فروع دین از کجا در آمده است؟
اصول دین و فروع دین دو اصطلاح معروفی است که دربرگیرنده عقاید بنیادی دین اسلام است. اما سوالی اینجا! این مجموعه از کجا استخراج شده است؟ آیا در قرآن یا روایات به صراحت آمده که فروع دین ده تا است؟ این نوشتار کوتاه به مأخذ شناسی این اصطلاحات خواهد پرداخت. با ما همراه باشید.
"فروع دین" در مقابل اصول دین، مجموعه اموری است که کم یا زیاد بودن آنها لطمهای به دین اسلام نمیزند.اگر چه عمل نکردن به آنها ـ بدون انکار قلبی ـ باعث فسق میشود. در مقابل، اصول دین، مجموعه باورهایی است که اساس دین اسلام را تشکیل میدهد و مسلمانی بدون آنها میسر نیست و انکار هر یک از آنها موجب کفر میشود.
با این که این دو اصطلاح شهرت بسیاری دارند و در تاریخ اندیشههای دینی در اسلام، نقش برجستهای ایفا کردهاند، اَمّا در قرآن و نیز در احادیث شیعه و اهل سنت چیزی به عنوان تقسیم بندی معارف دینی به صورت اصول و فروع فعلی وجود ندارد. این امر نشان میدهد که این دو اصطلاح «کلامی» بوده و آن دو را برخی از متکلمان وضع کردهاند. و کلام همان دانش مستدل عقاید و دین شناسی است که دانشمندان آن را متکلم مینامند.
اصول و فروع دین جمع بندی ستونها و پایههای دین از منابع آن یعنی قرآن و حدیث است
ناگفته نماند در احادیث اشارهی جسته و گریختهای، داّل بر این که اسلام دارای مبانی و فروع است دیده میشود، امّا این اشارهها با آنچه که الان معروف است متفاوت است.
برای نمونه، در حدیثی از حضرت امام صادقسوال شد «مبانی» چه چیزهایی است؟ چه اموری است که همه باید به آنها معرفت داشته باشند و هیچ کس نباید در آنها قصور بورزد و هر کس از شناخت آنها کوتاهی کند دینش فاسد میشود و خدا عملش را نمیپذیرد و بر عکس اگر کسی آنها را بشناسد و به آنها عمل کند، دینش به صلاح میآید و عملش پذیرفته میشود؟
امام پاسخ دادند: شهادت به توحید و نبوت پیامبر، اقرار به آنچه از جانب خدا آمده، زکات و ولایت.1
حاصل آن که اگر چه اصول و فروع دین به صورت فعلی در آیات و روایات نیست، امّا علمای کلام و برخی از فقها، با جستجو در نصوص آیات و روایات، اصول و فروع دین را به صورت فعلی برای آموزش مردم عرضه کردهاند.2
پس اصول و فروع دین جمع بندی ستونها و پایههای دین از منابع آن یعنی قرآن و حدیث است.
تدوین: حسین عسگری
گروه دین و اندیشه تبیان
1. الکافی، کلینی (ره)، ج 2، ص 21، دارالکتب الاسلامیه.
2. ر.ک: دایره المعارف بزرگ اسلامی، مدخل "اصول دین
برداشت از: سایت تبیان
متاسفانه تو جامعه امروزِ ما یه سری از جوونا ، شاید بتونم به جرأت بگم بیشترشون اهمیت اونجوری به نمازشون نمی دن ، بعضیا یکی درمیون می خونن شایدم بعضی هاشون دوتا درمیون و...
بعضی اوقات که یه حرف قشنگ و آرامش بخشِ خدایی از یه سری افراد می شنون دلشون نرم میشه و دیگه به خودشون قول می دن که حداقل نمازشون رو مرتب بخونن و دیگه وقفه ای بینش نیفته ، اما ... !
ولی حالا خطاب من به این قشرِ عزیزه (چرا می گم عزیز چون شیطون از دست اینجور آدما بیزاره و هر کی که شیطون از دستش بی زار باشه خدا دوستش داره)
یه بزرگی می گفت هر کاری می کنی بکن ولی نمازت فراموش نشه ! بعد من از خودم پرسیدم خب خدا که انقدر به نماز سفارش کرده پس باید از درجه اهمیت بالایی برخوردار باشه !
انقدر که پیامبر (صل الله علیه و آله) سعادت دنیا و آخرت و توی نماز می بینه و نماز رو کلید بهشت خطاب میکنه ! و تو جای دیگه می فرماید : "نماز ستون دین است و هرکس نماز رو ترک کنه دین خودش رو از بین برده و تباه کرده"(1) می دونید که اگه ستون یه خونه ای خراب بشه همه خونه از بین میره و دیگه به هیچ دردی نمی خوره، بهتر بگم اگه نمازی در کار نباشه بقیه اعمال آدمم بدرد نمی خوره همونجوری که اگه ستون خونه ای نباشه دیگه خونه ای باقی نمی مونه که شما بخوای دیوار و کف و اتاقای اونو آزین بندی کنی ! ولی از اون طرف اگه اهمیت دادن به نماز در کار باشه بقیه اعمال هم قابل رسیدگی میشه و هم قابل قبول !
یعنی نوری میشه برای آدم توی قبرش و ثوابی برای آخرتش!
پي نوشت:
1. عوالي اللئالي، ج 1، ص 323.
راه پیشگیری از عجله در نماز

حضرت ثامن الائمه « علیه السلام » چنین فرموده اند:
« چون خواستی به نماز بایستی با حال کسالت ، خواب آلودگی ، عجله و شتاب و لهو و بازی نایست؛ بلکه نماز را با آرامش و وقار به جای آور » (1)
در حدیث فوق امام می فرمایند که نماز نباید با عجله و شتاب خوانده شود. در اینجا ببینیم که علت شتابزدگی در خواندن نماز و راه حل از بین بردن این شتاب چیست؟
گاهی ما عملی را از روی شتاب و عجله انجام می دهیم و این ممکن است به دلایل زیر باشد:
1- آن عمل برای ما ارزش چندانی ندارد: راه حلهایی برای رساندن اهمیت نماز به قلب در مطالب گذشته بیان شده ( فرض نماز آخر و بنده گناهکار ).
2- از انجام دادن آن عمل لذتی نمی بریم: راه حل هایی دارد که یکی از آنها ، همان ارزش یافتن آن و توجه به ثمره های نیک نماز است و راه حلهای دیگری که به یاری خدا در آینده نزدیک به آنها میپردازیم.
3- عمل برای ما ارزشمند است اما آنچه برای ما خیلی مهم بوده این است که خیالمان از بابت انجام عمل آسوده گردد و به این جهت عجله می کنیم مثلاً می خواهیم زودتر به یک کسی نامه ای بنویسیم ، پس با عجله متن آنرا روی کاغذ می آوریم و این عجله موجب می شود که متن نامه از نظر ادبی و معنایی ، متن خوبی از آب در نیاید و چه بسا مورد قبول مخاطب نامه قرار نگیرد. در حالی که اگر بدانیم که خود توجه و دقت در عمل اهمیت به سزائی در پذیرش آن دارد ، دیگر در انجام آن شتابزدگی از خود نشان نمی دهیم.
4- کار مهمی داریم که به خاطر اینکه زودتر به آن کار برسیم در انجام عمل ، عجله می کنیم: مثلاً چیزی به پخش سریال مورد علاقه یا مسابقه فوتبال نمانده و می خواهیم نماز را در این وقت بخوانیم. طبیعتاً سعی می کنیم زود این نماز را تمام کنیم تا به ابتدای سریال یا مسابقه برسیم. حال چگونه از این واقعه پیشگیری کنیم:
راه حل:
بهترین راه این است که وقت ثابتی را برای هر نماز در نظر بگیرید که متناسب با یک نماز با حالت آرامش باشد. حال با خود شرط کنید که تا زمانی که این وقت ثابت به پایان نرسیده حق ندارم از جای خود تکان بخورم ، حتی اگر نماز خود را زودتر از این وقت تمام کنم باز هم نمی توانم جایگاه خود را ترک کنم تا آن زمان ثابت به انتها برسد. مثلاً اگر بیست دقیقه را برای نماز ظهر و عصر در نظر گرفته ایم ، اگر طبق عادت گذشته ، نماز را با عجله خواندیم و زودتر از بیست دقیقه نمازها به پایان رسید ، باید صبر کنیم تا زمان در نظر گرفته شده به پایان برسد آنگاه به خود اجازه ترک جایگاه نماز را بدهیم. با عمل به این شرط پس از چند مرتبه ، نفسمان وقتی می بیند که با تند خواندن نماز ، نمی تواند زودتر جانماز را جمع کند ، و آخرش باید همان زمان معین را صبر کند ، دیگر انگیزه ای برای سریع خواندن ارکان نماز و عجله در انجام آن نخواهد داشت و وقت خود را کامل صرف نماز می کند. وقتی عجله از بین رفت ، کم کم با عنایت الهی ، آثار معنوی نماز هم در ما جلوه نموده و نماز خواندن برای ما لذت بخش و دوست داشتنی خواهد شد.
خداوندا! ای محبوب دلها و ای منتهای آرزوها! نماز را در نظر ما عملی دوست داشتنی قرار بده بگونه ای که با اشتیاق آنرا شروع کنیم و در اثنای آن ذهن ما فارغ از دنیا شده و غرق در معانی بلند و معارف بی پایان آن شویم ، تا آنجا که در انتهای آن ، سلام ما سلام کسی باشد که از مجلس نورانی خلوت با تو خارج شده و پا به مجلسی جدید می گذارد و بر اهلش سلام می کند. (2)
والسلام!
