ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
میگویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شبهای قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.
.
» دریافت wallpaper بالا در اندازه بزرگ
» تصاویر بیشتر مربوط به ماه مبارک رمضان
» اوقات شرعی تمام شهرهای ایران
» رمضان را به تلفن همراه خود بیاورید ( مجموعه کامل و رایگان نرم افزاری تلفنهای همراه مخصوص ماه مبارک رمضان که پیشنهاد می کنیم از دستش ندهید)
التماس دعا …
ادامه مطلب...
جملات قصار استاد مطهری

به بهانه روز معلم
مکتب واقع بين و واقع گراي اسلام ، اقتصاد را زيربنا نمي داند اما نقش اساسي آن را نيز ناديده نمي گيرد .
( ده گفتار / ص 309)
شعر فارسي و نثر فارسي در طول دوازده قرن، از مضامين قرآن و حديث به شدت متأثر بوده است اغلب مضامين عالي عرفاني و موعظه اي فارسي ، تحت تأثير قرآن و سنت راه تعالي را طي کرده است .
(مجموعه آثار ، ج 14 / ص 581)
جنبش تنباکو را علماي ايران آغاز کردند و با دخالت زعيم بزرگ مرحوم حاج ميرزا حسن شيرازي به پيروزي نهايي رسيد .
(نهضتهاي اسلامي / ص55)
بشر امروزي از نظر علمي و فکري پا به جايي نهاده که آهنگ سفر افلاک کرده و سقراطها و افلاطونها بايد افتخار شاگردي اش را بپذيرند اما از نظر روح و خوي و منش ، يک « زنگي مست تيغ بران به دست » بيش نيست .
براي يک ملت هيچ موهبتي بالاتر از شخصيت نيست اگر همه مواهب و ابزارهاي زندگي را از ملتي بگيرند و شخصيتش محفوظ باشد غمي نيست .
( سيري در سيره نبوي /ص 14)
ادامه مطلب...
هفت سین خدا!

بسم الله الرحمن الرحیم
سفره هفت سینی را به رسم سنت هر ساله در حال چیدن بودیم.
اوّلین چیزی را که با گفتن بسم الله در سفره می گذاشتیم همیشه قرآن خانوادگی مان بود که در انتها آن تاریخ و زمان ولادت خود و کودکان مان درج گردیده است.
همان طور که همسرم در پی چیدن هفت سین بود، قرآن را از میان سفره برداشتم و نیّت کردم و آن را گشودم ، سوره «یاسین» آمد. به به چه مناسبتی!! اوّلین سین قرآنی خویش را در سفره دلم چیدم: «سلام قولا من رب رحیم»( 50، یس).
سلام، اصل اسلام و راه سلامت زیستن انسان که توسط خالق و گوینده قرآن وضع گردیده است.
و در ادامه این نفس گیری از زلال قرآن سوره صافات را قرائت کردم تا هفت سین را درون سفره دلی که در آغاز سال پهن نموده ام کامل گردانم، «سلام علی نوح فی العالمین»( 79 ، صافات) سلام بر انسانی که آن را به دلیل نیکوکاری اش مستحق گردید و او از عباد و بندگان مومن به رب العالمین است.
«سلام علی ابراهیم» (109، صافات) و «سلام علی موسی و هارون» ( 120 صافات)، تمامی این بزرگواران تاریخ بشری به دلیل این که محسن و نیکوکار و مومن بودند به سلامی از خدایشان اجر و جایزه گرفتند.
نه فقط آنها که تمامی مرسلین و نیکوکاران و مومنین مورد توجه مستقیم و بی واسطه خداوند بزرگ قرار گرفتند چرا که این سلام «قولا من رب رحیم» است.
پنجمین سین سفره قرآنی را دردلم قرار دادم و آن « سلام علی المرسلین»(181 صافات) بود.
دل، بی تابی می کرد و از درون خویش بلند ندا می داد و از «یاسین» مدد خواست تا ششمین سین قرآنی را بیابد و در بالاترین نقطه سفره دل آن را جای دهد جایی که همتای خود قرآن باشد و آن همان سلامی است که از آدم تا امروز بر تمامی عاشقان الهی توشه و توان ادامه راه داده است.
توبه آدم، نقش عرشه کشتی نوح، زمزمه ی ابراهیم و اسماعیل در بنای کعبه، ملجأ مادر موسی در کنار رود نیل و تسبیح مریم در توّلد مسیح در این سین و سلام قرآن نهفته است.
«سلام علی آل یاسین» (130 صافات)، سلام بر محمّد (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) وائمه اطهار از ذریه ی حسین (صلوه الله و سلامه علیهم).
از سیری که در کلام الله داشتم شش سین قرآنی در سفره دل گذاشتم و دل هیجان زده یافتن هفتمین سین بود. لذت توجه خالق بزرگ بر مخلوق و محبوب خویش چنان روحم را مجذوب نمود که شیفته در خودی خود داد می زدم: آیا من کوچک هم می توانم مورد توّجه خداوند بزرگی قرار گیرم که بزرگی اش وصف ناشدنی است.
آیا من و آیندگان نیز می توانیم مورد سلام و توّجه مستقیم رب رحیم واقع گردیم.
قرآن را دوباره گشودم و به دنبال هفتمین سین نیت زدم و چنین یافتم:«سلام هی حتی مطلع الفجر»(5، قدر) و امیدوارتر از پیش لبخندی به روی تمامی خوبی های خلقت خالق زدم چرا که دانستم این سلام تا «مطلع فجر» و نهایت دنیا ادامه دارد.
با چشمی گریان دستانم را به آسمان بالا بردم و خدای مهربان را به قرآن قسم دادم و گفتم:
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
تا من هم از محسنین گردم و بشنوم قول الهی را که می فرماید انا کذلک نجزی المحسنین و انه من عبادنا المومنین
نوشته: محسن سیداسماعیلی – گروه دین و اندیشه تبیان
تنظیم برای سایت: عسگری
شهادت امام رضا علیه السلام بر وبلاگ نویسان تسلیت باد
ادامه مطلب...
چگونه حسینی شویم؟

حادثه کربلا، حادثهای است که دیگر تکرار نمیشود و تنها یکبار در سال 61 هجری قمری رخ داده است. اما این حادثه حاوی درسها و محتوای غنی فرهنگ انسانی از سوی امام حسین (علیهالسلام) و اصحابش میباشد و از سوی دیگر شامل وحشیانهترین اعمال پست و غیرانسانی است که از سوی اردوگاه کفر و نفاق یعنی یزید و یارانش اتفاق افتاده است.
امروز که پس از 1369 سال، این حادثه سینه به سینه و دست به دست به ما رسیده است باید چه کنیم؟ وظیفه ما چیست؟ آیا فقط وظیفه ما اینست كه با فرارسیدن ماه محرم شهر را سیهپوش کنیم و بیرقهای عزا بپا کنیم و لباس مشکی بر تن کنیم و ماتم گرفته و گریه کنیم؟!
در این شکی نیست که برای حفظ و برپایی شعائر الهی باید قطعاً این کارها انجام شود. ولی سوال ما اینست که باید به اینها بسنده شود؟!
پر واضح است که در چنین حادثهای بس عظیم، درسهای بسیاری نهفته است. و بلاشک در آن قیام خونین چیزیهایی نهفته است که فقط منحصر به آن زمان نبوده و آن موارد مربوط به تمامی زمانها میشود.
ادامه مطلب...
شفق سرخ تاريخ ( ويژه نامه محرم )
ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدا..ا لحسین علیه السلام را بر تمام وبلاگ نویسان و بازدید کنندگان وبلاگ تسلیت عرض میکنیم.
| از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء | |
| گام به گام با كاروان كربلا | |
| ریشه عاشورا در سقیفه | |
| علت نامگذاری ماه محرم | |
| اعمال ماه محرم | |
| علل قیام امام حسین (علیه السلام) | |
| توصیف جامعهای که امام حسین (علیه السلام) در آن میزیست | |
| امام حسین (علیه السلام) چگونه یزید را رسوا میکند؟ | |
| سوگواری برای سیدالشهدا، چرا؟ | |
| اتمام حجت امام حسین (علیه السلام) با دشمن | |
| ارزش گریه بر امام حسین(علیه السلام) | |
| خصوصیات قاتلان امام حسین علیه السلام | |
| حضور انبیاء(علیهم السلام) در زمین كربلا | |
| شعارهای امام حسین (علیه السلام) از مدینه تا كربلا | |
| معرفی شهدای بنیهاشم در كربلا | |
| افلاكیان دشت بلا(معرفی اصحاب شهید امام حسین علیه السلام در كربلا) | |
| نامهها و ملاقاتهای امام حسین علیه السلام | |
| تحریفات واقعه عاشورا | |
| نوای دل (شعر) | |
| مقتلخوانی حجة الاسلام والمسلمین جاننثاری (صوتی) | |
| در محضر اساتید(سخنرانی) | |
| غمكده (مرثیهسرایی) | |
| كتابخانه حسینی(علیه السلام) | |
| شعر كربلایی(كلیپ) جهت استفاده در موبایل | |
| پیام تسلیت ایام محرم (پیامك) | |
| محرم، ماهی به رنگ عشق | |
| خرافات در عزاداری | |
| آثار و بركات سیدالشهدا علیه السلام | |
| ویژهنامههای گذشته | |
| تصاویر ویژه | |
| Screensaver |
ولادت با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت
علی بن موسی الرضا ( علیه السلام )
بر همه عاشقان حضرتش مبارک باد.
| پرتو اول: مقالات | |
| هشتمین آفتاب در یک نگاه | |
| زیارتنامه امام رضا علیه السلام(فلش) | |
| کتابهای منسوب به امام رضا علیه السلام | |
| خاک را به نظر کیمیا کند(معجزه رضوی) | |
| امام رضا علیه السلام و دفاع عقلانی از دین | |
| امام رئوف در آثار و اندیشه ها(کتابشناسی) | |
| داستان واره هایی از زندگانی امام رضا علیه السلام | |
| سفارش امام رضا به نگاهداشت حقوق والدین | |
| معیار برتری از منظرامام هشتم | |
| معرفی سایتهای رضوی | |
| پرتو دوم: برگهایی از دفتر دل(اشعار) | |
| پرتو سوم: مسابقه (خاطرات شما را قاب می گیریم) | |
| پرتو چهارم: نوای شادی (مدیحه سرایی) | |
| پرتو پنجم: نماهنگ (مجموعه ای به صورت فلش) | |
| پرتو ششم: کتابهای صوتی (مجموعه ای از آهنگها و نواخته ها) | |
| پرتو هفتم: کتابهای تصویری(برگرفته از کتاب داستانهای شگفتِ شهید دستغیب) | |
| پرتو هشتم: گوهر معرفت(سخنرانیهای علما پیرامون شخصیت امام رضا علیه السلام) | |
| پرتو نهم: تم امام رضا علیه السلام(ویژه گوشیهای سونی اریکسون (w600 | |
| پرتو دهم: کتابخانه رضوی | |
| پرتو یازدهم: ویژه های صوتی کتابخانه تبیان | |
| تصاویر ویژه | |
| Screensaver |
ولادت با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت
علی بن موسی الرضا ( علیه السلام )
بر همه عاشقان حضرتش مبارک باد.


خلوتگه افلاکيان ( ويژه نامه سالگرد تخريب حرم بقيع )
| بقیع ؛ بغض شیعه در گلوی تاریخ | |
| نگاهی به فضیلت و پیشینه ی بقیع | |
| معرفی و دانلود کتاب "وهابیت از نظر عقل و شرع" | |
| چگونگی پیدایش وهابیت و خطرناکی آن | |
| هشدار امام خمینی به مسلمانان درباره اهل بیت | |
| مصاحبه با نویسنده کتاب " تاریخ حرم ائمه بقیع | |
| سخنرانی آیت الله مکارم در سالگرد تخریب بقیع | |
| کاروان دل ( شعر ) | |
| خلوت افلاکیان ( شعر ) | |
| مرثیه ی ویرانه ( صدا ) | |
| آنچه بود و آنچه هست ( عکس ) |
آزادی قدس نزدیک است؟
از سال 1948 که دولت اسراییل تشکیل شد تاکنون هیچ گاه موقعیت این رژیم به این اندازه ضعیف نبوده و هیچ گاه آرمان آزادی فلسطین اینقدر نزدیک احساس نمی شده است:
1- در طول تاریخ اسراییل هیچ گاه شکست نظامی را تجربه نکرده بود. ارتشی که جز 5 ارتش برتر دنیا قرار دارد همواره در جنگ با اعراب پیروزی را برای یهودیان صهیونیست به ارمغان آورد. تا این که در سال 2000 میلادی یک جنبش کوچک اما با عزمی سترگ توانست اسراییل را از جنوب لبنان بیرون براند و اولین پیروزی را رقم بزند و سپس توانست در جنگی 33 روزه اسراییل را در هدف نابودی حزب الله لبنان ناکام بگذارد. حزب الله توانست با تحمیل شرایط خود بر اسراییل اسیران خود را نیز از بند برهاند. اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسراییل شکسته شد.
اختلافات میان اشکنازی ها و سفاردی ها در درون جامعه اسراییل بیشتر شده است. سفاردی ها اشکنازی ها را به تبعیض نژادی متهم می کنند.
ادامه مطلب...
روز نوزدهم: هدایت یافتگان

