکال میکند.بعد از همه این کار ها (اگر واجبند مثل خاراندن بینی!) ذکر را تکرار کنید.

۸- دیگه اگه اصل مطلب را بدانید در بقیه موارد مشخصه خودتان کنترل خواهید داشت.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387;ساعت 14:35;  توسط امید;  | 

فلسفه نماز در قرآن و اسلام چیست؟

عبادت ، وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است که ما را به کمال مى رساند; مثلا وقتى پدر و مادر ، فرزندشان را به درس خواندن امر مى کنند ، به سود خود فرزند است و سعادت او را مى خواهند و این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند.

آیات و روایات، فلسفه و حکمت تشریع نماز را بیان کرده اند:

۱. یاد خدا: (وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکْرِى )[1]; نماز را برپا دار تا به یاد من باشى.

۲. بازداشتن از گناه و زشتى ها: (إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَر)[2]; همانا نماز ]انسان را در دنیا [از زشتى ها و گناه باز مى دارد.

 ۳. پاکیزگى روح: (...إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَیْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ مَن تَزَکَّى فَإِنَّمَا یَتَزَکَّى لِنَفْسِهِ ى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ )[3]; ... ]تو[ تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مى ترسند و نماز برپا مى دارند، هشدار مى دهى و کسى پاکیزگى جوید تنها براى خود پاکیزگى مى جوید، و فرجام ]کارها[ به سوى خداست.

۴. یارى جستن از نماز در مسیر تکامل: (وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَـشِعِینَ )[4]; از شکیبایى و نماز یارى جویید، و به راستى این کار گران است، مگر بر فروتنان.

۵. پاک شدن از کبر و غرور; حضرت فاطمة (علیها السلام) مى فرماید: (...و الصلاة تنزیهاً من الکبر...;[5]...خداوند نماز را واجب کرد تا مردم از کبر و غرور پاک شوند... .

۶. رستگارى: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِینَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ )[6]; به راستى که مؤمنان رستگار شدند; همانان که در نمازشان فروتنند.

در حدیثى آمده است: نقش نمازهاى پنج گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است که از مقابل خانه آنان مى گذرد، اگر کسى روزانه پنج بار در این نهر شستوشو کند، آیا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پلیدى خواهد ماند؟!.[7]

و در حدیثى دیگر امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: هنگامى که نمازگزار به سمت قبله براى نماز مى ایستد، خداوند رحمان و رحیم به او توجه ویژه مى کند.[8]

نماز روزانه انسان، اظهار تشکر و سپاس دائمى او از این همه نعمت و خوبى هایى است که خداوند به او داده است و نیز ثناگویى و تمجید انسان از این همه زیبایى و عظمت است که خداوند متعال دارد. هیچ کس براى تعریف و تمجید از یک گل زیبا که در طبیعت روییده است به شما اعتراض نمى کند، امّا اگر زیبایى آن را نبینى، نابینایت مى شمرند و اگر ببینى و واکنش نشان ندهى و ستایش نکنى سرزنشت مى کنند که چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!

در مضمون بعضى احادیث آمده است که: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفتوگو مى کند و اگر انسان لذت این گفتوگو را بچشد، هیچ گاه از حال نماز خارج نمى شود.[9]

راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرین به گفتوگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى یافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!




[1]. طه،آیه14.

[2]. عنکبوت،آیه45.

[3]. فاطر،آیه18.

[4]. بقره،آیه45.

[5]. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج6، ص107.

[6]. مؤمنون،آیه1ـ2.

[7]. محمد محمدى رى شهرى، میزان الحکمة، ج5، ص372، حدیث10259.

[8]. همان، ص376، حدیث10279.

[9]. همان، حدیث10280.

از : پرسمان قرآنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387;ساعت 15:35;  توسط امید;  | 

روز

تاریخ

اذان صبح

طلوع آفتاب

اذان ظهر

غروب آفتاب

اذان مفرب

نیمه شب

تاریخ میلادی

دوشنبه

1/7/1387

04:27

05:52

11:56

18:01

18:20

23:14

22/9/2008

سه شنبه

2/7/1387

04:28

05:53

11:56

17:59

18:19

23:13

23/9/2008

چهار شنبه

3/7/1387

04:28

05:54

11:56

17:58

18:17

23:13

24/9/2008

پنج شنبه

4/7/1387

04:29

05:54

11:55

17:56

18:16

23:13

25/9/2008

جمعه

5/7/1387

04:30

05:55

11:55

17:55

18:14

23:12

26/9/2008

شنبه

6/7/1387

04:31

05:56

11:55

17:53

18:13

23:12

27/9/2008

یکشنبه

7/7/1387

04:32

05:57

11:54

17:52

18:12

23:12

28/9/2008

دوشنبه

8/7/1387

04:33

05:57

11:54

17:50

18:10

23:12

29/9/2008

سه شنبه

9/7/1387

04:33

05:58

11:54

17:49

18:09

23:11

30/9/2008

چهار شنبه

10/7/1387

04:34

05:59

11:53

17:48

18:07

23:11

1/10/2008

پنج شنبه

11/7/1387

04:35

06:00

11:53

17:46

18:06

23:11

2/10/2008

جمعه

12/7/1387

04:36

06:01

11:53

17:45

18:04

23:10

3/10/2008

شنبه

13/7/1387

04:37

06:01

11:52

17:43

18:03

23:10

4/10/2008

یکشنبه

14/7/1387

04:38

06:02

11:52

17:42

18:02

23:10

5/10/2008

دوشنبه

15/7/1387

04:38

06:03

11:52

17:40

18:00

23:09

6/10/2008

سه شنبه

16/7/1387

04:39

06:04

11:51

17:39

17:59

23:09

7/10/2008

چهار شنبه

17/7/1387

04:40

06:05

11:51

17:38

17:57

23:09

8/10/2008

پنج شنبه

18/7/1387

04:41

06:06

11:51

17:36

17:56

23:09

9/10/2008

جمعه

19/7/1387

04:42

06:06

11:51

17:35

17:55

23:08

10/10/2008

شنبه

20/7/1387

04:43

06:07

11:50

17:34

17:53

23:08

11/10/2008

یکشنبه

21/7/1387

04:43

06:08

11:50

17:32

17:52

23:08

12/10/2008

دوشنبه

22/7/1387

04:44

06:09

11:50

17:31

17:51

23:08

13/10/2008

سه شنبه

23/7/1387

04:45

06:10

11:50

17:30

17:49

23:07

14/10/2008

چهار شنبه

24/7/1387

04:46

06:11

11:49

17:28

17:48

23:07

15/10/2008

پنج شنبه

25/7/1387

04:47

06:12

11:49

17:27

17:47

23:07

16/10/2008

جمعه

26/7/1387

04:47

06:12

11:49

17:26

17:46

23:07

17/10/2008

شنبه

27/7/1387

04:48

06:13

11:49

17:24

17:44

23:06

18/10/2008

یکشنبه

28/7/1387

04:49

06:14

11:49

17:23

17:43

23:06

19/10/2008

دوشنبه

29/7/1387

04:50

06:15

11:48

17:22

17:42

23:06

20/10/2008

سه شنبه

30/7/1387

04:51

06:16

11:48

17:21

17:41

23:06

21/10/2008

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387;ساعت 11:24;  توسط داود شاملو;  |