پی نوشت ها:
1- فقه الرضا ، ص 101 ، باب الصلوات المفروضة.
2- در کتاب «آداب نماز» چنین آمده است: «کسی که در نماز غایب از خلق نبوده و مسافر إلی الله نشده ، برای او سلام ، حقیقت ندارد و جز لقلقه لسان نیست.» صفحه 367 از کتاب «آداب نماز» اثر ارزشمند امام خمینی (ره).
علل ترک نماز
آنچه در این بخش مورد بررسی قرار می گیرد ، علل ترک نماز و درمان آن است .
تارکان نماز از حیث کمّیت ترک ، عبارتند از :
الف ) کسانی که به طور مطلق تارک نماز هستند .
ب ) گروهی دیگر بعضی اوقات نماز می خوانند و بعضی اوقات نماز نمی خوانند .
پ ) بعضی دیگر نماز می خوانند ، اما واجبی از واجبات نماز را ترک می گویند ، مانند قرائت اذکار واجب نماز ، یا در مکان غصبی نماز می خوانند .
در قرآن کریم آمده :
اهل بهشت از جهنمیان از سبب دوزخی شدن آنها سؤال می کنند و دوزخیان جواب می دهند که چون از نمازگزاران نبودیم . همچنین خداوند ، ما و خانواده مان را امر به خواندن نماز می نماید و نیز در آیات دیگر ، ما را به نتیجه نماز خواندن و ترک آن به طور کلی آگاه می کند و همه آن ها دلیل بر اهمیت نماز و انجام آن است.
ادامه مطلب...
بهشت و جهنم از دیدگاه امام خمینی(ره)

اشاره:
طایفه ای به نام «حبیّه» بر این باورند كه باید در پی محبت خدا بود، نه به دنبال رسیدن به بهشت، یا فرار از جهنم خوارزمی در كتاب مفاتیح العلوم از این گروه نام برده و آنان را فرقه ای از حشویه معرفی كرده است. در حالی كه آیات و روایات فراوانی ما را به همین بهشت می خوانند و از همین جهنم باز می دارند.
در مباحث عرفانی آمده است كه قیامت منحصر در بهشت و جهنم و اعراف نیست، بلكه جاهای دیگر نیز وجود دارد و این سه، به عنوان نمونه ذكر شده اند؛ نه سعادت، منحصر در بهشت است و نه شقاوت، منحصر در جهنم.
بهشت و جهنم دارای درجات و مراتبی است؛ مثلاً یك انسان عادی پشت سر یك بازاری غیبت می كند، اما طلبه پشت سر مرجع تقلید غیبت می كند، یا حرام خواری افراد عادی از مال دیگران یا در نهایت از بیت المال است، اما حرام خواری طلبه از مال امام زمان است. طلبه حق ندارد به خاطر كم بودن شهریه، توان كمتری را برای انجام وظیفه بگذارد. روشن است كه در این صورت عقاب طلبه بیشتر و شدیدتر است.
ادامه مطلب...
حکمت خواندن سوره حمد در نماز

از حضرت رضا (ع) نقل شده: اگر بپرسند: چرا خداوند در همة نمازها امر كرده تا سورة حمد خوانده شود.
در پاسخ میگوئیم: برای اینكه قرآن مهجور و متروك نگردد همواره نمازگزاران با قرآن ارتباط داشته باشند و آن را از یاد نبرند و انتخاب این سوره از این روست كه همة معارف و مفاهیم قرآن در سوره حمد جمع است، و سوره حمد با محتوای بلند و وسیعی كه دارد همه اصول و اركان قرآن را درون خود جای داده است.
«فقد اجتمع فیه جوامع الخیر و الحكمة فی امر الآخرة و الدنیا ما لایجمعه شییء من الاشیاء».
در سوره حمد، همه برنامههای كلّی نیك و حكمت، در امور دنیا و آخرت جمع شده «و این سوره كانون همه ابعاد قرآن شده است» ولی در سورههای دیگر، چنین جامعیّتی وجود ندارد.
منبع:
بحار: ج 85، ص 54 و علل الشّرایع: ج 1، ص 247، عیون الاخبار: ج2، ص 107
تنظیم برای تبیان: شکوری
آیا رعایت مد در نماز واجب است؟
یكی از بحثهای مهم علم تجوید، «مدّ و قصر» است. مدّ از احكامی است كه باعث زیبائی تلاوت قرآن مجید میشود و در علم تجوید برای آن قواعد معیّنی را آوردهاند.
«مدّ» در لغت به معنای «كشش» و در اصطلاح «امتداد صوت (كشیدن صدا) در حروف مدّی بیش از مقدار طبیعی.»[1] می باشد. مدّ اقسامی دارد یكی از آنها مدّ متصل (مدّ واجب) است كه حرف مدّ (الف مدّی، یاء مدّی، واو مدّی) و سبب مدّ (همزه و سكون) در یك كلمه واقع شوند.[2] و حرف مدی به اندازه 4 الف یا 2 الف كشیده میشود.[3] مانند: سوء ـ جاء ـ ضالّین و...
اصطلاح مدّ واجب، اصطلاح تجویدی است، نه فقهی و تكلیفی. بنابراین چنانچه كسی قرآن را با مدّ قرائت نكند به لحاظ قرائت عربی، قرآن را صحیح نخوانده است؛ نه آن كه مرتكب گناهی شده باشد، لكن در خصوص نماز، كسانی كه قائل به وجوب اینگونه مدّ در كلمات هستند، اشتباه در آن موجب بطلان نماز میشود.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. روانخوانی و تجوید قرآن كریم، علی حبیبی، محمد رضا شهیدی.
2. حلیه القرآن، سید محسن موسوی، ج5.
تنظیم برای تبیان: شکوری
صدور جواز در تاخير نماز اول وقت!

در روايات بسياري توصيه به اقامه نماز اول شدهايم اما اين دستور اهل بيت(عليهم السلام) استثنائاتي دارد كه آنها را ذكر ميكنيم.
1. کسي که نافله ظهر و نماز عصر ميخواند به اندازه خواندن نافله، نماز ظهر و عصر را به تاخير بيندازد و الا اگر نافله نميخواند اول وقت افضل است.2. کساني که شب عيد قربان از عرفه به مشعر الحرام ميروند مستحب است نماز مغرب و عشا را به تاخير بيندازند و در مشعرالحرام بخوانند.
3. بهتر است نماز عشا را قدري به تاخير بيندازي تا قرمزي سمت مغرب برطرف شود.
4. زن مستحاضه نماز ظهر و نماز مغرب را تا آخر وقت فضيلت آنها به تاخير بيندازد تا با يک غسل بتواند آنها را با عصر و عشا بخواند.
5. کسي که چهار رکعت از نافله نماز شب را خوانده وقت اذان صبح ميشود مستحب است نماز صبح را به تاخير بيندازد تا نماز شب را کامل کند.
6. روزهداري که ضعف بر او غلبه کرده باشد يا جمعي منتظر او باشند بهتر است نماز را تا بعد از افطار به تاخير اندازد.
7. کسي که يقين به داخل شدن وقت نماز ندارد بايد آنقدر صبر کند تا يقين به وقت نماز پيدا کند.
8. کسي که در حال خودداري از بول و غائط است؛ مکروه است نماز بخواند لذا تا پس از قضاي حاجت نماز را به تاخير بيندازد.
9. کسي که به خاطر نداشتن آب بايد تيمم کند اگر اميدِ پيدا کردن آب دارد بايد نماز را تا آخر وقت به تاخير بيندازد.
10. کسي که نميتواند بول و غائط خود را نگهداري کند نماز ظهر و نماز مغرب را به تاخير بيندازد تا با عصر و عشا با هم بخواند.
11. زني که بچه شير ميدهد و جز يک لباس پاک بيشتر ندارد نماز ظهر و عصر را به تاخير مياندازد تا نزديک غروب، تا چهار نماز(ظهر و عصر و مغرب و عشا) را با هم بخواند.
12. کسي که نافله صبح ميخواند مستحب است نماز صبح را به تاخير بيندازد تا نافله صبح را بخواند.
13. مسافري که ميداند پيش از قضا شدن نماز ظهر و عصرش به وطن ميرود، بهتر است نماز ظهر و عصر را به تاخير بيندازد تا در وطن تمام بخواند.
14. مسافري که ميداند تا چند لحظه ديگر به جايي ميرسد که براي نماز مناسبتر است بهتر است نماز را به تاخير بيندازد تا در جاي مناسب نماز بخواند.
15. امام جماعتي که منتظر ماموم، يا مامومي که منتظر امام جماعت است مستحب است نماز را تا رسيدن امام يا ماموم به تاخير بيندازد.
16. جايي که اگر نماز را به تاخير بيندازد به مکان شريفي(مثلا مسجدي يا حرم امام يا امام زادهاي) ميرسد يا اين که در آن مکان حضور قلب بهتري پيدا ميکند مستحب است به تاخير بيندازد.
17. به تاخير انداختن نماز اول وقت به خاطر رسيدگي به حاجت و نياز مومني.
منابع:
- رساله توضيح المسائل امام خميني
- برگرفته از رواياتي در بحارالانوار، ج 83 .
مهري هدهدي
احيای اقامه نماز در عاشورا
نـهـضـت حـسـينى براى احياء دين در همه مظاهر و جلوههايش از جمله (نماز) بود. بُعد معنوى و عبادى زنـدگـى، بـرتـريـن بـُعد حيات است و نماز، بارزترين نشانه حيات معنوى مسلمانان است. با توجّه به اثرات سازنده و تربيتى و بازدارنده اين ارتباط با خدا از مفاسد و منكرات، در اسلام اهميّت ويژهاى دارد.