دعای روز نوزدهم
«اللهمَّ وَفّر فیهِ حَظی مِن بَرَكاتِهِ،وَ سَهّل سَبیلی الی خَیراتِهِ، وَلا تَحرمنی قَبُولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الی الحَقّ المُبین»
خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان و راهم را به سوی خیراتش سهل آسان ساز و از حسنات آن مرا محروم مساز، ای راهنمای به سوی دین حق و حقیقت آشکار.
# شایستگان هدایت
1 - مؤمن: «من یؤمن بالله یهد قلبه؛ کسی که به خدا ایمان بیاورد خدا او را هدایت میکند» (1)
2 - توبه کننده: «یهدی الیه من اناب، هر کس به سوی خدا باز گردد خدا او را هدایت میکند» (2)
3 - مستمسکین به خداوند: «من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ هر کس به دین خدا متمسک شود، به راه راست هدایتیافته است» (3)
4 - مجاهدین: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا؛ آنها که در راه ما کوشش کنند محققا آنها را به راه خویش هدایت میکنیم» (4)
5 - اهل تقوی: علی علیه السلام: «هدی من اشعر قلبه بالتقوی؛ آنکه قلبش تقوی را درک کرد، هدایت یافت» (5)
6 - صابران: علی علیه السلام: «هدی من ادرع لباس الصبر والیقین؛ هدایتیافت آنکه لباس صبر و یقین پوشید» (6)
7 - مخلصین: علی علیه السلام: «هدی من اخلص الایمان؛ آنکه ایمان خود را خالص نمود هدایتیافت» (7)
# بهترین وسیله هدایت
1 - قرآن: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم؛ همانا این قرآن خلق را به استوارترین راه هدایت میکند» (8)
2 - اهل بیت پیامبر: رسول خدا صلی الله علیه و آله: «انی تارک فیکم الثقلین ما ان اخذتم به لن تضلوا; کتاب الله و عترتی؛ من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت میگذارم، تا وقتی که پیرو آنها باشید هرگز گمراه نخواهید شد; قرآن و اهل بیتم» (9)
پاورقی ها:
1- تغابن/ 11.
2- رعد/ 27.
3- آل عمران/ 101.
4- عنکبوت/ 69.
5- غرر الحکم، ماده هدی.
6- همان.
7- همان.
8- اسراء/ 9.
9- معالم المدرستین، ص 48.
برداشت از: سایت فرهنگی تبیان
17 رمضان ، سالروز بنای مسجد مقدس جمکران، به امر مبارک امام زمان ارواحنا فداه گرامی باد

|
حلول ماه رمضان را به همه دوستان عزیزم تبریک می گویم. ای اهل ایمان بر شما هم روزه داشتن فرض گردید چنانکه امم گذشته را فرض شده و این دستور برای آن است که پرهیزکار شوید. بقره- 183 دوباره بوی خوش رمضان به مشام می یاد. ماه خوبی ، برکت ، مهربانی ، توبه ، گذشت ، قدرشناسی و ... باز اون صدای ربنای شجریان و بعدشم آن اذان دوست داشتنی که فکر کنم موذنش مرحوم موذن زاده اردبیلی باشه آدم رو به یک حال و هوای دیگه می بره. رمضان فرصت خوبیه که ما باز با خودمون خلوت کنیم و یکبار دیگر بیاییم و به درمان دلمون بپردازیم.
|
بركات ماه رمضان

بركات ماه رمضان

بركات ماه رمضان
آمرزش الهى
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَنَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ(1) ؛ رمضان را به این خاطر رمضان نامیدهاند كه گناهان را مىسوزاند .
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: أتَدرونَ لِمَ سُمِّیَ شَعبانُ شَعبانَ؟ لِأَنَّهُ یَتَشَعَّبُ مِنهُ خَیرٌ كَثیرٌ لِرَمَضانَ، و إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ رَمَضانَ؛ لِأَنَّهُ تُرمَضُ فیهِ الذُّنوبُ ـ أی تُحرَقُ ـ (2) ؛ آیا مىدانید كه چرا شعبان را شعبان نامیدهاند؟ چون از آن، خیر فراوان براى رمضان، منشعب مىشود، و رمضان را به این خاطر رمضان نامیدهاند كه گناهان در آن، سوزانده مىشوند .
ادامه مطلب...
میلاد صاحب الزمان

نیمه شعبان و میلاد باسعادت حضرت مهدی (عجل) رو
به همه شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض
میکنیم
این عید بر شما مبارک باد.
شهادت حضرت زینب کبری(سلام ا...علیها) برعموم شیفتگان مکتب عصمت وطهارت تسلیت باد
تاریخ شهادت: 15 رجب 62 هجری قمری
شناسنامه حضرت زینب علیها السلام
حضرت زینب علیها السلام در پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجرت در مدینه منوره چشم به جهان گشود . مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها و پدرش امام علی علیه السلام بود. او را ام کلثوم کبری، و صدیقه صغری مینامیدند . از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود . (1)
حضرت زینب در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید . در دوران عمر با برکت خویش، مشکلات و رنجهای زیادی را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخی چون اسارت و . . . را تحمل کرد . این سختیها از او فردی صبور و بردبار ساخته بود (2)
عقیله بنی هاشم و همسر و فرزندان
نسب نبوی، تربیت علوی، و لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طوری که او را «عقیله بنی هاشم» میگفتند . با پسر عموی خود «عبد الله بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره این ازدواج فرزندانی بود که دو تن از آنها (محمد و عون) در کربلا، در رکاب ابا عبد الله الحسین علیه السلام شربت شهادت نوشیدند (3)
فضایل و مناقب حضرت زینب
گوشه هایی از فضایل حضرت زینب علیها السلام عبارتند از:
* زینت پدر: پیامبر اکرم بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه علی علیه السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (زین + اب) را که به معنای «زینت پدر» است برای این دختر انتخاب نمود.
* علم الهی: امام سجاد علیه السلام در مورد حضرت زینب فرمودند: انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة
* عبادت و بندگی: امام سجاد علیه السلام در مورد حضرت زینب فرمودند: «ان عمتی زینب کانت تؤدی صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الکوفة الی الشام وفی بعض منازل کانت تصلی من جلوس لشدة الجوع والضعف ؛ عمه ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه مینمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعف، نشسته ادای تکلیف میکرد .»
* عفت و پاکدامنی: زینب کبری عفت خویش را حتی در سختترین شرایط به نمایش گذاشت . او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت بر عفت خویش پای میفشرد . مورخین نوشته اند: «وهی تستر وجهها بکفها، لان قناعها قد اخذ منها; او صورت خود را با دستش میپوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود .»
* ولایت مداری: زینب علیها السلام که حضور هفت معصوم را درک کرده، در تمامی ابعاد ولایت مداری (معرفت امام، تسلیم بی چون و چرا بودن، معرفی و شناساندن ولایت، فداکاری در راه آن و) . . . سر آمد است . زینب علیها السلام به خوبی درس ولایت مداری را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایی در کربلا به عرصه ظهور رساند
* روحیه بخشی: او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، او حتی تسلی بخش دل امام سجاد علیه السلام بود، آن جا که میگفت: «لا یجز عنک ما تری، فو الله ان ذلک لعهد من رسول الله الی جدک وابیک وعمک (23); [ای پسر برادر! ] آن چه میبینی (شهادت پدر) تو را بی تاب نسازد . به خدا سوگند! این عهد رسول خدا از جد و پدر و عمویت میباشد .»
* صبر: در مجلس ابن زیاد; آن گاه که آن ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب میپاشد و برای آزردن او میگوید: «کیف رایت صنع الله باخیک واهل بیتک ; کار خدا را با برادر و خانواده ات چگونه یافتی؟» زینب علیها السلام در پاسخ درنگ نمیکند، او با آرامشی که از صبر و رضای قلبی او حکایت داشت فرمود: «ما رایت الا جمیلا (26); جز زیبایی چیزی ندیدم .»
* ایثار: او سختیها و تازیانه ها را به جان خود میخرید و نمیگذاشت بر بازوی کودکان اصابت کند.
* شجاعت : در مقابل یزید خیره سر، و دهن کجیها و بد زبانیهای او، شجاعت حیدری را به نمایش گذارده، چنین میگوید: «لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک انی لاستصغر قدرک واستعظم تقریعک واستکبر توبیخک; اگر فشارهای روزگار مرابه سخن گفتن با تو واداشته [بدان که] من قدر و مقدار تو را کوچک پنداشته و سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ کردن تو را بزرگ میدانم .»
* فصاحت و بلاغت: سخنان زینب علیها السلام چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد (4)
تاریخ وفات و مرقد مطهر حضرت زینب
نظر معروف این است که آن حضرت پس از شهادت امام حسین علیهالسلام بیش از یک سال و نیم زندگی نکرد و در 15 رجب سال 62 هجری قمری، در 56 سالگی از دنیا رفت و مرقد مطهر ایشان در سوریه می باشد. (5)
برداشت از: سایت حوزه
ادامه مطلب...
چشمه جوشان دانش (ویژه نامه ميلاد امام باقر عليه السلام )


اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول (ع) آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقّب فرمود. كنية مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارك ايشان مثل عمر پدر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسين (ع) پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. ق. متولد شد و در سال 114 از هجرت به دست ابراهيم بن وليد و به دستور هشام بن عبدالملك مسموم و شهيد گرديد. سه ساله بود كه حماسة كربلا واقع شد و آن بزرگوار كربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسة كربلا سي و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگي پر تلاطمي را پشت سر نهاد. مدّت امامت آن حضرت تقريباً نوزده سال بود.
امام باقر دو امتياز در ميان ائمه عليهم السلام دارد. اول جد پدري ايشان امام حسين (ع) و جد مادري آن حضرت امام حسن (ع) است . از اين جهت در حق ايشان گفته شده: �علوي من علويين وفاطمي من فاطميين وهاشمي من هاشميين.� از نظر نسبت امتياز فوق العاده اي را دارا است. خصوصاً اينكه مادر ايشان فاطمه دختر امام حسن (ع) زني بسيار عالمه و مقدسه بود. از امام صادق نقل شده كه فرمود: �جدّه ام صديقه اي بود كه در ميان اولاد امام حسن، مثلش ديده نشده است.� و نيز خرق عادتي از ايشان نقل مي كند و مي فرمايد: �مادرم پاي ديواري نشسته بود كه ديوار فرو ريخت. مادرم گفت: ساقط نشو به حق مصطفي كه خداوند اذن نداده است كه ساقط شوي. ديوار باقي ماند تا جدّه ام از پاي آن گذشت.
امتياز ديگر آنكه وي پايه گذار انقلاب فرهنگي شيعه محسوب مي شود. گرچه انتشار معارف شيعه به دست امام صادق (ع) صورت گرفت ولي به دست امام باقر پايه گذاري شد.

در دوران امام باقر (ع) دولت بني اميه رو به زوال بود مردم از آنها متنفر بودند. بعلت وجود كسي چون عمر بن عبدالعزيز، كه علاوه بر اينكه نفع بزرگي براي شيعه داشت ضرر بزرگي نيز براي بني اميه داشت و اختلاف شديدي كه در ممالك اسلامي پديد آمده بود و هر كسي از گوشه اي قيام مي كرد، خلفا بسرعت تغيير مي كردند ـ چنانكه در مدّت امامت امام باقر (ع)، در مدت نوزده سال پنج خليفه روي كار آمدند: وليدبن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك، هشام بن عبدالملك ـ پس موقعيت مناسبي براي آن حضرت كه از ظلم بني اميه فارغ شده بود، پديد آورد كه انقلاب علمي را آغاز نمايد و بزرگاني از عامه و خاصه در اطراف ايشان جمع شدند و حقايق اسلام، لطايف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر كردند. از اين جهت رسول اكرم به ايشان لقب باقر داده است. لسان العرب مي گويد: لقّب به لانّه بقر العلم وعرف اصله واستنبط فرعه وتوسع فيه، والتبقر التوسع.
ادامه مطلب...

آمد ... و
واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.
سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.
روز مادر

باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.
ادامه مطلب...
نابغه فقه و اصول (يادنامه شيخ انصاري)
| |||||||||||||||||
|
زخم هاي گل شقایق(ویژه نامه شهادت حضرت زهرا (ع))
سالروز شهادت دخت نبي اكرم (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) به پيشگاه حضرت ولي عصر (عج) و عموم شيعيان جهان تسليت مي گوييم.

سيل اشكم راه بينايي گرفت بندبندم عطرزهرايي گرفت
عشق را از فاطمه آموختم چشم بر دست كبودش دوختم
دست او صدها گره وا مي كند دست او والله غوغا مي كند
دست او مشكل گشاي عالم است روي آن جاي لبان خاتم است
دست او دنياي احسان و صفاست دست او مشكل گشاي مرتضي است
حيف شد آن دست را دشمن شكست با غلاف تيغ اهريمن شكست
گويمت از قصه شهر نبي از شرار آتش و بيت علي
درد بود و آتش و افسردگي ياس بود و سيلي و پژمردگي
آه بود و ناله و بغض گلو پهلويي بود و لگدهاي عدو
در ميان كوچه آن دنياپرست راه را بر مادر سادات بست
گويمت سربسته در آن كوچه ها فاطمه گم كرد راه خانه را
آه اي مجنون زبان در كام گير لب فرو بند و كمي آرام گير
ترديدي نيست كه حضرت فاطمه زهرا(س) در سال يازدهم قمري مدت كوتاهي پس از ارتحال پيامبراسلام (ص) وفات نموده است . همه تاريخ نويسان براي اين قول متفق هستند كه فاطمه (س) بعداز پدربزرگوارش كمتراز يكسال زندگي كرد اما در خصوص تعيين روز و ماه وفات ميان مورخان اختلاف است . برخي قول 75 روز را پذيرفته و برخي ديگر به روايت 95 روز قائل هستند . بنابراين وفات آن حضرت به روايتي سيزدهم جمادي الاول و به استناد روايت ديگر سوم جمادي الثاني مي باشد .
ادامه مطلب...
دلی آرام ، قلبی مطمئن ( ویژه نامه رحلت امام خمینی( ره) )
بِسمِ الله الرَحمنِ الرَحيم
با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم. و از خداي رحمان و رحيم ميخواهم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرد.
|
|
امام خميني که بود و چه کرد؟
«باري خميني عزيز ما را کيست که نشناسد و کيست که به شايستگي بشناسد، الفاظ مرا تحمل آن نيست که آن حقيقت فاخر و آن گوهر نفيس را در خود بگنجاند.» (رهبر معظم انقلاب اسلامي 23/4/68)

به نظر ميرسد: «دستکم دو قرن لازم است تا [امام و] تاثيري که ايشان در جامعه بشريت گذاشته دقيقا ارزشيابي شود.» 1
در عين حال از آنجا که تحليل و کشف رموز شخصيت الهي امام رهگشاي حيات با عزت همه مومنان و آزادي خواهان جهان است:
«همه بايد سعي کنند شخصيت امام خميني را با همان ابعاد عظيم به درستي شناسايي کنند.» 2
در تحليل شخصيت امام خميني با نگاهي عميق به روح ملکوتي و افکار بلند و ويژگيهاي منحصر به فرد روحي و معنوي ايشان و آثار و برکات فراوان حيات طيبه ايشان بايد گفت:
«صداي امام خميني براي مردم ايران حکم صداي خدا را داشت» 3 در نظر ميليونها انسان موحد: «او دست خدا بر روي زمين» 4 و «هديه آسماني و ملکوتي براي خاکيان بود.» 5
ادامه مطلب...
سوگنامه یاس (ویژه نامه شهادت حضرت زهرا علیها السلام)

وبلاگ ستون دین فرا رسيدن 3 جمادي الثاني ، سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها ) را به محضر امام عصر ( عج ) و عموم مسلمانان جهان تسليت مي گويد و از خداوند متعال ، توفيق پيمودن راه آن بزرگوار را مسئلت مي نمايد .
زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (س) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، �اهتمام و جديت نسبت به دين� بوده است.
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن �ياس نبى� وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن �ريحانه رسول� گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن �سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل� است.
- ولادت حضرت فاطمه (س) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (س) با پيامبر اسلام (ص) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (س) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز �دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (ص)�
- كودكى فاطمه مرضيه (س) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.

