تبليغاتX
.....۩۩ سـتون دین ۩۩.....



متاسفانه تو جامعه امروزِ ما یه سری از جوونا ، شاید بتونم به جرأت بگم بیشترشون اهمیت اونجوری به نمازشون نمی دن ، بعضیا یکی درمیون می خونن شایدم بعضی هاشون دوتا درمیون و...

بعضی اوقات که یه حرف قشنگ و آرامش بخشِ خدایی از یه سری افراد می شنون دلشون نرم میشه و دیگه به خودشون قول می دن که حداقل نمازشون رو مرتب بخونن و دیگه وقفه ای بینش نیفته ، اما ... !

ولی حالا خطاب من به این قشرِ عزیزه (چرا می گم عزیز چون شیطون از دست اینجور آدما بیزاره و هر کی که شیطون از دستش بی زار باشه خدا دوستش داره)

یه بزرگی می گفت هر کاری می کنی بکن ولی نمازت فراموش نشه ! بعد من از خودم پرسیدم خب خدا که انقدر به نماز سفارش کرده پس باید از درجه اهمیت بالایی برخوردار باشه !

انقدر که پیامبر (صل الله علیه و آله) سعادت دنیا و آخرت و توی نماز می بینه و نماز رو کلید بهشت خطاب میکنه ! و تو جای دیگه می فرماید : "نماز ستون دین است و هرکس نماز رو ترک کنه دین خودش رو از بین برده و تباه کرده"(1) می دونید که اگه ستون یه خونه ای خراب بشه همه خونه از بین میره و دیگه به هیچ دردی نمی خوره، بهتر بگم اگه نمازی در کار نباشه بقیه اعمال آدمم بدرد نمی خوره همونجوری که اگه ستون خونه ای نباشه دیگه خونه ای باقی نمی مونه که شما بخوای دیوار و کف و اتاقای اونو آزین بندی کنی ! ولی از اون طرف اگه اهمیت دادن به نماز در کار باشه بقیه اعمال هم قابل رسیدگی میشه و هم قابل قبول !

یعنی نوری میشه برای آدم توی قبرش و ثوابی برای آخرتش!

پي نوشت:

1. عوالي اللئالي، ج 1، ص 323.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388;ساعت 9:55;  توسط سعید کریمی;  | 

راه پیشگیری از عجله در نماز

Namaz.Blogfa.com

 حضرت ثامن الائمه « علیه السلام » چنین فرموده اند:

« چون خواستی به نماز بایستی با حال کسالت ، خواب آلودگی ، عجله و شتاب و لهو و بازی نایست؛ بلکه نماز را با آرامش و وقار به جای آور » (1)

در حدیث فوق امام می فرمایند که نماز نباید با عجله و شتاب خوانده شود. در اینجا ببینیم که علت شتابزدگی در خواندن نماز و راه حل از بین بردن این شتاب چیست؟
گاهی ما عملی را از روی شتاب و عجله انجام می دهیم و این ممکن است به دلایل زیر باشد:
1- آن عمل برای ما ارزش چندانی ندارد: راه حلهایی برای رساندن اهمیت نماز به قلب در مطالب گذشته بیان شده ( فرض نماز آخر و بنده گناهکار ).


2- از انجام دادن آن عمل لذتی نمی بریم: راه حل هایی دارد که یکی از آنها ، همان ارزش یافتن آن و توجه به ثمره های نیک نماز است و راه حلهای دیگری که به یاری خدا در آینده نزدیک به آنها میپردازیم.


3- عمل برای ما ارزشمند است اما آنچه برای ما خیلی مهم بوده این است که خیالمان از بابت انجام عمل آسوده گردد و به این جهت عجله می کنیم مثلاً می خواهیم زودتر به یک کسی نامه ای بنویسیم ، پس با عجله متن آنرا روی کاغذ می آوریم و این عجله موجب می شود که متن نامه از نظر ادبی و معنایی ، متن خوبی از آب در نیاید و چه بسا مورد قبول مخاطب نامه قرار نگیرد. در حالی که اگر بدانیم که خود توجه و دقت در عمل اهمیت به سزائی در پذیرش آن دارد ، دیگر در انجام آن شتابزدگی از خود نشان نمی دهیم.

 

4- کار مهمی داریم که به خاطر اینکه زودتر به آن کار برسیم در انجام عمل ، عجله می کنیم: مثلاً چیزی به پخش سریال مورد علاقه یا مسابقه فوتبال نمانده و می خواهیم نماز را در این وقت بخوانیم. طبیعتاً سعی می کنیم زود این نماز را تمام کنیم تا به ابتدای سریال یا مسابقه برسیم. حال چگونه از این واقعه پیشگیری کنیم:


راه حل:


بهترین راه این است که وقت ثابتی را برای هر نماز در نظر بگیرید که متناسب با یک نماز با حالت آرامش باشد. حال با خود شرط کنید که تا زمانی که این وقت ثابت به پایان نرسیده حق ندارم از جای خود تکان بخورم ، حتی اگر نماز خود را زودتر از این وقت تمام کنم باز هم نمی توانم جایگاه خود را ترک کنم تا آن زمان ثابت به انتها برسد. مثلاً اگر بیست دقیقه را برای نماز ظهر و عصر در نظر گرفته ایم ، اگر طبق عادت گذشته ، نماز را با عجله خواندیم و زودتر از بیست دقیقه نمازها به پایان رسید ، باید صبر کنیم تا زمان در نظر گرفته شده به پایان برسد آنگاه به خود اجازه ترک جایگاه نماز را بدهیم. با عمل به این شرط پس از چند مرتبه ، نفسمان وقتی می بیند که با تند خواندن نماز ، نمی تواند زودتر جانماز را جمع کند ، و آخرش باید همان زمان معین را صبر کند ، دیگر انگیزه ای برای سریع خواندن ارکان نماز و عجله در انجام آن نخواهد داشت و وقت خود را کامل صرف نماز می کند. وقتی عجله از بین رفت ، کم کم با عنایت الهی ، آثار معنوی نماز هم در ما جلوه نموده و نماز خواندن برای ما لذت بخش و دوست داشتنی خواهد شد.


خداوندا! ای محبوب دلها و ای منتهای آرزوها! نماز را در نظر ما عملی دوست داشتنی قرار بده بگونه ای که با اشتیاق آنرا شروع کنیم و در اثنای آن ذهن ما فارغ از دنیا شده و غرق در معانی بلند و معارف بی پایان آن شویم ، تا آنجا که در انتهای آن ، سلام ما سلام کسی باشد که از مجلس نورانی خلوت با تو خارج شده و پا به مجلسی جدید می گذارد و بر اهلش سلام می کند. (2)
والسلام!

پی نوشت ها:

1- فقه الرضا ، ص 101 ، باب الصلوات المفروضة.

2- در کتاب «آداب نماز» چنین آمده است: «کسی که در نماز غایب از خلق نبوده و مسافر إلی الله نشده ، برای او سلام ، حقیقت ندارد و جز لقلقه لسان نیست.» صفحه 367 از کتاب «آداب نماز» اثر ارزشمند امام خمینی (ره).

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388;ساعت 0:36;  توسط داود شاملو;  |