امـام حـسـيـن (عليه السلام) در نهضت عاشورا اهتمام بسيارى به نماز مىداد. مهلت شب عاشورا را آن حضرت و يـارانـش بـه نـمـاز و تـضـرّع بـه درگـاه خداوند گذراندند و از تكيهگاه خدايى براى نبرد عـاشـورا، مـدد گـرفـتـنـد. عـشـق بـه نـمـاز و نـيـايـش و تـلاوت قـرآن و اسـتـغـفـار و دعـا در دل امـام آن چـنـان بـود كـه بـه بـرادرش عـباس گفت: "از اين گروه بخواه تا نبرد را به فردا بـيندازند و امشب به تاخير افتد، باشد كه به نماز و دعا و استغفار بپردازيم. خدا مىداند كه من پيوسته علاقه به نماز و تلاوت آيات الهى داشتهام:
«لَعـَلَّنـا نُصَلّى لِرَبِّنَا اللَّيْلَةَ وَ نَدْعوُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ يَعْلَمُ اَنّى كُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَ تَلاوَةَ كِتابِهِ وَ كَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِْسْتِغْفارَ.»(1)
بـه نـقـل تاريخ، شب عاشورا از خيمه اصحاب امام حسين (عليه السلام)، آواى مناجات و زمزمه دعا و تلاوت به گوش مىرسيد.
امام روز عـاشـورا پـس از نـمـاز صـبـح، بـا يـاران سـخن گفت و آماده نبرد شدند. ظهر عاشورا وقتى ابـوثـمامه صائدى وقت نماز را به ياد او آورد، حضرت فرمود: نماز را به ياد آوردى! خداوند تـو را از نـمـازگـزاران و ذاكـران قـرار دهـد. آرى ايـنـك اوّل وقـت نـمـاز است. سپس فرمود: از اينان بخواهيد تا دست از جنگ بردارند تا نماز بگزاريم.(2)
سـعـيـد بن عبدالله حنفى نيز هنگام نماز امام، جلوى او ايستاد و همه تيرهاى دشمن را كه به سوى امـام مـىآمـد بـه جـان خريد تا آنجا كه نماز امام پايان يافت و او غرق در خون شد و اوّلين شهيد نماز در جبهه كربلا شد.(3)
عـشـق بـه نـمـاز، در پـيـروان راستين ابا عبداللّه الحسين (عليه السلام) بود. عبدالله بن عفيف ازدى كه در كوفه مىزيست و در مسجد كوفه آن اعتراض تند را عليه ابن زياد، نسبت به كشتن امام حسين (عليه السلام) كـرد و در نـهـايـت هـم در راه ايـن دفـاع، بـه شـهـادت رسـيـد، بـه نقل مورّخان پيوسته در مسجد بزرگ كوفه بود و تا شب نماز مىخواند.(4)

اگـر امـام حـسـيـن (عليه السلام) را احـيـاگر فرهنگ نماز راستين بدانيم ـ آنگونه كه در زيارتنامههاى آن حـضـرت آمـده اسـت ـ سـخـنـى بجاست. امام، هم خودش عبادتى مخلصانه داشت و هم شعائر دين را اقامه مىكرد.
در زيارت او مىخوانيم:
«اَشـْهـَدُ اَنَّكَ قـَدْ اَقـَمـْتَ الصَّلاةَ و آتـَيـْتَ الزَّكـاةَ ... وَ عـَبـَدْتـَهُ مـُخـْلِصـاً حـَتـّى اَتـاكَ الْيَقينُ.»(5)
در زيـارت مـسـلم بـن عـقـيـل نـيـز ايـن تعبير ديده مىشود.(6) همچنين در بسيارى از زيـارتهـاى سـيـدالشـهـدا(عليه السلام) بـه ايـن نـكته برمىخوريم. اين جايگاه والاى نماز را در نهضت عاشورا و حماسه آفرينان آن نشان مىدهد.
پـيـام عـاشـورا، پـيـام اقـامـه نـمـاز و تـربـيـت نـسـلى نـمـاز خـوان و خـدادوسـت و اهـل تـهـجّد و عرفان است. عزاداران حسينى نيز بايد (اقامه نماز) را در درجه نخست اهتمام خويش قرار دهند تا تبعيّت و پيروى خويش را از مولايشان نشان دهند.
امام خمينى(ره) در تاكيد بر همين مساله، از عاشوراى حسينى اينگونه ياد مىكند:
«سـيـدالشـهـدا(عليه السلام) در هـمـان ظـهـر عـاشـورا كـه جـنـگ بـود و آن جـنـگ بزرگ بود و همه در معرض خـطـر بـودنـد، وقـتـى يكى از اصحاب گفت كه ظهر شده است، فرمود كه ياد من آورديد نماز را و خـدا تـو را از نمازگزاران حساب كند و ايستاد در همان جا نماز خواند. نگفت كه ما مىخواهيم جنگ بكنيم، خير، جنگ را براى نماز كردند.»(7)
پينوشتها:
1- ارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص91 .
2- اعيان الشيعه، ج1، ص 606 .
3- وقعة الطّف، ص 232 .
4- همان، ص 266 .
5- التهذيب، ج 6، ص 67 (زيارت وارث) .
6- مفاتيح الجنان، ص 401 .
7- صحيفه نور، ج 12، ص 148 .
برگرفته از پيامهاي عاشورا، جواد محدثي .
برداشت از: سایت فرهنگی تبیان
آثار اخروی نماز

نماز، عطیهای الهی است كه به عنوان فلاح مطلق «حی علی الفلاح» و بهترین عمل «حی علی خیر العمل» و ستون خیمه دین «الصلوة عمود الدین»(1) معرفی شده است. نماز عروج به قبله رفیع انسانیت «الصلوة معراج المؤمن»(2) است كه تعالی روح و كسب ملكات اخلاقی و نجات از فساد و تباهی از رهگذر آن حاصل میآید «إن الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر.»(3)
دریافت نشان عبودیت از رهگذر این عبادت زیبای الهی، برای انسانی میسّر است كه شرایط صحت و قبول و كمال این عبادت عظیم را به نحو احسن بجای آورد. وقتی عبد، این عبادت الهی را «كه جز بر خاشعان بزرگ مینمایاند»(4)، به طور شایسته به انجام رساند، آثار عظیمی اعم از فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی را به دنبال خواهد داشت كه در حقیقت ثمره و نتیجه عمل او محسوب میشود. در این نوشتار مختصر در صدد بیان همه جانبه این آثار نیستیم بلكه به برخی از آثار برزخی و اخروی این عبادت درخشان در آیات و روایات اشاره میكنیم.
آثار نماز در آیات الهی(توجه یا بی توجهی به نماز):
1. یاد كردن خدا از بنده خود
خداوند در سوره طه میفرماید: «اقم الصلوة لذكری»(5)؛ نماز ذكر و یاد خداست. این آیه وقتی در كنار این آیه شریفه «فاذكرونی اذكُركم ...»(6) تفسیر شود این نتیجه را افاده میكند كه وقتی عبد به یاد حق باشد حق هم به یاد او خواهد بود.(7) مفسرین در ذیل آیه شریفه «فاذكرونی اذكركم» در بیان این كه «مراد از یادآوری بندگان چیست؟ بیانات متنوعی را ذكر كردند كه از جمله آن موارد عبارت است از:
در پرتو ایمان و عمل صالح و برپاداشتن نماز و ... مستحق دو جایزه میشوند:
- دریافت پاداش (لهم اجرهم ...)
- بهرهمندی از آرامش كامل (لا خوف ...) كه هیچ اضطراب و غمی به همراه آن وجود ندارد .
ادامه مطلب...
بدبخت ها، اینقدر نماز شب نخوانید
واقعیت این است که جنگ در قاموس ما آن چیزی نیست که در غرب و شرق عالم گذشته و می گذرد. تمام تاریخ بشری شاهد است که جنگیدن برای اعتقاداتی که ریشه در معرفت الهی دارد، نه یک جنگ ساده و بی معنی، بلکه یک عبادت به تمام معناست. در چنین وضعیتی، شور و حال و شادی، جای هر گونه اسف و ناراحتی را می گیرد. بدیهی است در چنین شرایطی رزمندگان جبهه ی حق همواره مسرور و شاد هستند و الفاظ شیرین بر لب دارند.
خواندن آن چه که آن را طنز در نبرد نامیده ایم، شما را بیشتر به فضای دل انگیز جبهه های هشت سال دفاع مقدس می برد. بخوانید و لذت ببرید:
بدبخت ها اینقدر نماز شب نخوانید
جدی جدی مانع نماز شب و شب زنده داری بچه ها می شد. تا جایی که می توانست سعی می کرد نگذارد کسی نماز شب بخواند. گاهی آفتابه آبهایی که آنها از سر شب پر می کردند و پشت سنگرمخفی میکر دند خالی می کرد؛ اگر قبل از اذان صبح بیدار می شد پتو را از روی بچه ها که در حال نماز بودند می کشید. اگر به نگهبان سپرده بودند که صدایشان کند و می خواست به قولش وفا کند، نمی گذاشت و خلاصه هر کاری از دستش می آمد کوتاهی نمی کرد. با این وصف یک وقت بلند می شد می دید ای دل غافل! حسینیه پر است از نماز شب خوانها. آن وقت بود که خیلی محکم می ایستاد و داد و بیداد می کرد: ای بدبخت ها! چقدر بگویم نماز شب نخوانید. اسلام والله به شما احتیاج دارد. فردا اگر شهید بشوید کی می خواهد اسلحه هایتان را از روی زمین بردارد؟ چرا بیخودی خودتان را به کشتن می دهید؟ بچه ها هم بی اختیار لبخندی بر لبانشان می نشست و صفای محفل می شد.