اوج اين سختى، در سه ساله محاصره در شعب ابى طالب (ع) به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (ص) به وعده هاى فريباى سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: �اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.� و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
ادامه مطلب...
قبله عشق و عفاف ( ويژه نامه رحلت حضرت معصومه عليها السلام )
فاطمه معصومه عليهاالسلام؛ كريمه اهل بيت

گروهى از مردم «رى» به زيارت امام ششم، حضرت صادق عليه السلام رفته بودند. هنگامى كه به محضر امام شرفياب شدند، در معرفى خود چنين گفتند: ما اهل رى هستيم. حضرت فرمود: «مرحبا به برادرانِ قمىِ ما». گفتند: ما از رى آمدهايم. حضرت دوباره همان سخن را فرمود: چند بار ديگر تأكيد كردند كه ما اهل رى هستيم. پاسخ حضرت همان بود. سپس امام چنين افزود:
«خداوند حرمى دارد كه آن «مكه» است. پيامبر(صلي الله عليه و آله) هم حرمى دارد و آن «مدينه» است. اميرالمؤمنين عليه السلام نيز حرمى دارد كه «كوفه» است. ما ـ ائمه ديگر ـ هم حرمى داريم و آن «شهر قم» است. به زودى دخترى از فرزندانم به نام «فاطمه» در آنجا به خاك سپرده مىشود؛ هر كس قبر او را زيارت كند، بهشت بر او واجب مىشود.»
اين سخن را ـ به گفته راوى ـ امام صادق عليه السلام در زمانى فرمود كه هنوز امام كاظم، پدر حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام به دنيا نيامده بود.
آرى ... «قم»، حرم اهل بيت و حريم امامان است. بانويى در آن مدفون است كه بارگاهش چون نگينى در اين خطه كويرى مىدرخشد و حرمش چشمهاى پرفيض و كرامتجوش است و نه تنها كبوتران بر آسمان مزارش عاشقانه طواف مىكنند، بلكه پروانگانى شيفته علم و معنويت، از سراسر ايران، بلكه از كشورهاى ديگرى همچون حجاز، بحرين، هند، پاكستان، تركيه، عراق، سوريه، لبنان و كشورهاى آفريقايى و آسياى دور به اين وادى نور آمدهاند. حوزه علميه قم، به بركت مرقد پاك اين بانو، پديد آمده و دوام يافته است.
ايران ما، از فروغ رضوى و عصمت فاطمى روشن و مطهر است.
ادامه مطلب...
نگين سامره (ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام)
زندگينامه امام عسگري (ع)
1.حضرت امام حسن عسکری (ع )
2.صورت و سيرت امام حسن عسکری (ع )
3.دوران امامت
4.شهادت امام حسن عسکری (ع )
5.ماجرای جانشين بر حق امام عسکري
حضرت امام حسن عسکری (ع )
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .
صورت و سيرت امام حسن عسکری (ع )
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه کمانی ، چشمانی درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .
ادامه مطلب...
|
| |
|
شناسنامه امام صادق (علیه السلام)
نام: جعفر بن محمد
كنيه: ابوعبدالله، ابواسماعيل و ابوموسى.
لقاب: صادق، فاضل، صابر، طاهر، قائم، كافل و منجى.
مشهورترين لقب آن حضرت «صادق» است. اين لقب به خاطر صدق گفتار آن حضرت و تمايز از جعفر كذاب، كه در عصر امام زمان (ع) ادعاى امامت كرده بود، به آن حضرت داده شد.
منصب: معصوم هشتم و امام ششم شيعيان.
تاريخ ولادت: هفدهم ربيعالاول سال 80 هجرى.
برخى مورخان، تاريخ تولد آن حضرت را اول رجب سال 80 هجرى و برخى ديگر سال 83 هجرى دانستهاند؛اما قول اول مشهور است و اين روز مطابق است با روز ولادت پيامبر اكرم (ص).
محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
نسب پدرى: امام محمد باقر بن على بن حسين بن على بن ابىطالب (ع).
نام مادر: فاطمه، مكنّى بهام فَروه بنت قاسم بن محمد بن ابى بكر.
ام فَروه، كه فرزندزاده جناب محمد بن ابى بكر بود، مقام والايى در بين زنان زمان خويش داشت. امام صادق (ع) درباره شأن او فرمود: مادرم از جمله زنانى بود كه ايمان آورد و تقوا پيشه كرد و نيكوكارى نمود، و خدا نيكوكاران را دوست دارد.
اين زن از تربيتشدگان مكتب امام زينالعابدين (ع) و امام محمد باقر (ع) است.
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام محمد باقر (ع) در هفتم ذىحجه سال114 هجرى تا 25 شوال سال 148 هجرى، به مدت 34 سال.
تاريخ و سبب شهادت: 25 شوال سال 148 هجرى، در سن 65 سالگى، به وسيله زهرى كه منصور دوانيقى به آن حضرت خورانيد.
برخى تاريخ شهادت آن حضرت را نيمه رجب سال 148 هجرى دانسته اند.
محل دفن: قبرستان بقيع، در مدينه مشرفه، در جوار قبر پدر و جدش و امامحسن مجتبى (ع) (در عربستان سعودى كنونى).
همسران: 1. فاطمه بنت حسين. 2. ام حميده (حميده مصفاة). و چند ام ولد ديگر.
فرزندان:آن حضرت ده فرزند داشت. هفت پسر و سه دختر. برخى فرزندان آن حضرت را يازده تن ذكر كرده اند كه هفت نفر از آنان پسر و باقى دختر بوده اند. نام فرزندان آن حضرت چنين بوده است: اسماعيل اعرج كه او را اسماعيل امين نيز خواندهاند، عبد الله، ام فروه، وى همان كسى است كه با پسر عموى خود كه همراه با زيد بن على قيام كرده بود ازدواج كرد. شيخ مفيد گويد: مادر آنان فاطمه، دختر حسين بن على بن حسين بن على بن ابى طالب بوده است. عبد العزيز بن اخضر جنابذى گويد: مادر آنان فاطمه، دختر حسين اثرم بن حسن بن على بن ابى طالب نام داشته است. فرزندان ديگر آن امام (ع) عبارت بودند از: امام موسى كاظم، محمد ديباج و اسحاق و فاطمه كبرى، كه از كنيزى به نام حميده بربريه، زاده شده بودند. عبد العزيز بن اخضر جنابذى گويد: وى به همسرى محمد بن ابراهيم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس درآمد و در خانه او نيز وفات يافت. ديگر از فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: عباس، على عريضى، اسماء و فاطمه صغرى، كه هر يك از كنيزى متولد شده بودند. كسانى كه فرزندان امام (ع) را ده تن دانستهاند از ذكر نام فاطمه كبرى خوددارى كردهاند و آنان كه اولاد وى را يازده نفر كردهاند فاطمه كبرى را جزو فرزندان امام صادق (ع) قلمداد كردهاند. از عبارت ابن شهر آشوب در كتاب مناقب چنين برمىآيد كه ام فروه همان اسماء بوده است. چنان كه مىگويد: «اسماء ام فروه، كسى است كه پسر عمويش كه در ركاب زيد بن على قيام كرده، او را به زنى گرفت». صحت اين نظر بعيد نيست. چرا كه ام فروه، كنيه به حساب مىآيد نه اسم. با اين ترتيب اگر فاطمه كبرى را جزو فرزندان امام ذكر كنيم و ام فروه و اسماء را يك تن بدانيم، اولاد آن امام همان ده تن خواهد بود. پىنوشت: 1 - و اندوهى كهن است و آن بلنداى افتخار شماستبه ميلاد دختر قاسم بن محمد.
ادامه مطلب...
و اما اعمال عيد نوروز پس چنان است كه حضرت صادق عليه السلام به مُعَلَّى بن خنيس تعليم فرموده كه چون روز نوروز شود غسل كن و پاكيزه ترين جامه هاى خود را بپوش و به بهترين بوهاى خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار پس چون از نماز پيشين و پسين و نافله هاى آن فارغ شوى چهار ركعت نماز بگذار يعنى هر دو ركعت به يك سلام و در ركعت اوّل بعد از حمد ده مرتبه سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ بخوان و در ركعت دوّم بعد از حمد ده مرتبه سوره قُلْ يا اَيُّها الْكافِروُنَ و در ركعت سيّم بعد از حمد ده مرتبه سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ و در ركعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و اين دعا را بخوان :
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْوْصِيآءِ الْمَرْضِيِّينَ
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد آن اوصياء پسنديده
وَعَلى جَمِيعِ اَنْبِيآئِكَ وَرُسُلِكَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَبارِكْ
و بر همه پيمبران و رسولانت به بهترين درودها و بركت ده
عَلَيْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَكاتِكَ وَصَلِّ عَلى اَرْواحِهِمْ وَاَجْسادِهِمْ اَللّهُمَّ
بر ايشان به بهترين بركتهايت و درود فرست بر ارواح و اجسادشان خدايا
بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَبارِكْ لَنا فى يَوْمِنا هذَا الَّذى فَضَّلْتَهُ
بركت ده بر محمد و آل محمد و بركت ده به ما در اين روز كه آن را برترى داده
وَكَرَّمْتَهُ وَشَرَّفْتَهُ وَعَظَّمْتَ خَطَرَهُ اَللّهُمَّ بارِكْ لى فيما اَنْعَمْتَ بِهِ
و گراميش كرده و شرافتش دادى و مقامش را بزرگ كردى خدايا بركت ده به من در آنچه به من تفضل كرده اى
عَلَىَّ حَتّى لا اَشْكُرَ اَحَداً غَيْرَكَ وَوَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقِى يا ذَا الْجَلالِ
بدانسان كه هيچكس را جز تو سپاس نگذارم و روزيم را وسيع گردان اى صاحب جلالت
وَالاِْكْرامِ اَللّهُمَّ ما غابَ عَنّى فَلا يَغيبَنَّ عَنّى عَوْنُكَ وَحِفْظُكَ وَما
و بزرگوارى خدايا هر چه از من پنهان شده مبادا كمك و نگهدارى تو از من پنهان شود و هر چه
فَقَدْتُ مِنْ شَىْءٍ فَلا تُفْقِدْنِى عَوْنَكَ عَلَيْهِ حَتّى لا اَتَكَلَّفَ ما لا
را گم كرده ام مبادا يارى خويش را بر آن از من گم كنى تا خود را به زحمت نيندازم درباره
اَحْتاجُ اِلَيْهِ يا ذَا الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ
آنچه را بدان نيازمند نيستم اى صاحب جلالت و بزرگوارى
چون چنين كنى گناهان پنجاه ساله تو آمرزيده شود و بسيار بگو يا ذَا الْجَلالِ والاِْكْرامِ .
ادامه مطلب...
سال خزان علماء
امام صادق علیه السلام :
" إذا ماتَ المُومنُ الفقیهُ ثُلِمَ فِی الاسلامِ ثُلمَةً لا یَسُدُّها شَیءٌ .
" وقتی مؤمن فقیه بمیرد، در اسلام رخنهای ایجاد میشود که چیزی نمیتواند آنرا ترمیم کند.
اصول کافی، ج 1، باب فقدان علما، ص 69
| آیة الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل موحدی لنکرانی | |
| آیة الله العظمی میرزا جواد تبریزی | |
| آیة الله احمد مجتهدی تهرانی | |
| علامه سید مرتضی عسگری | |
| آیة الله علی اکبر مشکینی | |
| دکتر سید جعفر شهیدی | |
| آیة الله عبدالکریم حق شناس | |
| آیة الله هادی مروی | |
| آیة الله محمدرضا توسلی |
سالروز آغاز امامت امام زمان (عج)
نهم ربیع الاول ، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر (عج) است ، بلكه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول كه یادمان آغاز امامت ولی عصر (عج) است ، تصمیم گرفتیم در چند سطر كوتاه به رخ دادهایی كه پس از شهادت امام حسن عسكری علیه السلام در سامرا روی داد ، اشاره كنیم.

* * *
روز جمعه ، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق ، امام حسن عسكری علیه السلام پس از این كه نماز صبح را خواندند ، بر اثر زهری كه هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود ، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد كه امام یازدهم افزون بر این كه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده كرده بود ، شب پیش از شهادت شان ، دور از چشم مأموران خلیفه ، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری كردند. به گفته مورخان ، در روز شهادت امام ، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.
عثمان بن سعید عمری ، به نمایندگی از حجت بن الحسن علیه السلام متصدی غسل و كفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق ، خود امام زمان علیه السلام با كنار زدن عمویش جعفر كه قصد نمازگزاردن داشت ، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.
حكومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این كه مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است ، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند ، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل كرده بود. پس از شهادت امام كم كم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید.
ادامه مطلب...
شهادت امام حسن عسگری بر همه ی مسلمانان تسلیت باد
شهادت امام حسن عسگری (عليه السلام)
تاريخ شهادت : هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری
تجلي يازدهم

تجلي يازدهم که بر طلوعي بيزوال تکيه دارد، درد را چه عميق درک کرده است، تبسم قدسي لحظاتش، همه صبر بود و اشکهاي هماره نيمه شبهايش، تمام شوق وصال!
ميديد و مينگريست که حقارت دنيا، در تغافل مردم، به ارزشي جدال برانگيز تبديل شده است. رنج ميبرد از اين که انسان، آن سوي اين هيچستان خاک را جستوجو نميکند و به فراتر از خود نميانديشد!
مهرباني محض بود و صبر تمام! زنجيرهاي اسارت را بر دست و پاي خود تحمل کرد تا مردم، زمينگير نشوند؛ تا جهاني را از اسارت در خاک برهاند.
در موضع علم و مناظره، مقتدرانه قد علم کرد تا انسان را از جهالت دست و پاگير خويش نجات دهد. پايگاههاي مردمياش، گستردهترين مدرسههاي خودسازي و جامعهپروري بود. اما افسوس که کم بودند آنان که اين را فهميدند!
چه غريبانه گذشت!
زهد، کمترين محصول درخت ايمان اوست و کرامت، کوتاهترين سايه شاخ و برگهاي عظمتش. مدينه، از ربيعالاول 231 هجري، موازنه حضور او را در خاک دنبال ميکرد و در جستوجوي مجالي براي عرضه حقيقت او به بيکرانهها بود. تا آنکه سامرا، بلوغ پذيرش او را در خود حس کرد و چيزي نگذشت که امام، به اتفاق پدر بزرگوارش، سکونت در آن ديار را برگزيد.
اينک امامي 28 ساله، در گوشه سامرا سر بر بالين شهادت ميگذارد. شش سال است که بار سهمگين ولايت را بر شانههاي شکوه و استوار خويش حمل ميکند. نه... نه... نه بر شانههاي خسته و نه بر دوش زخمي خويش، بلکه اين رسالت آسماني را در ژرفاي باور و در اعماق جان خويش، ثبت کرده است.
معتمد عباسي، تا لحظهاي ديگر، به خواسته بزرگ خود ميرسد. سالهاي اسارت و غم، سالهاي غم و تنهايي روزهاي تنهايي و سکوت... آه، غريبانه گذشت؛ چه معصومانه سپري شد!
ادامه مطلب...
ویژه نامه انتخابات مجلس هشتم سال 86
|
علما و مراجع عظام تقلید بر ضرورت حضور باشكوه مردم در انتخابات تاكيد كردند
مراجع عظام تقليد و علماي از مردم خواستند با حضور حداكثري درانتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و انتخاب افراد اصلح دشمنان را مايوس و دوستان انقلاب و نظام را شاد كنند.
آنان تاكيد كردند كه حضور آگاهانه و هوشمندانه درانتخابات مجلس برگ زريني ديگر از افتخارات اين ملت بزرگ را در تاريخ ورق خواهد زد.
حضرت آيت الله ناصر مكارم شيرازي از مراجع عظام تقليد گفت: مردم بايد با حضور سرنوشت ساز خود در انتخابات مجلس هشتم كانديداهاي اصلح را انتخاب و روانه مجلس نمايند.
وي خاطرنشان كرد: اين انتخابات براي مردم مهم و سرنوشت ساز است چرا كه بايد افرادي را برگزينند كه به مدت چهار سال سرنوشت كشور را بدستشان بسپارند.
وي با بيان اينكه مردم در ثواب نمايندگاني كه به نظام جمهوري اسلامي ايران خدمت ميكنند شريك هستند، اظهار داشت: ملت به افراد صالح و اصلح راي دهند.
وي حضور مردم در انتخابات را براي تقويت نظام و نيز اصلاح آينده كشور مهم دانست و گفت: نمايندگان نسبت به مردم وظيفه سنگين تري برعهده دارند چون تصميمات آنها در مجلس سرنوشت كشور را در مسايل مختلف رقم ميزند.
آيت الله مكارم شيرازي بيان داشت: وظيفه مسوولان انتخابات از همه سنگين تر است زيرا مسوول برگزاري يك انتخابات سالم هستند.
وي با بيان اينكه امروز ايران اسلامي در مسايل مختلف از جمله انرژي هسته اي گام هاي موثري را برداشته است، گفت: البته مردم مشكلاتي دارند و مسوولان نيز بايد در رفع آن تلاش كنند ولي اين مشكلات دليل بر عدم حضور مردم درانتخابات نميشود.
آيت الله مكارم شيرازي از انتخابات بعنوان يك آزمون الهي و اجتماعي نام برد و افزود: اميدواريم با درايت مسوولان شاهد برگزاري انتخاباتي پرشور و موفق باشيم و همه ما از اين امتحان الهي سربلند خارج شويم.
حضرت آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني نيز گفت: حضور حداكثري و باشكوه مردم در انتخابات مساله مهم و داراي اهميت است.
وي افزود: مردم در برنامه هاي مختلف در صحنه حضور دارند چرا كه اين نظام بعنوان نظام جمهوري اسلامي ايران معرفي شده است.
وي افزود: مسوولان نيز وظيفه دارند با توجه به خواست ملت وعلاقه شان به اسلام در حاكميت احكام اسلامي در جامعه تمام توان خود را بكار بگيرند.
آيت الله صافي گلپايگاني با بيان اينكه مردم هيچ گاه نظام را تنها نمي گذارند، اظهار داشت: حضور مردم در صحنه انتخابات موجب استحكام نظام جمهوري اسلامي ايران ميشود.
حضرت آيت الله حسين نوري همداني نيز از مردم خواست كه با حضور پرشور خود نمايندگان شجاع و انقلابي همراه با نظام را انتخاب نمايند.
وي گفت: انتخابات با سرنوشت مردم در ارتباط است و حتي يك راي هم مي تواند در سرنوشت كشور تاثيرگذار باشد.
وي اظهار داشت : همه اقشار جامعه بايد درانتخابات حضوري گسترده، پررنگ و باشكوه داشته باشند و اگر كسي دراين امر كوتاهي كند مسووليت دارد.
وي افزود: ملت ايران همانگونه كه در راهپيمايي ۲۲بهمن با حضور گسترده خود دشمن را ناكام كرد با حضور حداكثري در پاي صندوق هاي راي بارديگر دشمنان اسلام و نظام را مايوس كرده و سيلي محكمي به آنان ميزند.
آيت الله نوري همداني خاطرنشان كرد: مردم به نماينده اي راي دهند كه به جاي قدرت طلبي و كسب ثروت، خود را خادم ملت بدانند.
وي يادآور شد: نمايندگان اين دوره مجلس شوراي اسلامي نيز بايد با جسارت و شجاعت در برابر دشمنان اسلام مقابله و از آرمانهاي انقلاب و مقدسات اسلام دفاع كنند.
آيت الله نوري همداني با اشاره به اينكه نماينده اصلح بايد براي رفع بيكاري، فقر و مشكلات ازدواج جوانان تلاش كند، گفت : مردم با حضور پرشور خود درانتخابات ۲۴اسفند كساني را انتخاب نمايند كه توانايي برطرف كردن اين مشكلات راداشته باشند.
حضرت آيت الله عبدالكريم موسوي اردبيلي نيز گفت: مردم به انقلاب واسلام علاقه مند هستند و براي حضور در صحنهها نيز آمادگي دارند.
وي با اشاره به حساسيت انتخابات مجلس شوراي اسلامي، گفت: ملت ايران همانگونه كه در صحنه هاي مختلف هزينه هاي زيادي براي انقلاب پرداخت كرده است اين بار نيز براي حفظ نظام در پاي صندوق هاي اخذ راي حاضر خواهند شد.
آيت الله جعفر سبحاني از اساتيد برجسته حوزه علميه قم از همه مردم خواست كه با حضور گسترده خود در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي افراد كاردان و اهل فن را انتخاب كنند.
وي افزود: ملت بايد نمايندگاني را برگزيند كه پاكدامن و متقي بوده و منافع ملي را برخواسته هاي شخصي ترجيح دهد.
مدير حوزه علميه قم نيز گفت: دلسوزان نظام اسلامي بايد در روز انتخابات براي دفاع از باورهاي ديني،ارزشهاي اسلامي و عمل به قانون اساسي در صحنه حاضر شوند.
حجتالاسلام والمسلمين سيدهاشم حسيني بوشهري افزود: همه بايد دريك فضاي سالم براي تحقق آرمانهاي بلند انقلاب و تقويت وحدت ملي تلاش كنيم.
وي اظهار داشت: جامعه اسلامي ما بايد در همه زمينه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي در دنيا الگو باشد و درانتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نيز بايد اين مساله را به اثبات برسانيم.
حسيني بوشهري گفت: در روز انتخابات بايد با رعايت همه موازين اخلاقي و الهي به دشمنان اسلام و انقلاب پيام دهيم كه درصحنه حاضر و براي دفاع از انقلاب آماده ايم.
امام جمعه موقت قم نيز گفت: همه آحاد ملت بايد حضوري گسترده و حداكثري درانتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي داشته باشند.
آيت الله رضا استادي ابراز اميدواري كرد كه دراين آزمون بزرگ مردم با حضور سرنوشت ساز خود مجلسي صالح، مقتدر و توانمند را پي ريزي كنند.
منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی
ادامه مطلب...
شهادت امام رضا علیه السلام بر همه مسلمانان جهان تسلیت باد
شهادت امام رضا علیه السلام
ولادت و القاب
امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام در یازده ذیقعده 148 ق در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر بزگوار آن حضرت، امام موسی کاظم علیهالسلام نام مبارک او را «علی» گذاشت.
کینه آن حضرت «ابوالحسن» و مشهورترین لقبش «رضا» است. دیگر القاب آن امام همام عبارتند از: «صابر»، «فاضل»، «رضیّ»، «وفّی»، «صدّیق»، «زکی»، «سراج اللّه» و «نورالهدی».
لقب رضا
نام اصلی امام هشتم علی بن موسی علیهالسلام است لقب یا نام مشهور آن حضرت رضا علیهالسلام میباشد. درباره علت نامگذاری آن حضرت به رضا علیهالسلام چنین گفتهاند: «او را رضا ملقب گردانیدهاند برای آنکه پسندیده خدا بود در آسمان و پسندیده رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم و ائمه علیهالسلام بود در زمین برای امامت». وجه دیگری که برای آن بیان داشتهاند این است که «آن حضرت به رضای پروردگار راضی بود و این خصلت ارزشمند را که مقامی بالاتر از مقام صبر است، به طور کامل داشت».
دستیار علمی و فرهنگی پدر
امام رضا علیهالسلام نقش بهسزایی در توسعه حوزه معارف اسلامی و تربیت شاگردان برجسته داشت. آن حضرت با انجام دادن و پیگیری کارهای پدر، پشتوانه علمی استواری برای پیشبرد آرمانهای فرهنگی خاندان رسالت بود. امام موسی کاظم علیهالسلام آن حضرت را حتی در زمان حیات خودشان در بسیاری از امور به عنوان وکیل و نماینده خود معرفی میکرد، و از نوع توجه امام موسی بن جعفر علیهالسلام به حضرت رضا علیهالسلام همه شیعیان میفهمیدند که آن حضرت یگانه دستیار امین و مورد اعتماد پدر است که در همه امور محول شده به صورت شایسته وظیفه خویش را به انجام میرساند.
سرپرستی امور هنگام زندانی بودن پدر
در تمام مدتی که امام موسی کاظم علیهالسلام در زندان خلفای عباسی بود، امام رضا علیهالسلام بودند که در غیاب پدر به رسیدگی امور میپرداخت. گرچه هنوز به مقام امامت نرسیده بودند، ولی کارهای امام را به نمایندگی از پدر انجام میدادند و نقش بسیار مهمی در نگهبانی از فرهنگ و فقه تشیّع و حفظ شاگردان و هدایت شیعیان داشتند. در چنین وضعیتی امام رضا علیهالسلام به امور فرهنگی، اجتماعی و مذهبی شیعیان رسیدگی میکردند، به سؤالات فکری و اعتقادی آنها پاسخ میداد و خلأ غیبت پدر را پر میکرد و مایه دلگرمی و تسلّی خاطر مراجعین بود، و در عین حال اهداف پدر را دنبال نموده، به افشاگری بر ضد طاغوتیان میپرداختند.
ادامه مطلب...
اشك صبر (ويژه نامه شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام)
باز هم مدينه بر خاك سياه اندوه نشسته و سكوتي ژرف، همه جايش را فرا گرفته است. دوباره گرد و غبار بر ديوارهاي گلين خانه ها نشسته است. باد غربت در كوچه باغ هاي خزان زده شهر، خود را به در و ديوار مي زند و آواره مصيبت روح جاوداني صبر، امام مجتبي عليه السلام است.
حسن عليه السلام، اين سيد جوانان اهل بهشت، اين خلق نيكوي محمدي، اين اسطوره صبر و بندگي، در آستانه رواق خون رنگ شهادت ايستاده و با جگري تفتيده از نامهرباني دشمن خانگي اش، عزم پر كشيدن تا بي كران عرش خدا را دارد.
امام حسن علیه السلام فرزند امیر مؤمنان علی بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان، فاطمه زهرا (س)، دختر پیامبر خدا (ص) است. امام حسن علیه السلام در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه تولد یافت. وی نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده علی و فاطمه عنایت کرد.
پیامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصی داشت و بارها می فرمود که حسن و حسین فرزندان من هستند. امام حسن علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهری را نیز اشغال کرد و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت. در این مدت، معاویه که دشمن سرسخت علی علیه السلام و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگیده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن علیه السلام بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد.
کمالات انسانی
امام حسن علیه السلام در کمالات انسانی یادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص) زنده بود، او و برادرش حسین در کنار آن حضرت جای داشتند، گاهی آنان را بر دوش خود سوار می کرد و می بوسید و می بویید.
از پیغمبر اکرم (ص) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین علیه السلام می فرمود: این دو فرزند من، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند ( کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند ).
از خدا طلب بهشت می کرد و به او از آتش جهنم پناه می برد. چون وضو می ساخت و به نماز می ایستاد، بدنش به لرزه می افتاد و رنگش زرد می شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود برای خدا گذشت. در روایات است که امام حسن علیه السلام در زمان خودش عابد ترین و بی اعتنا ترین مردم به زیور دنیا بود. در سرشت و طینت امام حسن علیه السلام برترین نشانه های انسانیت وجود داشت.
بیعت مردم با حسن بن علی (علیه السلام)
هنگامی که حادثه دهشتناک ضربت خوردن علی علیه السلام در مسجد کوفه پیش آمد و مولی علیه السلام بیمار شد به حسن دستور داد که در نماز بر مردم امامت کند و در آخرین لحظات زندگی، او را به این سخنان وصی خود قرار داد: "پسرم! پس از من، تو صاحب مقام و صاحب خون منی". و حسین و محمد و دیگر فرزندانش و رؤسای شیعه و بزرگان خاندانش را بر این وصیت گواه ساخت و کتاب و سلاح خود را به او تحویل داد و سپس فرمود: "پسرم! رسول خدا دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم . همچنانکه آن حضرت مرا وصی خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مأمور کرده که به تو دستور دهم در آخرین لحظات زندگیت، آنها را به برادرت حسین بدهی". امام حسن علیه السلام به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش، علی علیه السلام با مردم سخن بگوید. آنگاه پس از حمد و ثنای بر خداوند متعال و رسول مکرم (ص) چنین گفت: "همانا دراین شب چنان کسی وفات یافت که گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آیندگان به او نخواهند رسید."
مردم با شوق و رغبت با امام حسن بیعت کردند. و این روز، همان روز وفات پدرش، یعنی روز بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت بود. پس از بیعت مردم، امام حسن علیه السلام به ایراد خطبه ای پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بیت پیغمبر (ص) که یکی از دو یادگار گران وزن و در ردیف قرآن کریم هستند تشویق فرمود و آنها را از فریب شیطان و شیطان صفتان بر حذر داشت.
روش زندگی امام حسن علیه السلام در دوران اقامتش در کوفه او را قبله نظر و محبوب دلها و مایه امید ساخته بود. حسن بن علی علیه السلام شرایط رهبری را در خود جمع داشت زیرا اولا فرزند رسول خدا (ص) بود و دوستی او یکی از شرایط ایمان بود.
امام علیه السلام کارها را نظم داد و والیان برای شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت. اما زمانی نگذشت که مردم چون امام حسن علیه السلام را مانند پدرش در اجرای عدالت و احکام و حدود اسلامی قاطع دیدند، عده زیادی ازافراد با استفاده از نفوذ خود به توطئه های پنهانی دست زدند و حتی در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حرکت به سوی کوفه تحریک کرده، ضمانت کردند که هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن علی علیه السلام نزدیک شود، حسن را دست بسته تسلیم او می کنند یا ناگهان او را بکشند.
در برابر این عده منافق، شیعیان علی علیه السلام و جمعی از مهاجر و انصار بودند که به کوفه آمده و در آنجا سکونت اختیار کرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل ثابت کردند.
امام حسن علیه السلام وقتی طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایی او را به اطاعت عدم توطئه و خونریزی فرا خواند ولی معاویه در جواب امام علیه السلام تنها به این امر استدلال می کرد که من درحکومت از تو با سابقه تر و در ا ین امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ!
و بدین ترتبیب دشمنی و سرکشی از طرف معاویه شروع شد و او بود که با امام زمانش گردنکشی آغاز کرد. معاویه با توطئه های زهرآگین و انتخاب زمان مناسب و ایجاد روح اخلالگری و نفاق، توفیق یافت. او با خریداری وجدانهای پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحیه یأس، مردم سست ایمان را به دور خود جمع کرد و از سوی دیگر، همه سپاهیانش را به بسیج عمومی فرا خواند.
امام حسن علیه السلام نیز تصمیم خود را برای پاسخ به ستیزه جویی معاویه دنبال کرد و رسماً اعلان جهاد داد. اگر در لشکر معاویه کسانی بودند که به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حکومت شام بودند، اما در لشکر امام حسن علیه السلام چهره های تابناک شیعیانی دیده می شد مانند حجر بن عدی، ابو ایوب انصاری و عدی بن حاتم که به تعبیر امام علیه السلام "یک تن از آنان افزون از یک لشکر بود". اما در برابر این بزرگان، افراد سست عنصری نیز بودند که جنگ را با گریز جواب می دادند و در نفاق افکنی توانایی داشتند و فریفته زر و زیور دنیا می شدند. امام حسن علیه السلام از آغاز این ناهماهنگی بیمناک بود.
و همین شرایط موقعیتی را فراهم کرد که برای امام علیه السلام جز "صلح " با معاویه ، راه حل دیگری نماند.
معاویه وقتی وضع را مساعد یافت به امام حسن علیه السلام پیشنهاد صلح کرد. امام حسن برای مشورت با سپاهیان خود خطبه ای ایراد فرمود و آنها را به جانبازی و یا صلح، یکی از این دو راه تحریک و تشویق فرمود. عده زیادی خواهان صلح بودند. عده ای نیز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام پیشنهاد صلح معاویه مورد قبول امام حسن واقع شد، ولی این فقط بدین منظور بود که او را در قید و بند شرایط و تعهداتی گرفتار سازد که معلوم بود کسی چون معاویه دیر زمانی پای بند آن تعهدات نخواهد ماند و در آینده نزدیکی آنها را یکی پس از دیگری زیر پای خواهد نهاد، در نتیجه، ماهیت ناپاک معاویه و عهد شکنی های او و عدم پای بندی او به دین و پیمان، بر همه مردم آشکار خواهد شد و نیز امام حسن علیه السلام با پذیرش صلح از خونریزی که هدف اصلی معاویه بود و می خواست ریشه شیعه و شیعیان آل علی علیه السلام را بهر قیمتی که است، قطع کند، جلوگیری فرمود. بدین صورت چهره تابناک امام حسن (ع)، همچنان که جد بزرگوار رسول الله (ص) پیش بینی فرمود بود ، بعنوان "مصلح اکبر" در افق اسلام نمودار شد. معاویه در پیشنهاد صلح هدفی جز مادیات محدود نداشت و می خواست که بر حکومت استیلا یابد.
اما امام حسن علیه السلام بدین امر راضی نشد مگر بدین جهت که مکتب خود و اصول فکری خود را از انقراض محفوظ بدارد و شیعیان خود را از نابودی برهاند. پس از چند روز امام حسن علیه السلام آماده حرکت به مدینه شد. معاویه به این ترتیب خلافت اسلامی را در زیر تسلط خود آورده وارد عراق شد و در سخنرانی عمومی رسمی، شرایط صلح را زیر پا نهاد و از هر راه ممکن استفاده کرد و سخت ترین فشار و شکنجه را بر اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت.
امام حسن علیه السلام در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشید، در نهایت شدت و اختناق زندگی کرد و هیچگونه امنیتی نداشت، حتی در خانه نیز در آرامش نبود. سر انجام در سال پنجاهم هجری به تحریک معاویه بدست همسر خود (جعده ملعونه) مسموم، شهید و در بقیع مدفون شد.
ادامه مطلب...
روح عالم در خاك ويژه نامه رحلت پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم
گوشه هايی از خلق عظيم نبوی