***
برای سماورهای خودتان...
بچه ها با صدای بلند صلوات می فرستادند و او می گفت: نشد! این صلوات به درد خودتون می خوره نفرات جلوتر که اصل حرف های او را می شنیدند و می خندیدند؛ چون او می گفت: برای سماورای خودتون و خانواده هاتون یه قوری چایی دم کنید، ولی بچه های ردیف های آخر فکر می کردند که او برای سلامتی آنها صلوات می گیرد و پشت سر هم می گفت: نشد! مگه روزه هستید و بچه ها بلند تر صلوات می فرستادند.
بعد از کلی صلوات فرستادن تازه به همه گفت که چه چیزی می گفته و آنها چه چیزی می شنیدند و بعد همه با یک صلوات به استقبال خنده رفتند.
***
بیت المال
خمپاره که می زدند طبیعتاً اگر در سنگر نبودیم خیز می رفتیم تا از ترکش آن محفوظ بمانیم. بعضی صاف صاف می ایستادند و جنب نمی خوردند و اگر تذکر می دادی که دراز بکش، می گفتند: بیت المال است. حالا که این بنده خدا به خرج افتاده نباید جاخالی داد. حیف است، این همه راه آمده خوبیت ندارد.
***
بیش از 50 کیلو ممنوع
در اوج باران تیر و ترکش بعضی از این نیروها سعی شان بر این بود تا بگویند قضیه این قدرها هم سخت نیست و شب ها دور هم جمع می شدند و روی برانکاردها عبارت نویسی می کردند. یک بار که با یکی از امدادگرها برانکارد لوله شده ای را برای حمل مجروح بار کردیم چشمشان به عبارت حمل بار بیش از 50 کیلو ممنوع افتاد.
از قضا مجروح نیز خوش هیکل بود. یک نگاه به او می کردیم یک نگاه به عبارت داخل برانکارد. نه می توانستیم بخندیم، نه می توانستیم او را از جایش حرکت بدهیم . بنده خدا حاج و واج مانده بود که چه بگوید. بالاخره حرکت کردیم و در راه کمی می آمدیم و کمی هم می خندیدیم. افراد شوخ طبع دست از برانکارد خون آلود حمل مجروح هم برنداشته بودند.
***
برق سه فاز
روزی از محمد در مورد روحیه رزمندگان سوال کردم. گفت: روحیه رزمندگان ما مانند برق سه فازی است که وقتی مزدوران عراقی را می گیرد آنان را به علت نداشتن تقوا، خشک می کند و از پا در می آورد.
با یک صلوات در اختیار دشمن
از خستگی تلو تلو می خوردیم، شوخی نبود، بیش از هفت هشت ساعت راه رفته بودیم. آن هم روی صخره ها و ارتفاعات. موقع برگشتن وقتی که بچه ها نه نای حرف زدن داشتند نه پای رفتن، سر گروهمان گفت: برادر! با یک صلوات در اختیار خودشان. همه خنده شان گرفته بود چون دیگر برای کسی اختیاری و توانی نمانده بود. یکی از بچه ها گفت: برادر! اگر در محاصره دشمن بودیم چه می گفتی؟ و او که در حاضر جوابی کم نمی آورد، پاسخ داد: هیچی، می گفتم برادرا با یک صلوات در اختیار دشمن!
***
بوی دهان
در جریان عملیات کربلای 5 تعداد زیادی از دوستان خوب، به شهادت رسیدند و برخی مجروح شدند. عباسقلی شاهرودی جزء مجروحین بود. وقتی امدادگر آمد زخم هایش را ببندد گفته بود: جلو نیا دهانت بو می دهد، حالت تهوع پیدا می کنم. بقیه مجروحین از حرف او خنده شان گرفته بود و باعث شد در آن فضای پر از درد، شوخی و خنده جایگزین شود.
***
آمده ام جبهه شهید بشوم
همه دور هم نشسته بودیم. یکی از بچه ها که زیادی اهل حساب و کتاب بود و دلش می خواست از کنه هر چیزی سر در بیاورد گفت: بچه ها بیایید ببینیم برای چه اومدیم جبهه. و بچه ها که سرشان درد می کرد برای اینجور حرفها البته با حاضر جوابی ها و اشارات و کنایات خاص خودشان همه گفتند: باشه. از سمت راست نفر اول شروع کرد: والله بی خرجی مونده بودم. سر سیاه زمستونی هم که کار پیدا نمی شه گفتیم کی به کیه می رویم جبهه و می گیم برای خدا آمدیم بجنگیم. بعد با اینکه همه خنده شان گرفته بود او باورش شده بود و نمی دانم تند تند داشت چه چیزی را می نوشت. نفر بعد با یک قیافه معصومانه ای گفت: همه می دونن که منو به زور آوردن جبهه چون من غیر از اینکه کف پام صافه و کفیل مادرم هستم و دریچه قلبم گشاد شده خیلی از دعوا می ترسم، سر گذر هر وقت بچه ها با هم یکی به دو می کردند من فشارم پایین می آمد و غش می کردم. دوباره صدای خنده بچه ها بلند شد و جناب آقای کاتب یک بویی برده بود از قضیه و مثل اول دیگر تند تند حرفهای بچه ها را نمی نوشت. شکش وقتی به یقین تبدیل شد که یکی از دوستان صمیمی اش گفت: منم مثل بچه های دیگه، تو خونه کسی محلم نمی گذاشت، تحویلم نمی گرفت آمدم جبهه بلکه شهید بشوم و همه تحویلم بگیرن.
***
اگر بدی دیده اند حقشان بوده
شب عملیات موقع حلالیت طلبیدن یکی از فرماندهان آمده بود وداع کند. خیلی جدی به بچه ها می گفت: خوب، برادرا! اگر در این مدت از ما بدی دیده اند (بعد از مکثی) حقشان بوده و اگر خوبی دیده اند حتماً اشتباهی رخ داده است. بعضی ها هم می گفتند: اگر ما را ندیدید عینک بزنید.
منبع:فرهنگ ایثار
برداشت از: سایت فرهنگی تبیان
روزهاي آخر ماه رمضان را غنيمت دانيم

خداوند متعال محمد (صلي الله عليه و آله) را مبعوث کرد، تا سلسله پيامبران را تکميل کند، آن روز مردمان خدا را نميشناختند، او آنان را هدايت کرد و از گمراهي رهانيد و جاهليت و ناداني را برانداخت.
من گواهي ميدهم که محمد بنده و فرستاده خداست، خداوند او را با دين اسلام و معجزه جاويد آسماني به سوي مردمان فرستاد، تا شبههها را از ميان بردارد و با دليلهاي روشن سخن گويد و آنان را با نشانههاي الهي، از هر کردار ناپسند بيم دهد و به سوي کارهاي نيکو و رفتار نيک فراخواند. (امام علي(عليه السلام)، الحيات، ج 2، ص 35)
آن فرستاده بزرگ الهي در سخناني مشهور فرمودند: مرا برانگيختند تا همه ارزشهاي الهي و منشهاي والاي انساني را به جهانيان بياموزم، و اينگونه بود که او اسوه همه خوبان عالم گرديد و مايه مهرباني و آرامش بشر .
وقتي دل غمزده، غبار غربت گيرد، ياد اوست و تنها ياد اوست که تسلي خاطر است، و هم اينک ماه رمضان، است.
چون در بهارستان کتابها و نشانهها گام نهي و به کوي و برزنهاي زيباي حديث اهل بيت در آيي به نيکي به اقيانوسي رسي که کران تا کران آن را گوهرهاي رنگي نهادهاند و هر گوهري نشانهاي و هر نشانهاي راهي به سوي دوست، و هم اينک راهي ديگر ... .
ادامه مطلب...
به گزارش شیعه نیوز، نخستین مسجد شهر سوبوتیتسا واقع در شمال صربستان در نزدیکی مرز مجارستان به نام "مسجد المهاجر" با حضور مسئولان انجمن های اسلامی، تعدادی از سفیران و نمایندگان کشورهای اسلامی در این کشور، امروز (چهارشنبه 6 شهریور) افتتاح شد.
خیرالدین بالیچ، مسئول تبلیغات انجمن اسلامی صربستان گفت: این نخستین مسجد در تاریخ استان فویفودینا که در آن تعدادی از اقلیت های مجاری و کولی ساکن هستند، به شمار می آید و این در حالی است که کولی های این منطقه نسبت به دین اسلام به شدت ناآشنا و بی اطلاع هستند.
بالیچ افزود: بایزید نیتسویچ، فارغ التحصیل دانشگاه اسلامی لبنان امام مسجد المهاجر خواهد بود.
وی خاطر نشان کرد: همچنین وی در ماه مبارک رمضان برای توزیع مواد غذایی از مناطق کولی نشین دیدار کرده و در عید قربان گوشت های قربانی بین آنها توزیع می کند.
گفتنی است، بر اساس آمار منتشر شده، بین پنج تا هشت درصد از جمعیت هشت میلیون نفری صربستان را مسلمانان به خود اختصاص داده اند و در استان فویفودینا هشت هزار نفر مسلمان ساکن هستند.