روزهايى بس شيرين و بهيادماندنى و تاريخ ساز پيامبر را نمىتوان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص، توصيف و تعريف كرد. او هرگز در اين واژهها نمىگنجد و فراتر از آن است. انسانكاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد واگر او نبود، هيچ چيز نبود. «لولاك لما خلقت الافلاك» والاانسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كهجبرئيل آن ملك مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد وبا صراحتبه او عرض كرد: اگر يك مو بالاتر روم به نور تجلىبسوزد پرم.
ولى رسول الله رفت و به جايى رفت كه نه در خرد آيدو نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخيال!
اوست كسى كهخدايش دربارهاش فرمود: «و انك لعلى خلق عظيم» پس مابه جاىاينكه حرفى بزنيم كه نه آغازش و نه انجامش ما را به جايىمىرساند چرا كه جز آفريدهاش و برادرش كسى او را نخواهد شناخت«يا على ما عرف الله الا انا و انت و ما عرفنى الا الله وانت و ما عرفك الا الله و انا»؛ پس روا است كه لب فرو بنديم وسخن كم گوئيم.
ادامه مطلب...
اربعین حسینی بر همه تسلیت باد
احیای نماز در روز اربعین

سخنرانی حجة الاسلام والمسلمین محسن قرائتی اینجا گوش کنید
(تاریخ پخش: 06/05/73)
بسم الله الرحمن الرحیم
در دانشگاه تهران، محل اقامه نماز جمعه و در محضر مبارک برپاکنندگان این فریضه الهی هستیم. برادران و خواهرانی که، بالای ده سال است. روز تعطیلی خود را صرف احیاء نماز جمعه و اقامه نماز جمعه میکنند. و این خیلی مهم است که انسان روز تعطیلیاش را، این هم نماز جمعه تهران، فرق میکند. نماز جمعه شهرهای دیگر، ممکن است یک ساعت به ظهر بیایند. نماز جمعه تهران، از صبح جمعه باید بیایند و عصر، بهرحال، این عزیزانی که بالای ده سال است، زحمت کشیدهاند، و این نماز با شکوه را، احیاء کردند، نمازی که، هر چه در طول هفته، هر چه رادیوها و روزنامهها، ضد انقلابها و بیتفاوتها، هر چه سمپاشی میکنند. روز جمعه با یک خطبه، همه حرفهایشان جاروب میشود. نماز جمعهای که محور اسلام است در دنیا و محور اسلام و انقلاب است در جمهوری اسلامی ایران، من به عنوان یک کسی که مقدار زیادی، کشورهای دنیا را رفتهام. گاهی در بعضی از کشورهای اروپایی، یا همچنین بعضی کشورهای کمونیستی، آدم فکر میکند دیگر اینجاها اسلام نیست. خبری از قرآن نیست. کفر همه را گرفته است. یک مرتبه نماز جمعه که میشود، میبیند، در قلب اروپا، در قلب چین، و کشورهای حتی کمونیستی، یک نماز جمعههای باشکوهی میشود که آن نماز جمعهها اسلام را نگه داشته است.
ادامه مطلب...
|
|
گوشه ای از صفات امام كاظم عليه السلام
حضرت امام موسى كاظم(عليه السلام) عابدترين و زاهدترين، فقيه ترين، سخى ترين و كريمترين مردم زمان خود بود، هر گاه دو سوم از شب مى گذشت نمازهاى نافله را به جا مى آورد و تا سپيده صبح به نماز خواندن ادامه مى داد و هنگامى كه وقت نماز صبح فرا مى رسيد، بعد از نماز شروع به دعا مى كرد و از ترس خدا آن چنان گريه مى كرد كه تمام محاسن شريفش به اشك آميخته مى شد و هر گاه قرآن مى خواند مردم پيرامونش جمع مى شدند و از صداى خوش او لذّت مى بردند.
آن حضرت، صابر، صالح، امين و كاظم لقب يافته بود و به عبد صالح شناخته مى شد، و به خاطر تسلّط بر نفس و فروبردن خشم، به كاظم مشهور گرديد.
شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد : " او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين مردم زمان خود بود ، زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . اين جمله را زياد تکرار مي کرد : « اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب »
(خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار )".
امام موسی بن جعفر ( ع ) بسيار به سراغ فقرا مي رفت . شب ها در ظرفی پول و آرد و خرما مي ريخت و به وسايلی به فقرای مدينه مي رساند ، در حالی که آن ها نمي دانستند از ناحيه چه کسی است . هيچکس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن مي خواند ، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل مي داد ، شنوندگان از شنيدن قرآنش مي گريستند ، مردم مدينه به او لقب " زين المجتهدين " داده بودند . مردم مدينه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ، شور و ولوله و غوغايی عجيب کردند . آن روزها فقرای مدينه دانستند چه کسی شب ها و روزها برای دلجويی به خانه آن ها مي آمده است .
امام ( ع ) با آن كرم و بزرگوارى و بخشندگى خود لباس خشن بر تن مىكرد ، چنان كه نقل كردهاند : " امام بسيار خشن پوش و روستايى لباس بود " و اين خود نشان ديگرى است از بلندى روح و صفاى باطن و بىاعتنايى آن امام به زرق و برق هاى گول زننده دنيا .
امام موسى كاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زيردستان بسيار با عاطفه و مهربان بود . هميشه در انديشه فقرا و بيچارگان بود ، و پنهان و آشكار به آنها كمك مىكرد .
مردى از تبار عمر بن الخطاب در مدينه بود كه او را مى آزرد و على(عليه السلام) را دشنام مى داد. برخى از اطرافيان به حضرت گفتند: اجازه دهید تا او را بكشيم، ولى حضرت به شدّت از اين كار نهى كرد و آنان را شديداً سرزنش فرمود. روزى سراغ آن مرد را گرفت، گفتند: در اطراف مدينه، به كار زراعت مشغول است. حضرت سوار بر الاغ خود وارد مزرعه وى شد.
آن مرد فرياد برآورد: زراعت ما را خراب مكن، ولى امام به حركت خود در مزرعه ادامه داد وقتى به او رسيد، پياده شد و نزد وى نشست و با او به شوخى پرداخت، آن گاه به او فرمود: چقدر در زراعت خود از اين بابت زيان ديدى؟ گفت: صد دينار. فرمود: حال انتظار دارى چه مبلغ از آن عايدت شود؟ گفت: من از غيب خبر ندارم. امام به او فرمود: پرسيدم چه مبلغ از آن عايدت شود؟ گفت: انتظار دارم دويست دينار عايدم شود. امام به او سيصد دينار داد و فرمود: زراعت تو هم سر جايش هست. آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسيد و رفت. امام به مسجد رفت و در آنجا آن مرد را ديد كه نشسته است.
وقتى آن حضرت را ديد، گفت: خداوند مى داند كه رسالتش را در كجا قرار دهد. يارانش گرد آمدند و به او گفتند: داستان از چه قرار است، تو كه تا حال خلاف اين را مىگفتى. او نيز به دشنام آنها و به دعا براى امام موسى(عليه السلام) پرداخت. امام(عليه السلام) نيز به اطرافيان خود كه قصد كشتن او را داشتند فرمود: آيا كارى كه شما مىخواستيد بكنيد بهتر بود يا كارى كه من با اين مبلغ كردم؟و بسيارى از اين گونه روايات، كه به اخلاق والا و سخاوت و شكيبايى آن حضرت بر سختيها و چشمپوشى ايشان از مال دنيا اشارت مى كند، نشانگر كمال انسانى و نهايت عفو و گذشت آن حضرت است.
ادامه مطلب...
ولادت امام محمد باقر علیه السلام و 22 بهمن مبارکباد
فضايل امام محمد باقر عليه السلام
اول ، علم و دانش: در كشف الغمة از حافظ عبد العزيز بن اخضر جنابذى در كتابش موسوم به معالم العترة الطاهرة از حكم بن عتيبه نقل شده است كه در مورد آيه ان فى ذلک لايات للمتوسمين (1) گفت: «به خدا سوگند محمد بن على در رديف همين هوشمندان است». در صفحات بعد سخن ابو زرعه را نقل خواهيم كرد كه گفته است: به جان خودم ابو جعفر از بزرگترين دانشمندان است.
ابو نعيم در حلية الاولياء نوشته است: مردى از ابن عمر درباره مسئلهاى پرسش كرد. ابن عمر نتوانست او را پاسخ گويد.پس به سوى امام باقر « علیه السلام » اشاره كرد و به پرسش كننده گفت : نزد اين كودک برو و اين مسئله را از او بپرس و جواب او را هم به من بازگوى. آن مرد به سوى امام باقر « علیه السلام » رفت و مشكل خود را مطرح كرد. امام نيز پاسخ او را گفت. مرد به نزد ابن عمر بازگشت و وى را از جواب امام باقر « علیه السلام » آگاه كرد. آنگاه ابن عمر گفت: اينان اهل بيتى هستند كه از همه علوم آگاهى دارند.
در حلية الاولياء آمده است: محمد بن احمد بن حسين از محمد بن عثمان بن ابى شيبه ، از ابراهيم بن محمد بن ابى ميمون ، از ابو مالك جهنى ، از عبد الله بن عطاء ، نقل كرده است كه گفت: من هيچ يک از دانشمندان را نديدم كه نسبت به دانشمندى ديگر كم دانشتر باشند مگر نسبت به ابو جعفر. من حكم را مىديدم كه در نزد او چون شاگردى مىكرد.
شيخ مفيد در كتاب ارشاد مىنويسد: شريف ابو محمد حسن بن محمد از جدم ، از محمد بن قاسم شيبانى ، از عبد الرحمن بن صالح ازدى ، از ابو مالك جهنى ، از عبد الله بن عطاء مكى ، روايت كرده است كه گفت: هرگز دانشمندى را نديدم كه نسبت به دانشمندى ديگر آگاهيهايش كمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر محمد بن على بن حسين.من حكم بن عتيبة را با آن آوازهاى كه در ميان پيروانش داشت مىديدم كه در مقابل آن حضرت چونان طفلى مىنمود كه در برابر آموزگارش قرار گرفته است.
ابن جوزى در تذكرة الخواص ، مىنويسد: عطاء مىگفت هيچ يک از دانشمندان را نديدم كه دامنه دانايىاش نسبت به دانشمندى ديگر كمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر. من حكم را ديدم كه در نزد آن حضرت چونان پرندهاى ناتوان بود. ابن جوزى مىگويد: «منظور وى از حكم همان حكم بن عتيبه بود كه در روزگار خود دانشمندى بزرگ به شمار مىآمد».
اين سخن ، چنان كه ملاحظه گرديد ، از عطاء نقل شده و باز به همان گونه كه شنيديد ابو نعيم اصفهانى و شيخ مفيد آن را از عبد الله بن عطاء روايت كردهاند. محمد بن طلحه نيز در كتاب مطالب السؤول ، اين روايت را به همين نحو نقل كرده است. البته در اين باره ملقب شدن آن حضرت به لقب باقر العلم و شهرت وى در ميان خاص و عام و در هر عصر و زمان بدين لقب كفايت مىكند.
ابن شهر آشوب در كتاب مناقب از محمد بن مسلم نقل كرده است كه گفت: من سى هزار حديث از آن حضرت پرسيدم. شيخ مفيد نيز در كتاب اختصاص ، به نقل از جابر جعفى آورده است: ابو جعفر امام باقر « علیه السلام » هفتاد هزار حديث برايم گفت كه هرگز از كسى نشنيده بودم.
شيخ مفيد مىنويسد: از هيچ كدام از فرزندان امام حسن « علیه السلام » و امام حسين « علیه السلام » اين اندازه از علم دين و آثار و سنت و علم قرآن و سيره و فنون ادب كه از امام باقر « علیه السلام » صادر شده ، ظاهر نشده است.
ما در صفحات آينده از بزرگان مسلمان از صحابه ، تابعان و فقيهان و نويسندگان و بسيارى ديگر كه از علم و دانش آن حضرت بهرهمند گشتهاند ، ياد خواهيم كرد. تحقيقاً بسيارى از دانشمندان از آن حضرت كسب علم كرده و بدو اقتدا نموده بودند و گفتار آن حضرت را پيروى مىكردند و از فقه و دلايل روشنى بخش حضرتش در توحيد و فقه و كلام كمال استفاده را به عمل مىآوردند.
گفتار آن حضرت درباره توحيد
بنابر نقل مدائنى ، روزى يكى از اعراب باديه به خدمت ابو جعفر محمد بن على آمد و از وى پرسيد: آيا به هنگام عبادت خداوند هيچ او را ديدهاى؟ امام پاسخ داد: من چيزى را كه نديده باشم عبادت نمىكنم. اعرابى پرسيد: چگونه او را ديدهاى؟ فرمود: ديدگان نتوانند او را ديد اما دلها با نور حقايق ايمان او را مىبينند. با حواس به درك نمىآيد و با مردمان قياس نمىشود. با نشانهها شناخته شود و با علامتها موصوف گردد. در كار خود هرگز ستم روا نمىدارد.او خداوندى است كه جز او معبودى نيست.اعرابى با شنيدن پاسخ امام باقر « علیه السلام » گفت: خداوند خود آگاهتر است كه رسالتش را كجا قرار دهد.