منبع خبر: خبرگزاری شبستان
برداشت از: سایت شیعه نیوز
لائيك ها به جرم حجاب بچه ام را سقط كردند
متن مصاحبه "نوراي جانان بزيرگان" با روزنامه تايم ترك

روز سه شنبه 21 خرداد 1387 مادر جوان محجبه اي در يكي از پربيننده ترين شبكه هاي تلويزيوني تركيه با ابراز ارادت به امام خميني جنجالي بزرگ را در محافل سياسي و خبري تركيه برانگيخت كه كماكان نيز ادامه دارد و حتي منجر به صدور حكم پيگرد قانوني براي وي از سوي دستگاه قضايي تركيه شده است.
سقط جنين به خاطر داشتن حجاب!
به گزارش خبرگزاري فارس، مردم تركيه نام «نوراي جانان بزيرگان» را براي اولين بار در سال 1998 ميلادي در رابطه با مسئله ممنوعيت حجاب اسلامي در اين كشور شنيدند. اين بار نيز نام و تصوير او را يك كانال تلويزيوني و باز هم در رابطه با ممنوعيت حجاب در تركيه مطرح نمود. علي رغم ادعاهاي بسياري در مورد وي منتشر شده است ، كسي حق صحبت و دفاع از خود را براي او قائل نگرديده. در اين بخش توجه خوانندگان را به متن مصاحبه نوراي جانان بزيرگان جلب مي نمائيم.
ادامه مطلب...
ماشا، مانكنی كه مسلمان شد
«ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسیزبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.
به گزارش ابنا، ماشا الیلیكینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینك حجاب اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی میگوید از جلوههای كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختی میكند.
آنچه در پی میآید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:

• چطور شد که تمام موفقیتها و درخششهای خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.
• در زمانی که یك خواننده بودی آیا فکر میکردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمیکرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.
ادامه مطلب...
اثر نماز اول وقت

یکی از کارمندان عالی رتبه شهرداری نقل کرد که:
«به علتی مرا از شهرداری اخراج نمودند. رفتم خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی، ایشان فرمودند:
«نمازهایت را اول وقت بخوان، چهل روز دیگر کارت درست میشود.»
مدت یک ماه گذشت اثری ظاهر نشد مجدداً مراجعه کردم فرمودند:
«گفتم چهل روز دیگر.»
هر چه فکر کردم آثاری و امیدی در ظاهر نبود روز چهلم در خیابان نزدیک یک قهوهخانه نشسته بودم.
شهردار سابق مشهد آقای محمدعلی روشن با درشکه از آن محل عبور میکرد بلند شده سلام کردم. درشکه را نگاه داشت پرسید چرا این جا نشستهای مگر کاری نداری؟ شرح حال خود را گفتم.
گفت با من بیا. با ایشان سوار درشکه شدم، رفتیم به استانداری و فوری دستور داد رفع اتهام از من کرده مرا به خدمت برگرداندند و درست قبل از ظهر چهلمین روزی که مرحوم حاج شیخ فرموده بودند حکم اعاده به خدمت مرا داده و مشغول کار شدم.»
منبع:
کتاب نشان از بی نشانها، کرامات شیخ حسنعلی نخودکی، مقدادی
بستن دست ها در نماز ، سنت یا بدعت! / آیت الله العظمی سبحانی (مد ظله العالی)
پایگاه اطلاع رسانی شیعیان : ارائه متن زیر هیچ منافاتی با وحدت ندارد و هدف ، روشن شدن حقیقت است .
استحباب بستن دستها در نماز میان اهل سنت شهرت دارد و تنها مذهب مالکی است که به استحباب فتوا نداده است.
مستند حکم استحباب، تعداد اندکی از روایات اهل سنت است که علاوه بر ضعف سند، دلالت روشنی نیز بر مدعا ندارند. در میان روایات اهل بیت علیهم السلام نیز نه تنها هیچ حدیثی آن را تایید نمی کند، بلکه برخی آن را بدعت شمرده است. پس مسأله قبض در نماز مردد میان سنت و بدعت است و مقتضای احتیاط به دلیل ضعف دلایل مشروعیت آن ترک این عمل است.
گرفتن دست چپ با دست راست و گذاشتن آن روی سینه به نشانه خضوع در نماز، از مواردی است که استحباب آن میان فقیهان اهل سنت شهرت دارد.
حنفیه در این زمینه گفته اند: تکتف (دستها را به نشانه خضوع به سینه چسباندن در نماز) مستحب است و واجب نیست و بهتر است مردان، کف دست راست را بر پشت دست چپ و زیر ناف خود بگذارند و زنان دستان خود را روی سینه قرار دهند.
شافعیه معتقدند: تکتف، بر مرد و زن مستحب و بهتر است در نماز، کف دست راست بر پشت دست چپ، زیر سینه و بالای ناف و متمایل به سمت چپ بدن قرار گیرد.
حنابله نیز گفته اند: تکتف سنت شمرده می شود و بهتر است نمازگزار، کف دست راست خود را بر پشت دست چپ گذاشته، آن را زیر ناف قرار دهد.
مالکیه در این مسأله از دیگر مذاهب اهل سنت جدا شده و گفته اند: در نمازهای واجب، رها کردن دستها مستحب است. گروهی نیز پیش از مالکیه همچون عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیب، سعد بن جبیر، عطاء، ابن جریج، نخعی، حسن بصری، ابن سیرین و برخی دیگر از فقیهان بر این اعتقاد بودند.
لیث بن سعد هم این عقیده را دارد با این تفاوت که گفته است: مگر این که قیام طول بکشد و نمازگزار به زحمت افتد که دراین صورت، قبض جایز است.
از امام اوزاعی نقل شده که نمازگزار بین قبض و رها کردن دستها مخیر است. (1) محمد عابد، مفتی مالکیه در حجاز عقیده دارد که رها کردن و بستن دستها در نماز، هر دو سنت رسول خدا (ص) است و اگر قیام کسی در نماز طولانی شد، در صورتی که دست هایش رها باشد می تواند یک دست را با دست دیگرش بگیرد. این مفتی مالکی گفته است که رها کردن دستها در نماز اصل و قبض فرع است، (2) اما قول مشهور میان شیعه امامیه این است که قبض حرام و مبطل نماز است و از میان آنها، معدودی از فقها مانند حلبی در کافی به کراهت آن نظر داده اند. (3)
ادامه مطلب...
نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)رعد
" آن ها که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد، به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد." سوره رعد آیه ۲۸
همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند:
أَقِمِ الصَّلاهَٔ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨)وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهًٔ لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩) اسرا
"۷۸.نماز را اقامه کن، از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را، که نماز صبح را همگان گواه اند. ۷۹. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش، که نمازی اضافه برای تو است، باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد." سوره اسرا
حضرت محمد (سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد) زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند: ای بلال، اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.
● مطالعه علمی
با بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات، اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است.
● تاثیر دعا در فعالیت فکری
این تحقیق توسط پروفسور Newberg در بخش اشعه ایکس مرکز پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا بر روی تعدادی از انسان هایی که ایمان قوی به خدا دارند و دارای ادیان مختلفی هستند، در هنگام عبادت کردن انجام شده است.
این تحقیق با استفاده از دستگاه Single Photon C.T. scan انجام شده است که جریان خون در قسمت پیشینی مغز را با رنگ های مختلف نشان می دهد به طوری که رنگ قرمز نمایانگر بیشترین فعالیت و رنگ های زرد و سبز بیانگر کم ترین فعالیت هستد.
ادامه مطلب...
وقت وقت نماز جماعت ظهر و عصر بود.چند مسئله دارد:
۱- فاصله زیاد بین صفهای نماز مخصوصا دو صف آخر را دقت کنید.
۲- با اینکه مسجد وسط شهر است جمعیت حاضر در مسجد بسیار کمتر از حد انتظار است.
۳- جوان کم در مسجد دیده میشود و اکثر افراد نمازگزار جزو هیئت امنای مسجد و شورای آن و بسیج مسجد هستند.
۴- امام جماعت مسجد نماز را بسیار سریع می خواند.گاهی من می خواهم بین نماز سر او فریاد بزنم.فکر نمی کنم کاری مهمتر از نماز باشد که ایشان برای آن عجله می کنند.این امر در اکثر روزهایی که من بودم اتفاق می افتاد.
۵- مکبر دارای سن کمی است و اکثر تلفظات را اشتباه بیان می کند. کسی هم به او تذکر نمی دهد و یا آموزش نمی دهد.
مدتها بود می خواستم این چند نکته را بگویم.
ولی ..

برداشت از: وبلاگ پیامبر امید
در قنوت هر بنده - طلب خیر و نیکی

تعريف قنوت
قنوت در لغت به طور مطلق به معناى خضوع وفرمانبردارىوتسليم بودن است، وبه دعا ونماز وپرستش نيز به عنوان مصداقهاىخضوع وتبعيت از خداوند، قنوت گفته مىشود. امادر اصطلاحفقهى، قنوت، دعا به شيوه خاص ودر موقعيت مخصوصى از نمازاست.
1 - قنوت عبارت است از دعا كردن با بلند كردن دستهادر مقابلصورت به گونهاى كه كف دستها به طرف آسمان وپشت دستها به سوىزمين باشد، ودر اغلب نمازها بعد از خواندن حمد وسوره وقبل ازركوع ركعت دوم، انجام مىشود، واگر نماز گزار بدون بلند كردندستها، دعا بخواند، ثواب دعا را - ان شاء اللَّه - خواهد داشت.
2 - قنوت در همه نمازهاى واجب ومستحب، مستحب است، ودرنمازهاى واجب يوميهاى كه با صداى بلند خوانده مىشودمخصوصاً در نمازهاى صبح ومغرب وجمعه وهمچنين در نماز وتر،استحباب آن مؤكد است.
3 - استحباب قنوت - همانطوركه گفتيم - فقط يكبار قبل از ركوعركعت دوم هرنماز است مگر در موارد ذيل كه موقعيت وترتيبخاصى دارد:
الف - نماز عيدين: نماز عيد فطر وعيد قربان، پنج قنوت در ركعتاول وچهار قنوت در ركعت دوم دارد.
ب - نماز آيات: اين نماز دويا پنج قنوت دارد كه در جاى خود - انشاء اللَّه - به آن اشاره خواهد شد.
ج - نماز جمعه: نماز جمعه دوقنوت دارد يكى قبل از ركوع ركعتاول وديگرى بعد از ركوع ركعت دوم.
د - نماز وتر: در نماز وتر نيز به پيروى از امام كاظمعليه السلام دعا بعد ازركوع مستحب است.
4 - در قنوت، خواندن ذكر مخصوص شرط نيست بلكه جايز استنمازگزار هردعا وذكر ومناجاتى را كه بخواهد بخواند، وصلواتبرپيامبرصلى الله عليه وآله بفرستد، وبراى خود وپدر ومادر ومؤمنين ومؤمناتطلب آمرزش نمايد.
همچنين جايز است قرآن، مخصوصاً آيات مشتمل بردعا رابخواند، ولى بهتر اين است كه دعاها وذكرهاى منقول از پيامبرصلى الله عليه وآلهوائمه طاهرينعليه السلام خوانده شود كه بهتر از همه كلمات فرج است:
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُالْعَظِيمُ، سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَواتِالسَّبْعِ وَرَبِّ الْأَرَضِين السَّبْعِ، وَمَا فِيهِنَّ وَمَا بَيْنَهُنَّ وَمَا فَوْقَهُنَّ وَمَا تْحتَهُنَّ، ورَبِّ الْعَرْشِالْعَظِيم، وَالْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
5 - جايز است به غير عربى دعا بخواند گرچه احوط ترك آن است.
6 - بهتر اين است كه قنوت را باصلوات برپيامبر وآل او آغاز كند وباصلوات براو وآل او ختم نمايد بلكه بهتر است در وسط قنوت همصلوات بفرستد.
7 - مستحب است قنوت در نماز مخصوصاً در نماز وتر طول دادهشود.
8 - در همه نمازها - چه نمازهايى كه بلند خوانده مىشود ياآهسته -مستحب است قنوت باصداى بلند خوانده شود، حتى مأموم، در نمازجماعت، در صورتيكه امام جماعت صداى او را نشنود.
برداشت از: پیامبر امید
نماز مهمترين وسيله تقرب به خدا
يكی ديگر از امتيازات نماز بر ساير اعمال عبادی و احكام دينی اين است كه نماز بهترين وسيله تقرّب و نزديكی به خداست. هر چند هدف همه احكام و عبادات دينی برای نزديكی بندگان به معبود تشريح و وضع گرديدهاند ولی ترديدی نيست كه همه آنها بصورت يكسان و يكنواخت انسان را به خدا نزديك نمی كند. بلكه هر كدام دارای درجات و مراتب می باشند، بعنوان مثال حج و جهاد و صوم و زكات همه وسيلهای برای قرب و نزديكی به خدايند امّا اثری كه در جهاد هست در حج نيست و يا اثر و نتيجهای كه در حج وجود دارد در زكات نيست. پس تأثير همه اينها مساوی نيستند. آنچه كه از متون دينی بر می آيد اين است كه تأثير نماز به مراتب بالاتر و بيشتر است. در روايتی از امام موسی كاظم (عليه السلام) هفتمين پيشوای شيعيان چنين منقول است كه: افضل مايتقرّب به العبد الی الله بَعْدَ المعرفة به الصلاة. «بهترين چيزی كه بنده بعد از شناخت خدا به وسيله آن به درگاه الهی تقرّب پيدا می كند نماز است»(1). آنچه كه از اين روايت و روايات مشابه آن فهميده می شود دو نكته مهم است يكی اينكه انسان محتاج و نيازمند به نزديكی و تقرّب است تا كمال خود را بيابد يعنی هر انسانی برای رسيدن به كمال نيازمند تقرّب الهی است. و نكته مهم ديگر اينكه بدون سبب و وسيله اين تقرّب و تكامل حاصل نمی شود. برای سير معراجی و سفر روحانی نياز به بُراق است و بهترين براق تقرّب به سوی خداوند متعال كه تكامل انسانی در پرتو آن نهفته است نماز است. چونكه پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) فرمودهاند: الصلاةُ معراج المؤمنِ. «نماز عروج دهنده مؤمن به سوی خداست»(2). پس نزد تقوا پيشگان بهترين وسيله نزديكی به خداوند و رمز رستگاری نماز است و منشأ همه انحرافات رفتاری و مفاسد اخلاقی دوری از اين راز است و هر كه آگاه از اين راز است در زندگی سرافراز است امّا برای كسی كه از عظمت راز نماز بی تماس است برای او راه بسی دور و دراز است.
پی نوشت
1ـ تحف العقول، ص391.
2 ـ اعتقادات مجلسی ، ص29.

درس اخلاق مرحوم حضرت آیت الله مجتهدی
موضوع: سهَر (1)
در میان نمازهای نافله، در مورد نافله شب بیشتر سفارش شده است. اگر هیچ نافلهای نمیخوانید لااقل نافله شب را ترك نكنید. سحر بلند شوید، مانند خروسها كه برای ذكر خدا بیدار میشوند. اگر حوصله ندارید یازده ركعت بخوانید، لااقل یك ركعت آخر را بخوانید، اگر باز هم حوصله ندارید، بلند شوید و یك «یا رب» بگویید و بخوابید. سحرها بلند شوید و استغفار كنید و قرآن بخوانید.
جوانی در مسجد گوهرشاد از من پرسید: اگر لباسْ چربی بگیرد با صابون یا مواد پاككننده آنرا پاك میكنیم، اگر قلب ما زنگار گرفت چگونه آن را جلا بدهیم؟ گفتم سحرها قرآن بخوان و استغفار كن. حضرت رسول اكرم(صلیاللهعلیهوآله) میفرمایند: قلبها زنگ میزند، همانطور كه آهن زنگ میزند، و همانا جلای آنها قرائت قرآن است.(2)
اگر دیگران شما را برای نماز صبح بیدار كنند به درد طلبگی نمیخورید. به شما جسمانی هم نمیشود گفت، چه رسد به روحانی. وقتی ما طلبه بودیم هرشب چندبار برای نماز شب از خواب میپریدیم. یك بار ساعت را كه به پهلو بر روی زمین قرار داشت، اشتباهی دیدم و بلند شدم، و با عجله نماز شب خواندم و كارهایم را كردم و به مسجد رفتم ولی دیدم در بسته است. از شخصی پرسیدم درب مسجد چرا بسته است؟ گفت: آقا! یك ساعت و نیم به اذان صبح مانده است. آنقدر در خیابان قدم زدم تا درب مسجد را باز كردند.
از خدا بخواهید لذت عبادت و نماز شب را به شما بچشاند، آن وقت دیگر لازم نیست كه ساعت كوك كنید. ما كه ساعت كوك میكنیم مریض هستیم، روحمان مریض است، مگر خروس ساعت كوك میكند؟!
كم ز خروسی مباش، مُشت پَری بیش نیست از سر شب تا سحر ذكر خدا میكند
ادامه مطلب...
بخشنامه براى نماز اوّل وقت
امام على « علیه السلام » پس از آنكه محمد بن ابى بكر را براى فرماندارى مصر انتخاب كرد ، دستور العملى نسبت به نماز اوّل وقت به او نوشت:
« صَلّ الصّلاةَ لِوقْتِها المُؤَقّت لها ، و لا تُعجِّل وقتها لِفَراغ ، و لاتُؤخِّرها لاشْتِغالٍ وَ اعْلمْ انّ كُلّ شى ءٍ مِنْ عملك تَبَعٌ لِصلاتِكَ »
ترجمه: « نماز را در وقت اختصاصى خودش بخوان " اوّل وقت "، و چون بیكار شدى در انجام نماز شتاب نكن ، یا چون به كارى مشغول هستى آن را تأخیر میانداز ، و بدان كه تمام اعمال تو ، درگرو قبولى نماز تو مى باشد» (1)
و نامه 52 نهج البلاغه را براى همه استانداران و فرمانداران جهت تعیین "اوقات نماز" به صورت بخشنامه مى فرستد؛
إلى اءمراء البلاد فى معنى الصلاة:
اوقات الصلوات الیومیّة
اَمَّا بَعْدُ ، فَصَلُّوا بِالنَّاسِ الظُّهْرَ حَتَّى تَفى ءَ الشَّمْسُ مِنْ مَرْبِضِ الْعَنْزِ، وَ صَلُّوا بِهِمُ الْعَصْرَ وَ الشَّمْسُ بَیْضَاءُ حَیَّةٌ فى عُضْوٍ مِنَ النَّهَارِ حِینَ یُسَارُ فِیهَا فَرْسَخَانِ.
وَ صَلُّوا بِهِمُ الْمَغْرِبَ حِینَ یُفْطِرُ الصَّائِمُ ، وَ یَدْفَعُ الْحَاجُّ إِلَى مِنًى.
وَ صَلُّوا بِهِمُ الْعِشَاءَ حِینَ یَتَوَارَى الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّیْلِ ، وَ صَلُّوا بِهِمُ الْغَدَاةَ وَ الرَّجُلُ یَعْرِفُ وَجْهَ صَاحِبِهِ ، وَ صَلُّوا بِهِمْ صَلاَةَ اضْعَفِهِمْ ، وَ لا تَكُونُوا فَتَّانِینَ.