احتجاج آن حضرت با محمد بن منكدر از زاهدان و عابدان بلند آوازه عصر خويش شيخ مفيد در ارشاد ، نويسد: شريف ابو محمد حسن بن محمد از جدم ، از يعقوب بن يزيد از محمد بن ابى عمير ، از عبد الرحمن بن حجاج ، از ابو عبد الله امام صادق « علیه السلام » نقل كرده است كه فرمود: محمد بن منكدر مىگفت: گمان نمىكردم كسى مانند على بن حسين ، خلفى از خود باقى گذارد كه فضل او را داشته باشد ، تا اينكه پسرش محمد بن على را ديدم.
مىخواستم او را اندرزى گفته باشم اما او به من پند داد.ماجرا چنين بود كه من به اطراف مدينه رفته بودم ساعت بسيار گرم مىبود.در آن هنگام با محمد بن على مواجه شدم.او هيكلمند بود و به دو نفر از غلامانش تكيه داده بود.من با خودم گفتم: يكى از شيوخ قريش در اين گرما و با اين حال در طلب دنيا كوشش مىكند.به خدا او را اندرز خواهم گفت.پس نزديك او شدم و سلامش دادم او نيز در حالى كه عرق مىريخت با گشادهرويى جوابم گفت.به وى عرض كردم: خداوند كار ترا اصلاح كناد! يكى از شيوخ قريش در اين ساعت و با اين حال براى دنيا كوشش مىكند! به راستى اگر مرگ فرا رسد و تو در اين حال باشى چه مىكنى؟ او دستان خود را از غلامانش برگرفت و به خود تكيه كرد و گفت: به خدا سوگند اگر مرگ من در اين حالت فرا رسد مرگم فرا رسيده در حالى كه من به طاعتى از طاعات الهى مشغولم.در حقيقت من با اين طاعت مىخواهم خود را از تو و از ديگران بىنياز كنم.بلكه من هنگامى از مرگ باك دارم كه از راه برسد در حالى كه من مشغول به يكى از معاصى الهى باشم.
محمد بن مكندر گويد: گفتم: «خدا ترا رحمت كند! مىخواستم اندرزت گفته باشم اما تو به من اندرز دادى».
كلينى در كافى ، مانند همين روايت را از على بن ابراهيم ، از پدرش و محمد بن اسماعيل ، از فضل بن شاذان و هم او ، از ابن ابى عمير ، از عبد الرحمن بن حجاج ، از امام صادق « علیه السلام » نقل كردهاند.
نگارنده: معناى سخن محمد بن منكدر كه گفته بود: «مىخواستم اندرزت گفته باشم ولى تو به من اندرز دادى» اين است كه وى همچون طاووس يمانى و ابراهيم ادهم و... از متصوفه بود و اوقات خود را به عبادت سپرى مىكرد و دست از كسب و كار شسته بود و بدين سبب خود را سربار مردم كرده بود.و بار زندگى خود را بر دوش مردم نهاده بود او مىخواست امام باقر « علیه السلام » را نصيحت كند كه مثلا شايسته نيست آن حضرت در آن گرماى روز به طلب دنيا برود. امام « علیه السلام » نيز بدو پاسخ مىدهد كه: بيرون آمدن وى براى يافتن رزق و روزى است تا احتياج خود را از مردمان ببرد كه اين خود از برترين عبادات است. اندرزى كه اين سخن براى ابن منكدر داشت اين بود كه وى در ترک كسب و كار و انداختن بار زندگيش بر دوش مردم و اشتغالش به عبادت راهى خطا در پيش گرفته است.به همين جهت بود كه ابن منكدر گفت: «مىخواستم اندرزت گفته باشم...»
بنابر همين اصل است كه از صادقين « علیه السلام » دستور اشتغال به كسب و كار و نهى از افكندن بار زندگى بر دوش ديگران صادر شده است. از آنان همچنين روايت شده است كه اگر كسى به عبادت خداى پردازد و شخص ديگرى در پى كسب و كار روانه شود ، عبادت اين شخص اخير بالاتر و برتر از آن ديگرى است. امام صادق « علیه السلام » از پيامبر « علیه السلام » نقل كرده است كه فرمود: «ملعون است ملعون است كسى كه خود را سربار مردمان قرار دهد».
پىنوشت:
1- حجر/75: و در اين (عذاب) هوشمندان را عبرت و بصيرت بسيار است.
منبع:
كتاب: سيره معصومان ، ج 5 ، ص 18 ، سيد محسن امين ، ترجمه: على حجتى كرمانى
برداشت از: سایت فرهنگی تبیان
ادامه مطلب...
دهه فجر بر همه فجر آفرینان مبارک باد
کد فلش بالا برای قرار دادن در وبلاگ
نماز شب دائم امام خمینی(ره)
نماز شبِ امام خمینی پنجاه سال ترک نشد. امام در بیماری، در صحت ، در زندان ، در خلاصی ، در تبعید ، حتی در روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب میخواند. امام در قم بیمار شدند و به دستور اطباء میبایست به تهران منتقل شوند. هوا بسیار سرد بود و برف میبارید ، یخبندان عجیبی در جادهها وجود داشت امام چندین ساعت در آمبولانس بودند و پس از انتقال به بیمارستان قلب باز نماز شب خواندند. شبی كه امام از پاریس به سوی تهران میآمدند تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند و تنها امام در طبقه بالای هواپیما نماز شب میخواندند و شما اگر از نزدیک دیده باشید ، آثار اشك بر گونههای مبارك امام حكایت از شب زندهداری و گریههای نیمه شب وی دارد.
جالب این است كه امام همیشه موقع نماز عطر و بوی خوش مصرف میكردند و شاید بدون بوی خوش سر نماز نایستاده باشند ، حتی در نجف هم كه نماز شب را پشت بام میخواندند در همان پشت بام نیز یک شیشه عطر داشتند. سرگذشتهای ویژه ، ج2، ص51.
در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
تغيير قبله

هفتم بهمن 1386سالروز تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس بسوی کعبه
زمان تغییر قبله: 15 رجب سال دوم هجری قمری
يكي از تحولات مهم تاريخ اسلام كه در سال دوم هجرت اتفاق افتاد تغيير قبله مسلمانان از بيت المقدس به سوي كعبه بود. ابن مسعود روایت کرده:
«مردم به سوي بيتالمقدس نماز ميكردند و چون هيجده ماه از هجرت پيغمبر(صلی الله علیه و اله و سلم) گذشت، به هنگام نماز سر به آسمان برميداشت و منتظر فرمان خداوند بود و سوي بيت المقدس نماز ميخواند ولي دوست داشت بهسوي كعبه نماز گذارد و خداوند اين آيه را نازل فرمود:
«قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ»
«نگاههاي منتظر تو را به سوي آسمان ميبينیم. اكنون تو را به سوي قبلهاي كه از آن خشنود باشي، باز ميگردانيم. روي خود را به جانب مسجدالحرام كن! هر جا باشيد روي خود را به جانب آن بگردانيد و كساني كه كتاب آسماني به آنها داده شده به خوبي ميدانند اين فرمان حقي است از ناحيۀ پروردگارشان صادر شده و خداوند از اعمال آنها غافل نيست»
علي بن ابراهيم از امام صادق(ع) نقل ميكند؛ پس از اينكه پيامبر(ص) سيزده سال در مكه و هفت ماه در مدينه بهسوي بيت المقدس نماز خواند، او را بسوي كعبه متوجه كرد و علت اين امر اين بود كه يهود پيغمبر اسلام(ص)، را سرزنش ميكردند و ميگفتند تو تابع ما هستي و بهسوي قبله ما نماز ميگذاري. رسول اكرم(ص) از اين سرزنشها سخت غمگين ميشود و در دل شب از خانه بيرون آمد، و به آفاق چشم ميدوخت منتظر فرمان الهي در اين زمينه بود. چون آن شب سپري شد و روز فرا رسيد، در هنگام نماز ظهر در مسجد"بني سالم" در حاليكه دو ركعت نماز ظهر خوانده بود، جبرئيل نازل گرديد و بازوهاي آن حضرت را گرفت و او را به سوي كعبه برگردانيد و اين آيه را آورد.
مسجدي كه تغيير قبله در آن انجام شد در تاريخ اسلام به مسجد ذوقبلتين معروف شده است. تغيير قبله از مسجد الاقصي به مكه، بر يهود و منافقان دشوار بود و به همین علت بر مسلمانان خرده ميگرفتند كه چرا تاكنون در نماز به مسجد الاقصي رو ميكرديد و اكنون قبله شما تغيير يافت، که در این هنگام آيه ذیل نازل شد:
«سيقولُ السُّفهاء مِنَ النَّاس ما وَلاَّهمْ عَن قِبْلتهم الّتِي كانُوا عليها قُل لِلّهِ المشرِقُ و الْمَغرِبُ يَهدي من يشاء إِلى صراطٍ مستقيم»
«بزودي مردم سبك مغز ميگويند چه چيز آنها را از قبلهاي كه به آن بودند باز گردانيد؟ بگو شرق و مغرب از آن خواست، خدا هر كسي را بخواهد به راه راست هدايت ميكند»
عدهای به این تغییر قبله ایراد گرفته و می گویند:
تغيير قبله آن هم از خانه ای كه آن قدر شرافت دارد و خدا آنرا قبله پيغمبران پيشين قرار داده براي چيست؟ اگر گفته شود به دستور خداست، اين حرف قابل قبول نيست زيرا خداوند خودش بيت المقدس را قبله قرار داده و او فرمان خود را نقض نميكند. چون به عقيده يهود، نسخ در احكام الهي ممكن نيست. و اگر بدون دستور خداست آن هم انحراف از جاده مستقيم و بازگشت بضلالت و گمراهي است.
شکی نيست كه قبله بودن كعبه يا بيت المقدس يا سنگي كه در آن است، چيزي نيست كه از آثار ذاتي آن بناء مخصوص باشد تا به هيچ وجه قابل تغيير و تبديل نباشد و قبله بودن بيت المقدس يك حكم ابدي و غير قابل نسخ باشد، بلكه تمام جهت هایی كه انسان ممكن است به طرف آن بايستد از اين نظر مساويند، خداوند هر طور بخواهد و هر وقت بخواهد درباره آنها حكم ميكند، البته حكم او براي هدايت و اصلاح مردم است،
عوامل تغيير قبله:
1- مصلحتي كه فقط خداوند آن را ميداند. شاید مصلحت آن در این بود که از یهودیان ممتاز باشند. چون تا هنگامي كه مسلمانان در مكه اقامت داشتند، مأمور بودند بهسوي بيت المقدس نماز بخوانند تا از مشركين مكه كه بهسوي كعبه متوجه بودند، مشخص باشند. و وقتی به مدينه مهاجرت کردند، مسلمانان مأمور شدند كه به سوي كعبه توجه كنند، چون يهودیان به سوي بيت المقدس متوجه بودند.
2- امتحان مسلمانان و بازشناسی منافقان:
«لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُّ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ» (بقره/143)
«قبله را به اين جهت تغيير داديم تا پيروان پيامبر(ص) را از كساني كه به مخالفت او بر ميخيزند معلوم كنيم»
«قل لله المشرق و المغرب ...» خداوند به پیامبرش می فرماید؛ به كساني كه از انصراف مسلمانان از بيت المقدس به كعبه انتقاد ميكردند، بگويد: كه مشرق و مغرب هر دو ملك خداست و در آنها به هر طور كه مصلحت و حكمت او اقتضا كند تصرف ميكند. خداوند به وسيله اين گفتار قول كساني را كه گمان ميكردند، بيت المقدس از كعبه با شرافتتر است و بهتر است كه هميشه قبله باشد ، را باطل و مردود ساخت كه همه مكانها ملك خواست و هر يك از آنها را در هر زماني كه بخواهد طبق مصلحت و حكمت، شرافت و عظمت ميبخشد.
منبع:
1 - سوره بقره، آیه 144
2- طبرسي، حسن؛ تفسير مجمع البيان، ترجمه محمد مفتح، انتشارات فراهاني، بيتا، اول، ج2 ، ص 92.
3- سوره بقره ، آیه 142
4- شهيدي، سيد جعفر؛ تاريخ تحليلي اسلام تا پايان امويان، تهران،انتشارات تجارت 1362، ص 58.
5- طباطبايي، حسين؛ تفسير الميزان،مترجم ناصر مکارم شیرازی، بی جا، نشر طباطبایی،1367ش، چاپ چهارم، ج1، ص 443.
6- همان.
7- سوره بقره، آیه 143.
8- همان؛ تفسير مجمع البيان، ص 89-91. منبع
ادامه مطلب...
اعمال شب عاشورا
برای این شب دعاها و نمازهایی با فضیلتهای بسیار نقل کرده اند از جمله آنها:
1- صد رکعت نماز
در هر رکعت حمد و سه مرتبه توحید و بعد از فراغ از جمیع هفتاد مرتبه بگوید: «سُبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لا الهَ الّا اللهُ و اللهُ اکبرُ ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ الا باللهِ العلیّ العَظیم».
2- چهار رکعت در آخر شب
در هر رکعت بعد از حمد هر یک از آیت الکرسی و توحید و فلق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام ، صد مرتبه توحید بخواند.
3- چهار رکعت نماز
در هر رکعت حمد و پنجاه مرتبه توحید و این نماز مطابق است با نماز امیرالمؤمنین « علیه السلام » که فضیلت بسیار دارد و بعد از نماز فرموده ذکر خدا بسیار کند و صلوات بسیار فرستد و بر دشمنان ایشان لعن کند.
زیارت عاشورا
فایل صوتی + متن