نامه به فرمانداران شهرها درباره وقت نماز:
وقت هاى نماز پنچگانه
"پس از یاد خدا و درود! نماز ظهر را با مردم وقتى بخوانید كه آفتاب به طرف مغرب رفته ، (=زمانی که خورشید رو به زوال گذارده تا یقین به ظهر شرعی حاصل شود) ، سایه آن به اندازه دیوار خوابگاه (آغل) بُز گردد ، و نماز عصر را با مردم هنگامى بخوانید كه خورشید سفید و جلوه دارد ، و در پاره اى از روز كه تا غروب مى شود دو فرسخ راه پیمود. (یعنی زمانی که آفتاب هنوز سفید رنگ و نمودار است برخلاف زمانی که آفتاب رو به زردی گذاشته و طلایی رنگ است و در این زمان ، چندان از روز باقی مانده که می توان تا غروب دو فرسنگ راه را طی کرد).
و نماز مغرب را با مردم زمانى بخوانید كه روزه دار افطار ، و حاجى از عرفات به سوى مِنى كوچ مى كند.
و نماز عشاء را با مردم وقتى بخوانید كه شَفَق پنهان مى گردد تا یک سوّم از شب بگذرد ، و نماز صبح را با مردم هنگامى بخوانید كه شخص چهره همراه خویش را بشناسد) یعنی زمانی که هوا چندان روشن است که شخص می تواند چهره رفیق خود را باز شناسد) ، و در نماز جماعت در حد ناتوان آنان نماز بگذارید، و فتنه گر مباشید." (2)
پی نوشت ها:
1- نامه 27 / 15 نهج البلاغه معجم المفهرس
2- نامه 52 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلّف ، كه برخى از اسناد آن به این شرح است:
- كتاب اعجاز و ایجاز، ص 33-32: ابو منصور ثعالبى (متوفاى 429 ه)
- بحار الانوار، ج 33، ص ،472 ح 685: مجلسى (متوفاى 1110 ه)
- منهاج البراعة، ج ،3 ص 159: ابن راوندى (متوفاى 573 ه)
- بحارالانوار، ج ،79 ص 365: مجلسى (متوفاى 1110ه)
منبع:
دشتی ، محمد ، الگوهاى رفتارى امام على « علیه السلام » ، ج دوازدهم ، امام على « علیه السلام » و امور معنوی و عبادی
برداشت از: سایت فرهنگی تبیان
نیاز اساسی بشر امروز
نماز از دیدگاه قرآن
1- برپایی نماز
معنای اقامه نماز
2- پاسداشت حریم نماز
3- کمک گرفتن از نماز
4- امر به نماز
یكی از نیازهای ثابت همگانی تغییرناپذیر و نسخ ناپذیر كه زمان ، توان تاثیرگذاری در آن را ندارد ؛ موضوع عبادت و پرستش است. یكی از نیازهای اساسی بشر پرستش است. پرستش حالتی است كه در آن انسان از ناحیه باطنی خود به حقیقتی كه او را آفریده و خود را در قبضه قدرت او می بیند و خود را نیازمند و محتاج او می داند ؛ توجه می كند. این حالت در واقع سیری است از خلق به سوی خالق.
عدم پرستش و عبادت ، در روح بشر عدم تعادل را ایجاد می كند. با یك مثال مفهوم عدم تعادل را روشن می نماییم. حیوانی باربر را در نظر بگیرید كه خورجینی روی او قرار داده شده كه یك طرف پر و طرف دیگر خالی باشد كه در این صورت تعادل ایجاد نشده و حركت حیوان بسیار دشوار می شود ؛ انسان نیز به همین صورت است. در وجود او خانه ها و فضاهای خالی زیادی وجود دارد ، در دل انسان جای خیلی از چیزها است. حال هر نیازی كه برآورده نشود ، روح انسان را مضطرب و نامتعادل می سازد. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و به دیگر نیازهایش بی توجه باشد ؛ همان نیازها او را ناآرام و ناراحت می نمایند. و یا بالعكس اگر انسان همیشه به دنبال مادیات باشد و جایی برای معنویات نگذارد ، باز هم روح و روان او ناراحت و نا آرام است.
ادامه مطلب...
علل ترک نماز
آنچه در این بخش مورد بررسی قرار می گیرد ، علل ترک نماز و درمان آن است .
تارکان نماز از حیث کمّیت ترک ، عبارتند از :
الف ) کسانی که به طور مطلق تارک نماز هستند .
ب ) گروهی دیگر بعضی اوقات نماز می خوانند و بعضی اوقات نماز نمی خوانند .
پ ) بعضی دیگر نماز می خوانند ، اما واجبی از واجبات نماز را ترک می گویند ، مانند قرائت اذکار واجب نماز ، یا در مکان غصبی نماز می خوانند .
در قرآن کریم آمده :
اهل بهشت از جهنمیان از سبب دوزخی شدن آنها سؤال می کنند و دوزخیان جواب می دهند که چون از نمازگزاران نبودیم . همچنین خداوند ، ما و خانواده مان را امر به خواندن نماز می نماید و نیز در آیات دیگر ، ما را به نتیجه نماز خواندن و ترک آن به طور کلی آگاه می کند و همه آن ها دلیل بر اهمیت نماز و انجام آن است.
درباره ترک نماز ، روایات زیادی داریم که بعضی مطلق و بعضی مقیدند ، یعنی ; در بعضی روایات تارک نماز به صورت کلی کافر معرفی شده است ، ولی در برخی روایات دیگر ، هر تارک نمازی کافر معرفی نشده است ، بلکه تارک نمازی کافر معرفی شده که نماز را از روی عمد ترک کند ؛ مثلا" در روایتی از رسول اکرم « صلی الله علیه و اله » آمده است که :
« من ترک الصلوة متعمدا" فقد کفر ؛ کسی که نماز را از روی عمد ترک کند کافر شده است. » و نیز می فرماید :
« من ترک الصلوته متعمدا فقد هدم دینه ؛ هر کس نماز را از روی عمد ترک کند دین خود را خراب کرده است. » و در جای دیگر می فرماید :
« ما بین المسلم و بین عن تکفر الی ان یدرک الصلوه الفریضه متعمد او یتهاون فلا یصلیها ؛ فاصله ای بین مسلمان و کافر نیست مگر اینکه کافر از روی عمد نماز واجب را ترک می گوید و یا از روی سستی نماز نمی خواند. » و همچنین در روایتی از امام صادق « علیه السلام » آمده است که :
« تارک نماز کافر است ولیکن زناکار کافر نیست بلکه فاسق است. » که در این باره از امام صادق سؤال شد: چرا زانی کافر نیست ولیکن تارک نماز کافر است؟ امام « علیه السلام » می فرماید :
« زانی و مشابه آن عمل را از روی شهوت که یک نیروی غریزی است و بر او غلبه پیدا کرده انجام میدهند ولیکن تارک نماز ترک نماز می کند ، اینکه قصدش کوچک شمردن نماز باشد و زانی به طرف زنا نمی رود ؛ مگر اینکه با به جا اوردن آن کسب لذت می کند ، برای هر کسی که نماز را از روی عمد و قصد ترک می کند به جهت کسب لذت نیست و هنگامی هم که لذت نباشد ، کوچک شمردن و سبک شمردن را به دنبال خواهد داشت و استخفاف و کوچک شمردن نماز موجب کفر می شود. »
همانطور که گفته شد ، ترک نماز از روی عمد ، موجب کفر است و اگر در روایات دیگر ، ترک نماز را به صورت مطلق ، موجب کفر دانسته اند ، با این روایات مطرح شده و روایات مقید دیگر ، تخصیص زده میشوند ؛ یعنی ترک نماز ، همراه با عمد و قصد ، موجب کفر است.
کفر ، عبارت است از: نپذیرفتن و انکار چیزی که عقل و فطرت آدمیان آن را حق می دانند ، که نتیجه چنین انکاری ، ترک ضروریات دین است و از جمله این ضروریات ، نماز است.
نکته
کفر در اصطلاح فقها ، انکار اصول دین ( توحید ، نبوت و معاد ) و انکار ضروریات دین است و به همین جهت ، کفری که در روایات مطرح شده است و به " تارک الصلوة " نسبت می دهند ، کفر از دیدگاه فقهی نیست ؛ یعنی احکام کفر بر او بار نمی شود ، پس دلیل اینکه در روایات به " تارک الصلوة " کافر اطلاق می شود ، اهمیت دادن به موضوع نماز و ترک نکردن آن می باشد ؛ البته ، اگر کسی نماز را به دلیل منکر بودن آن نخواند در اصطلاح فقها کافر گفته می شود ، زیرا منکر ضروری دین شده است.
پندهايي از حضرت علي « علیه السلام » در مورد نماز
نماز رسيدن به توحيد است
نماز موجب خوشنودي خداست
نماز معراج مؤمن است
نماز روشني چشم پيامبر است
نماز نور معرفت است
نماز باعث سلامتي است
نماز نهر جاري است
نماز موجب ازدياد رزق است
نماز ياريكنندهي انسان است
نماز موجب دوستي با ملائك است
نماز غذاي روح و شادي انسان است
نماز انيس و مونس انسان در قبر است
نماز بالاترين عبادت است.
نــماز و رکوع کامل امان از وحشت قبر
امام باقر « علیه السلام » می فرمایند : کسی که رکوع خود را کامل انجام دهد از وحشت قبر در امان است.