-- >> فایل صوتی زیارت عاشورا با صدای حاج حسن خلج
متن زیارت عاشورا :
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ
مي گويي صَد مرتبه
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
پس مي گوئي
اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة
پس سجده مي روي و ميگوئي
اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام.
التماس دعا
ادامه مطلب...
نماز در سخنان امام حسین « علیه السلام »
1- در عصر روز تاسوعا وقتی دشمن تصمیم گرفت حمله بر لشکریان امام حسین « علیه السلام » را آغاز کند ، حضرت به برادرش اباالفضل « علیه السلام » فرمود: « به سوی آنان برو و اگر می توانی کار را به فردا واگذار ، تا امشب را به نماز و نیایش و طلب آمرزش از او سپری کنیم ، خدا می داند که من نماز ، تلاوت قرآن ، بسیاری دعا و درخواست آمرزش را دوست دارم. ( مقتل الشمس ، ص 179 – 180)
2- یکی از درسهای آموزنده نهضت سالار شهیدان ، حضرت حسین بن علی « علیه السلام » پیوند آن با عبادت و نماز است. به گونه ای که ظهر خونین عاشورا ، برای همیشه ، همراه با کلمه نورانی «نماز» در خاطر تاریخ مانده است و یکی از شهدای کربلا نیز در هنگامی به شهادت رسید که از امام حسین « علیه السلام » محافظت می کرد تا آن اسوه نمازگزاران ، نماز بخواند ، این درسی است که اهمیت نماز را بیان می کند و غفلت از آن هرگز روا نیست. اکنون به سطرهایی از تاریخ کربلا که از نماز ظهر عاشورا سخن می گوید توجه کنید.
« ابوثمامه عمر و بن عبدالله صائدی » چون قتل پی در پی یاران را دید ، به حسین « علیه السلام » عرض کرد : یاابا عبدالله فدایت شوم! این لشکر به تو نزدیک شده اند ، اما تا ما کشته نشویم تو را نکشند ، من دوست دارم و اگر خدا بخواهد نماز را که اینک وقت آن رسیده است برپای دارم و آن گاه نزد خدا روم!
امام حسین « علیه السلام » فرمود: نماز را یادآور شدی ، خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد ، آری اول وقت است. از اینان بخواهید از ما دست بردارند تا نماز بخوانیم.
چون این پیام به دشمن رسید ، حصین بن تمیم گفت: نماز شما قبول نیست حبیب بن مظاهر پاسخ داد: به گمان تو نماز خاندان پیامبر قبول نیست؟ ولی نماز میخواره ای چون تو قبول است؟
امام « علیه السلام » به زهیربن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد ، از هجوم دشمن پیشگیری کنند ، سپس آن حضرت نماز ظهر را با نیمی از یارانش به پاداشت. و چون در محاصره دشمن بود نماز خوف بجا آورد.
گفته اند سعیدبن عبدالله حنفی ، جلوی حسین « علیه السلام » ایستاد و خود را هدف تیرهای دشمن قرار داد او پیوسته از امام نگاهبانی می کرد به گونه ای که حسین « علیه السلام » به هر سو که می گردید او پیش رویش خویشتن را سپر می ساخت تا هنگامی که بر اثر تیرهای بسیار توانش را از دست داد و بر زمین افتاد و در این حال می گفت :
پروردگارا ! لعنت عاد و ثمود را بر آنها بفرست و پیامبرت را از جانب من سلام برسان و آنچه از درد و زخم را که به من رسیده است ، به او ابلاغ کن ، که من در یاری فرزند دختر پیامبرت تنها پاداش تو را خواهانم . سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد، در حالی که بجز زخم نیزه و شمشیر سیزده زخم تیر بر تن داشت.( مقتل الشمس . ص 217 – 218 )
3- امام حسین « علیه السلام » از رسول خدا « صلی الله علیه و اله و سلم » نقل کرد که آن حضرت فرمود: کسی که عمرش با قیام شب و عبادت خدا خاتمه یابد اهل بهشت است.
(سازندگیهای اخلاقی امام حسین « علیه السلام » ، ص 146 )
4- امام حسین « علیه السلام » در روز عاشورا هنگام آخرین وداع با اهل بیت « علیه السلام » خطاب به خواهرش زینب « علیه السلام » فرمود :
خواهرم ! مرا در نماز نافله شب فراموش مکن!
( زینب بنت الامام امیر المؤمنین « علیه السلام » ، ص 17-18 )
5- امام حسین « علیه السلام » درباره دختر بزرگوارش « فاطمه » فرمود: او در امر دین چنان بود که تمام شب را به نماز می ایستاد و روز را روزه می گرفت.
( فاطمه بنت امام حسین « علیه السلام » ، ص 14 )
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

برخی از پیشگوییهای پیامبران و اولیا درباره حادثه كربلا
ابراهیم « علیه السلام » به سرزمین كربلا رسید. آرام آرام با مركبش میگذشت كه ناگهان به گودال قتلگاه رسید و اسب ، او را به زمین زد. ابراهیم « علیه السلام » زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدایا! از من ، چه خطایی سر زده است كه به این بلا دچار شدم؟
جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «ای ابراهیم! از تو گناهی سر نزده است. در این سرزمین ، فرزند آخرین فرستاده خدا ، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل می رسانند.
حضرت آدم در كربلا
هنگامی كه حضرت آدم « علیه السلام » به زمین فرستاده شد ، میان او و همسرش «حوا» جدایی افتاد. آدم برای یافتن همسرش ، به جستوجو پرداخت. در میانة راه ، گذارش به كربلا افتاد. پس بیاختیار ، اشك از چشمانش جاری شد و ابری از غم ، دلش را تسخیر كرد. سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدایا! آیا دیگربار ، دچار معصیتی شدهام كه این حال به من دست داده است؟
خطاب رسید : « ای آدم! گناهی از تو سر نزده است ، بلكه در این سرزمین ، فرزند تو ـ حسین « علیه السلام » ـ را با ستم ، به قتل میرسانند »
عرض كرد: خدایا حسین كیست؟ آیا از پیامبران است؟
ندا آمد: «نه ، پیامبر نیست ، ولی فرزند پیامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است ».
عرض كرد: خدایا! قاتل او كیست؟
خطاب آمد: «نامش یزید است كه ملعون آسمانها و زمین است ».
در این هنگام ، به جبرئیل رو كرد و گفت: دربارة قاتل حسین « علیه السلام » چه باید كرد؟
جبرئیل گفت: «باید او را لعن كرد».
آدم « علیه السلام » چهار بار یزید را لعن كرد و راه خود را در پیش گرفت و از سرزمین كربلا خارج شد.(1)
كشتی نوح در كربلا
عجله كنید: «همه سوار بر كشتی شوید. كودكان را فراموش نكنید. عذاب خداوند نازل شده است» این كلامی بود كه حضرت نوح « علیه السلام » به قوم خود میگفت: از آسمان و زمین آب فوران میكرد. وزش باد شدید نیز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان كرده است. همه بر كشتی سوار شدند و كشتی بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتی در راه بود كه ناگهان از حركت ایستاد. نوح « علیه السلام » ، مضطرب و نگران با خود میگفت: خدایا! چه شده است؛ چرا كشتی حركت نمیكند؟
ناگهان ندا آمد: «ای نبیالله! اینجا ، سرزمینی است كه فرزند زادة خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلّم و پسر اشرف اولیا كشته میشود ».
نوح پرسید: قاتل او كیست؟
ندا آمد: «قاتل او ، ملعون آسمانها و زمین است.» نوح « علیه السلام » چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن كرد تا سرانجام كشتی به راه افتاد و از غرق شدن نجات پیدا كرد. (2)
عبور حضرت ابراهیم از قتلگاه
ابراهیم « علیه السلام » به سرزمین كربلا رسید. آرام آرام با مركبش میگذشت كه ناگهان به گودال قتلگاه رسید و اسب ، او را به زمین زد. ابراهیم « علیه السلام » زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدایا! از من ، چه خطایی سر زده است كه به این بلا دچار شدم؟
جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «ای ابراهیم! از تو گناهی سر نزده است. در این سرزمین ، فرزند آخرین فرستاده خدا ، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل میرسانند ».
قاتل او كیست؟
جبرئیل گفت: «قاتل او ، ملعون آسمانها و زمین است كه قلم ، بر روح اعظم ، لعن او را نگاشته است.» در این هنگام ، ابراهیم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت ، لعن و نفرین كرد. (3)
باد و سلیمان « علیه السلام »
سلیمان بر بساط خود ، در آسمان در حال حركت بود. ناگهان ، باد به جنبو جوش افتاد و بساط سلیمان از كنترل وی خارج شد. سلیمان « علیه السلام » تعجب كرد و وحشت و اضطرابی عجیب ، سراپای او را فرا گرفت.
پرسید: چه شده است؟
باد جواب داد: ما به
قتلگاه حسین « علیه السلام » رسیدهایم.
سلیمان پرسید: حسین علیه السلام
كیست؟
باد گفت: او فرزند علی بن ابیطالب و دختر خاتم الانبیا ـ محمد مصطفی ـ است كه در این سرزمین ، به دست قومی جفاكار به قتل میرسد.
سلیمان پرسید: نام قاتلش كیست؟
پاسخ داد: او ملعون زمین و آسمانها است.
در این هنگام ، سلیمان دست به آسمان برداشت و یزید را لعن كرد. باد به خود آمد و بساط سلیمان را برداشت و از زمین كربلا دور كرد. (4)
موسی و كربلا
موسی « علیه السلام » با «یوشعبن نون» در راه بودند كه ناگهان ، نعلین موسی پاره شد و خاری در پایش فرو رفت و خون از آن جاری شد. موسی رو به آسمان گفت: خدایا! مگر از من گناهی سر زده است كه به چنین كیفری ، در دنیا مبتلا میشوم؟
خطاب رسید: «ای موسی! نام این سرزمین كربلا است و در همین سرزمین ، خون حسین « علیه السلام » ریخته میشود و به دست قومی جفاكار به قتل میرسد ».
موسی گفت: خدایا! حسین كیست؟
خطاب آمد: «او فرزند محمد مصطفی ، آخرین فرستادة من ، است ».
عرض كرد: قاتل او كیست؟ فرمود: «كسی است كه ماهیان دریا و وحشیان صحرا و پرندگان هوا نیز او را لعن میكنند ».
موسی « علیه السلام » نیز رو به آسمان كرد و قاتلان حسین « علیه السلام » را لعن و نفرین كرد و با یوشع از زمین كربلا گذشت. (5)
عیسی علیه السلام و كربلا
عیسی « علیه السلام » كه در جمع حواریان بود و از سرزمین كربلا میگذشت ، پس از شنیدن خبر قرار گرفتن شیری بر سر راه عابران ، جلو آمد و رو به شیر گفت: چرا در این راه نشستهای و مانع رفت و آمد عابران هستی؟
حیوان به زبان آمد و گفت: یا نبیالله! نمیگذاریم از اینجا بگذری ، مگر آن كه بر یزید ، قاتل حسین ، لعن كنی.
عیسی « علیه السلام » پرسید: قاتل او كیست؟
شیر گفت: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بیابانها است ، به ویژه در ایام عاشورا.
عیسی « علیه السلام » به همراه حواریان دست به آسمان برداشت و یزید و قاتلان امام حسین «علیه السلام » را لعن كرد. آنگاه شیر از سر راه كنار رفت و آنان از آن سرزمین گذشتند. (6)
پینوشتها:
1- علاّمه مجلسی ، بحارالانوار ، ج10 ، ص 156.
2- همان ، ص 158.
3- همان.
4- همان ، ص 157.
5- همان ، ص 156.
6- همان ، ص 157
منبع: ماهنامه موعود شماره 72
برداشت از: پایگاه اطلاع رسانی شیعیان

|
علی علیه السلام |
نام |
|
هادی نقی |
لقب |
|
ابوالحسن |
کنیه |
|
محمد |
نام پدر |
|
سمانه مغربیه |
نام مادر |
|
15 ذی الحجه سال 212 هجری قمری |
تاریخ ولادت |
|
مدینه طیبه |
محل ولادت |
|
17 سال |
مدت امامت |
|
25 سال |
مدت عمر |
|
4 پسر 1 دختر |
تعداد فرزندان |
سال تولد امام هادی (علیه السلام)
تولد هادی امت
نام مبارك
كنیه
القاب
تولد هادی امت
در حركت نه چندان آرام زمان به گفتة اكثر مورخان ، چشم گیتی در سال 212 هجری قمری به جمال خورشیدی روشن می شود كه چكیده فضیلت ، جوهره وجود وفیض مطلق است . مولودی كه یادش آرام بخش دلها وپیامش آخرین امید ونهایت آرزوی دلدادگان به خدا میگردد.
آن مولود كسی جز علی النقی امام هادی (علیه السلام) نبود آمد امام هدایتی كه روشنی بخش محفل بشری گردید وتشنگان حقیقت را از زلال هدایت كه ریشه در وحی دارد سیراب كرد .
امام هادی (علیه السلام) در بصریا ( روستایی در سه میلی مدینه ) از توابع مدینه به دنیا آمد ومكارم اخلاق ، شرافت ونجابت را چون دیگر ستارگان هدایت از خاندان نبوّت در خود جمع داشت.
پس از تولد امام هادی (علیه السلام) پدر بزرگوارش امام جواد (علیه السلام) همچون ائمه دیگر (علیه السلام) سنت شرعی مراسم تولد از اذان در گوش راست واقامه در گوش چپ وصدقه وعقیقه را بطور كامل اجرا نمود.
ادامه مطلب...

عید خون همان «عید اضحى» ، به معنى قربانى كردن است . در سرزمین مِنا با قربانى گوسفند ، «مَنْ» به «ما» تبدیل مى شود ؛ زیرا فلسفه عمل حجگزار و قربانى كننده این است كه او با تمسك به حقیقت «ورع» گلوى دیوِ طمع را مى برد و آنچه از قربانى به خداى سبحان مى رسد، گوشت و خون نیست ، بلكه روح كردار و جان عمل (تقوا) است و حاجى وارث ابراهیم خلیل الرحمن علیهالسلام است كه اسماعیل نفسش را به قربانگاه مى برد و آن را ذبح مى كند و به لقاءالله مى رسد. این سخن رهبر فقیدمان است كه فرموده است :
« عید سعید قربان ، عیدى است كه انسانهاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مى اندازد. قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مى دهد ». (1)
قربانى در مِنا مقدمه رسیدن به غدیر است ؛ چرا كه اگر هواى نفس در مِنا قربانى نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشكل است و حضرت ابراهیم علیهالسلام با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه كرد كه به جاى فرزندانشان ، گوسفند قربانى كنند و حضرت محمد صلى الله علیه و آله بشریت را بیمه كرد كه به جاى پیروى از ناحق از حق ؛ كه همان على است ، (2) تبعیت كنند . و این چنین از پیوند قربان با غدیر ، دین كامل شد .
عید سعید قربان ، عیدى است كه انسانهاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مى اندازد . قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مى دهد .
و در فضیلت این ایام همین بس كه امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا علیهالسلام فرموده است :
« إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ زُفَّتْ أَرْبَعَةُ أَیَّامٍ إِلَى اللهِ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى خِدْرِهَا قیلَ ما هذِهِ الاْیّامُ قالَ: یَوْمُ الاَْضْحَى وَ یَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَالاَْضْحى وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ كَالْقَمَرِ بَیْنَ الْكَوَاكِبِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِى نَجَافِیهِ اِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُكْرا للهِ وَ هُوَ الْیَومُ الَّذِى اَكْمَلَ اللهُ بِهِ الدِّینَ فِى اِقَامَةِ النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله عَلِیّا اَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ عَلَما وَ اَبَانَ فَضِیلَتَهُ وَ وَصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِكَ الْیَوْمَ وَ اِنَّهُ لَیَوْمُ الْكَمَالِ وَ یَوْمُ مَرغَمَةِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ تَقَبُّلِ اَعْمَالِ الشِّیعَةِ وَ مُحِبِّى آلِ مُحَمَّدٍ.(3)
در هنگام قیامت ، چهار روز را آرایش كرده نزد خداى سبحان مى آورند ؛ چنان كه عروس را به حجله مىبرند . از حضرت پرسیده شد: این ایام كدامند ؟ فرمود: روز قربان ، روز فطر ، روز جمعه و روز غدیر است . و روز «غدیر» بین روزِ فطر و روز جمعه مثل ماه است در میان ستارگان . آن روزى است كه حضرت ابراهیم خلیل علیهالسلام از آتش نجات پیدا كرد و روزه گرفت و از خدا تشكر كرد . روز غدیر روزى است كه خداوند به وسیله آن دین را كامل كرد و پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله على علیهالسلام را به عنوان امیرالمؤمنین معرفى كرد و فضائل وى را برشمرد و جانشین بودن وى را [از طرف خداى سبحان به همگان] اعلام كرد و به میمنت این روز ، روزه گرفت ؛ چرا كه روز كمال است و روز ناامیدى شیطان و روز قبولى اعمال شیعیان و دوستداران آل محمد صلى الله علیه و آله است».
----------------------------------
پی نوشتها :
1- صحیفه نور، ج 18، ص 87.
2- رسول اكرم « صلى الله علیه و آله و سلم» : «عَلِىٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِىٍّ؛ على با حق است و حق با على».
3- مسند الامام الرضا علیهالسلام، ج 2، صص 17 ـ 18.
منبع :مجله مبلغان، ش 74 ، سیدعباس رفیعى پور (پایگاه تبیان)
شهادت پنجمين اختر امامت امام محمد باقر « علیه السلام » بر شیعیان جهان تسلیت باد

نام مبارك امام پنجم محمد بود .
لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ، بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .
القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كرده اند كه هريک بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
كنيه امام ابوجعفر بود .
مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى « علیه السلام » است .
بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن « علیه السلام » و از سوى پدر به امام حسين « علیه السلام » می رسید .
پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، على بن الحسین « علیه السلام » است .
تولد حضرت باقر « علیه السلام » در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدینه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سیدالشهداء كودكى بود كه به چهارمین بهار زندگیش نزدیك می شد.
ادامه مطلب...
شهادت نهمین اختر امامت و ولايت امام جواد علیه السلام تسلیت باد

امام نهم شيعيان امام جواد « علیه السلام » در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت.
نام نامی اش محمد معروف به جواد و تقی است. القاب دیگری مانند: رضی و متقی نیز داشته ، ولی تقی از همه معروف تر می باشد. مادر گرامی اش سبیکه یا خیزران است که این دو نام در تاریخ زندگی آن حضرت ثبت است.
امام محمد تقی « علیه السلام » هنگام وفات پدر 8 ساله بود. پس از شهادت جانگداز امام رضا «علیه السلام » در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه « علیه السلام » انتقال یافت. مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد. از اینجا بود که مأمون نخستین کاری که کرد ، دختر خویش ام الفضل را به ازدواج امام جواد « علیه السلام » درآورد ، تا مراقبی دایمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد. رنجهای دایمی که امام جواد « علیه السلام » از ناحیه این مأمور خانگی برده است.
این نوگل باغ ولایت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بویش مشام جانها را بهره مند ساخت. آثار فکری و روایاتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی که از آن حضرت بر جای مانده ، تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است. دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است.
ادامه مطلب...
نماز در عمره تمتع و حج تمتع

عمره تمتع
نماز طواف
( سوّمين عملِ عُمره )
پس از انجام طواف ، بايد دو ركعت نماز ، به نيّت نماز طواف بخواند.
كيفيت نماز طواف:
مانند نماز صبح است ، ولى حمد و سوره را مى تواند بلند يا آهسته بخواند.
وقت نماز طواف:
بعد از طواف و قبل از سعى است.
مكان نماز طواف:
كافي است در هر نقطه اي كه عرفاً بگويند پشت مقام است گرچه از مقام دور باشد نماز را بخواند بلكه در اين صورت بعيد نيست كه نماز در هر جاي مسجد الحرام صحيح باشد .
1ـ بر تمام افراد بالغ و عاقل واجب است كه نمازها را به طور صحيح ياد بگيرند تا تكليف الهى را درست انجام دهند; بخصوص كسى كه قصد عمره يا حج دارد بايد نماز خود را تصحيح كند ، تا تمامى نمازها كه از جمله آنها نماز طواف است ، به طور صحيح انجام شود.
2ـ بنابراحتياط واجب بايد پس ازطواف ، نماز طواف را زود بجا آورد به طورى كه مردم نگويند بين آنها فاصله شده است.
3 ـ جايز است نماز طواف مستحب را هر جاى مسجدالحرام كه بخواهد بجا آورد.
ادامه مطلب...
السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله
سالروز شهادت امام ششم امام جعفر صادق « عليه السّلام » تسلیت باد.
اي پرچمدار شيعه و رئيس مذهب جعفري، اي بلند اختر! در شب هجران تو، عالم دگرگون شده است. اي ششمين نور سرمدي، تاريخ از كدام مصيبت تو شكوه كند، آري تاريخ، شرمنده از حكايت غربت توست.
|
نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده) زمان شهادت: يكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى |
تاريخ ولادت: يكشنبه 17 ربيع الاول ، سال 83 هجرى مكان ولادت: مدينه مدت عمر مبارک : 65 سال قاتل ملعون: منصور دوانيقى (خليفه عباسى) |
|
مدفن مطهر: قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه منوره) | |

به همين مناسبت قدري از مناقب جد گرامي امام هشتم كه خيلي نوشون امام رضا « عليه السّلام » رو دوست داشتند ، امّا زودتر از ولادت امام رضا « عليه السّلام » ( كمتر از 3 هفته به ولادت ایشان ) به شهادت رسيدند رو مي نويسم ...
عبدي محضر امام صادق « عليه السّلام » شرفياب شد ، آن روز امام « عليه السّلام » دو لباس نخي بر تن داشت ، همسر عبدي به بيماري سختي مبتلا شده بود ، بيماري او چنان شديد بود كه ديگر از حيات و زنده ماندن او نااميد شده بودند، عبدي جريان همسرش را به محضر امام صادق«عليه السّلام» رسانيد .
امام صادق « عليه السّلام » سر را به پايين انداخت آنگاه سر را بلند كرد و فرمودند :
من دعا كردم و خدا او را شفا داد ، نزد او برگرد ، وقتي بازگشتي مي بيني مشغول خوردن طبرزد ( نوعي شيريني ) است .
عبدي نزد همسرش برگشت ديد همانگونه است كه حضرت فرموده بود ، از همسرش جريان را پرسيد .
همسرش گفت : آقاي بزرگواري كه دو لباس نخي بر تن داشت وارد خانه شد و فرمود :
« يا ملك الموت ! ألست اُمرت لنا بالسّمع و الطّاعة ؟ »
« اي ملك الموت ! مگر تو مأمور نيستي كه از ما بشنوي و اطاعت كني ؟ »
پاسخ داد : آري
فرمود : دستور ميدهم كه قبض روح او را بيست سال به تاخير بيانداز !
آن شخص با ملك الموت از خانه خارج شده و همان موقع حال من بهبود يافت.
بحار الانوار ج 47 ص 115
امام صادق « عليه السّلام » فرمود :
« اذا كان يوم القيامة وليّنا أمر شيعتنا ؛ فما كان عليهم لله فهو لنا ، و ما كان لنا فهو لهم و ما كان للنّاس فهو علينا »
« هنگامي كه روز قيامت فرا رسد ما سرپرستي امور شيعيانمان را عهده دار مي شويم ، هر حقّي از طرف خداوند بر آنها باشد در اختيار ماست و هر حقي كه در اختيار ما باشد آن را به شيعيانمان مي بخشيم و هر حقّي كه مردمان آنان داشته باشند آن نيز بر ماست كه ادا نماييم. »
بحار الانوار ج 27 ص 313 ح 10
عبد الله ابن أبي يعفور ميگويد :
به امام صادق « عليه السّلام » عرض كردم من با مردم كه معاشرت مي كنم خيلي تعجّب ميكنم از عدّه اي كه اهل ولايت و محبّت شما نيستند و فلان و فلان را دوست دارند ، ولي امانت دار و راستگو هستند و به عهد و پيمان خود وفا دارند ؛ اما بعضي از اشخاص كه اهل ولايت و محبّت شما هستند اين امانت داري و راستگويي و وفاي به عهد و پيمان در آنها نيست.
ابن أبي يعفور گويد: امام صادق « عليه السّلام » در برابر من درحاليكه نشسته بودم قرار گرفت و مانند كسي كه خشمناك باشد به من رو كرد و فرمود :
« لا دين لمن دان بولاية إمام جائر ليس من الله و لا عتب علي من دان بولاية إمام عدل من الله »
« كسي كه معتقد به ولايت پيشواي ستمگري كه از طرف خدا نيست باشد دين ندارد ، و كسي كه معتقد به ولايت امام عادلي كه از طرف خدا برگزيده شده باشد بر او ملامت و سرزنشي نيست. »
عرض كردم : آن گروه دين ندارند و اين گروه سزاوار سرزنش نيستند ؟؟
فرمودند : بلي آنها دين ندارند و اينها را نبايد سرزنش كرد .
سپس فرمود : آيا كلام خدا را نشنيده اي كه فرموده است :
« الله ولي الّذين آمنوا يخرجهم من الظّلمات الي النّور »
« خدا سرپرست و ياور كساني است كه به او ايمان آورده اند آنها را از تاريكي ها به طرف روشنائي ها خارج ميكند. »
يعني آنها را از تاريكي هاي گناه بسوي روشنائي توبه و آمرزش خارج ميكند بخاطر ولايتي كه نسبت به امام عادل برگزيده خدا دارند بعد از آن خداوند تبارك و تعالي فرموده است :
« و الّذين كفروا أوليائهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الي الظّلمات »
« و آنها كه كافر گشتند سرپرست ايشان طاغوت است و آنها را خداوند از روشنائي به تاريكي ها بيرون مي برد. »
عرض كردم :
اينكه فرموده است « والّذين كفروا » آيا مقصودش كافران نيست ؟
فرمود : براي كافر در حال كفر چه نوري است تا او را از آن خارج كند و به طرف تاريكي بكشاند ؟
بلكه خداوند مقصودش كساني است كه مشمول نور اسلام و نورانيّت آن بودند و چون از حق پيروي نكردند و پيشواي ظالم و غاصب را كه منصوب از طرف پروردگار نبود پذيرفتند ، با اين ولايت ناحق از نور اسلام به تاريكي كفر رهسپار شدند و سزاوار داخل شدن در آتش به همراه كافران گشتند كه خداوند در آخر آيه فرموده است :
« اولئك اصحاب النّار هم فيها خالدون »
« آنها اهل آتش و دوزخند و براي هميشه در آن خواهند بود »
اصول كافي ج 1 ص 375 حديث 3
و اما آخرين سفارش امام صادق « عليه السّلام » در ان هنگامي كه سم بر جسم ايشان اثرش را گذاشته بود و امام « عليه السّلام » واپسين لحظات عمر شريفشان را سپري مي كردند :
در اين لحظات آخر عمر ، امام فرمودند: تا تمامي وابستگان بر بالين حضرتش جمع شوند ...
سپس در حال احتضار و در آخرين دقايق عمر شريفشان فرمودند :
« " شفاعت ما به كسي كه نمازش را سبك بشمارد نميرسد ..." »
عيد سعيد فطر و اعمال آن
