هر چه در برابر خداوند بیشتر خم شویم قدرت برخورد با شیطان و شیطان صفتان را بیشتر خواهیم داشت.
امام صادق « علیه السلام » فرمودند: رکوع و سجود طولانی ٬ ابلیس را عصبانی کرده و می گوید: وای بر من این مردم با اینگونه بزرگی حق ٬ دیگر مرا اطاعت نمی کنند .
خداوند به فرشتگان می فرماید : ببینید بندگان من چگونه مرا تعظیم می کنند و در مقابل من رکوع میکنند ٬ من نیز آنان را بزرگ خواهم کرد و عزّت و عظمت می بخشم .(1)
پی نوشت
۱) وسائل شیعه ٬ ج۲ ٬ ص۹۲۸ و ج۴ ٬ ص ۹۲۸ - جامع الاحادیث ٬ ج۵ ٬ ص ۲۰۳ - تفسیر نماز محسن قرائتی ٬ ص ۱۳۶- قصص الصلاة ٬ ص ۱۵۲
نيايش نماز زيباترين جلوه عبادت
انديشه و پرستش آگاهانه بدون هيچ ترديدي از برترين امتيازات انسان نسبت به حيوان است. نماز فرآيند تجسم پرستش انديشمندانه انسان است.
تفكر در مورد آغاز هستي و رابطه خدا با انسان كه او را به ستايش ربالعالمين فرا ميخواند.
اصولاً هر عبادت و اطاعتي كه انسان بر حسب تكليف و تكريم به جاي می آورد با نظر به بی نيازی ذات مقدس باري تعالي نمی تواند كمترين سود و خيري را متوجه خداوند گرداند كه او ذات بی نياز و عظمت مطلق است.
انسان نيز به عنوان محور خلقت ، همنوای با ساير ذرات وجود ، صبح و شام خود را با سرودن ستايش و سپاس و اعلام وفاداري در اطاعت از خالق هستي طی می كند.
انسان براي راهيابي به زندگي انساني و رهايي از افسردگي و نااميدي به يك عامل مهاركننده نيازمند است كه روح او را در كنترل خود قرار دهد و هنگامي كه پژمرده و افسرده ميگردد او را طراوت بخشد.
به هر اندازه كه انسان به ياد خدا باشد كمتر معصيت ميكند و به هر اندازه كه غافل باشد و خدا را فراموش كند بيشتر معصيت میكند و به پرتگاه سقوط نزديكتر ميشود.
نماز باعث ثبات شخصيت و اخلاق انسان ميشود و نمازگزار خود را وابسته به چنين مبناء عظيمي ميداند. او كه در كمال قدرت ، رحمان و رحيم است و مالك حقيقي روز قيامت.
اگر با نماز به خدا نزديكتر شويم ميتوانيم به معراج برويم. درها به روي ما باز است ولي اين خود ماييم كه با دستانمان درهاي ايمان را به روي خود ميبنديم. ما ميتوانيم با همين دستان كوچكمان درهاي عرفان را باز كنيم.
نماز نهايت بندگي و رستگاري و سربلندي است.
كسي به مسجد رفت و آمد كند يكي از 8 خصلت زير مي يابد:
1: برادري كه در راه خدا به او نفعي رساند
2: گزيده اي از علم 3: آيه اي از قرآن
4: كلمه هدايت 5: رحمت الهي
6: ترك گناه به خاطر ترس از خدا 7: هدفي كه او را از بدي باز دارد
8: ترك گناه به خاطر حيا ازمردم.
در آخر نماز به چه کسانی سلام می دهی؟
سلام كلمه ای است زیبا كه هم بر كام شیرین میآید و هم با معنای خوشش ، رابطهی میان گوینده و شنوندهاش را گرم میكند.
سلام به معنی سلامتی و امنیت است و وقتی بر كسی سلام میدهی ، به او میگویی كه تو از سوی من در امانی و خیالت تخت كه تا با منی خاطرت آسوده خواهد بود. و خلاصه آنكه سلامت یعنی سرت سلامت!
سلام را معمولا" وقتی میگویی كه با كسی چهره به چهره شوی ، آنگاه است كه حضورت را با طنین سلام ، سبز میكنی و نیز خاطر او را.
تا به حال به نماز فكر كردهای؟ در پایان نماز حواست هست كه با چه كسانی مواجه میشوی و بر آنان گلِ سلام هدیه میكنی؟
... وقتی كه نماز را به انتها میرسانی شهادتین را كه گفتی بعد از صلوات بر پیامبر و خاندانش شروع به دادن سلام میكنی. سلام اول ، یعنی همان جمله " السلام علیك ایها النبى..." كاملا مشخص است كه خطاب به پیامبر گرامى اسلام مىباشد. همچنان كه قرآن به آن سفارش كرده است (احزاب ، ۵۶)
اما سلام های بعدی چه؟
جملهی " السلام علینا و علی عباد الله الصالحین " خطاب به خودمان و بندگان نیكوكار خدا ( به ویژه در نماز جماعت ) است. مسلمانان ، در هر نمازى پیوند دوستى با همهی بندگان نیكوكار خدا را به خود تلقین مىكنند و درود صلح را بر بندگان نیكوكار مىفرستند.
و جمله " السلام علیكم و رحمة الله و بركاته " بنابر قولی ، خطاب به انبیاء ، ملائكه و امامان معصوم مىباشد.(1) و بنابر قولی دیگر، خطاب به جمیع مؤمنان ؛ یعنى سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما مؤمنان.((۲
در پایان ملاقتت با خدا ؛ وقتی كه از عرش برمیگردی ، اولین كسی كه با او مواجه میشوی رسول خداست.
حال خودت را تصور كن كه در مقابل پیامبر خدا نشستهای ؛ كه این تصور نیست ، بلكه واقعیت است؛ حالا خودت بگو كه چگونه به او سلام میكنی؟
_______________________________
پی نوشتها
1- شرح لمعه ، ج 1، ص 82 ; شهید بهشتى ، سرود یكتاپرستى ، ص 29.
2- میرزا جواد تبریزى ، صراط النجاة ، ج3، ص317; امام خمینى ، توضیح المسائل ، ص 153، ط 9.
2- وضو گرفتن در محل استنجا ؛ مثلا" در توالت .
3- وضو گرفتن از ظرفى كه طلاكوب يا نقره كوب است يا نقش صورت بر آن مى باشد.
وضو گرفتن با آب هاى زير
الف ( آبى كه در آفتاب گرم شده باشد.
ب ) آبى كه در غسل واجب به كار رفته باشد.
ج ( آب متعفن .
د ) آب چاهى كه حيوانى در آن افتاده قبل از كشيدن آب چاه به مقدار معين .
ه ) آبى كه در آن مار يا عقرب يا قورباغه مرده باشد.
و ) آب نيم خورده زن حائض .
ز ) آب نيم خورده موش ، اسب ، قاطر ، الاغ و حيوان نجاستخوار و مردارخوار ، بلكه آب نيم خورده همه حيوانات حرام گوشت .
آداب وضو
۱. مستحب است كه مصرف آب بيش از يك مد نباشد؛ (حدود ۷۵۰ گرم )
۲. مسواك كردن ؛ هر چند با انگشت باشد. بهتر است كه با شاخه سبز شاخه اى كه هنوز خشك نشده است ، مسواك نمود. (چوب ادراك ) چرا كه مسواك نمودن ، دهان را پاكيزه ، بلغم را برطرف و حافظه را زياد مى كند و باعث خشنودى حق تعالى است . گفته اند كه دو ركعت نماز بعد از مسواك زدن از هفتاد ركعت نماز به غير مسواك با فضيلت تر است .
3. اگر از ظرف وضو مى گيرد، آن را سمت راست خود قرار دهد و رو به قبله بنشيند.
4. وقتى نگاهش به آب افتاد اين دعا را بخواند: الحمدلله الذى جعل الماء طهورا و لم يجعله نجسا ؛ حمد و سپاس شايسته خدايى است كه آب را پاك كننده قرار داد و آن را نجس و ناپاك نساخت .
5. گفتن نام خدا ؛ (بسم اللّه و بالله ).
6. شستن دست ها قبل از شروع وضو و گفتن : اللهم اجعلنى من التوابين و اجعلنى من المتطهرين ؛ خدايا مرا از توبه كاران و از پاكيزه كنندگان قرار بده .
7. سه بار مضمضه كردن (گرداندن آب در دهان ). بهتر است كه آب را بيرون بريزد و بگويد: اللهم لقنى حجتى يوم القاك و اطلق لسانى بذكرات ؛ خدايا دليلم را روزى كه ملاقات مى كنم تو را به دهانم گذار و زبانم را به ذكر خودت گويا كن !
8. سه بار استنشاق كردن ؛ يعنى آب در بينى كردن و بيرون ريختن و بگويد: اللهم لاتحرم على ريح الجنة واجعلنى ممن يشم ريحها و روحها و طيبها؛ خدايا بوى بهشت را بر من حرام مكن و مرا از كسانى قرار بده كه بو، نسيم و عطر بهشت را مى بويند.
9. دو بار شستن صورت و دست ها.
10. هنگام شستن صورت بگويد: اللهم بيض وجهى يوم تسود الوجوه و لاتسود وجهى يوم تبيض الوجوه خدايا مرا رو سفيد كن روزى كه صورت ها سياه مى شوند و سياه مكن رويم را روزى كه چهره ها سفيد مى شوند!
11- با دست راست يك كف آب بردارد و در كف دست چپ بريز و سپس روى دست راست بريزد و بگويد: اللهم اعطنى كتابى بيمينى و الخلد فى الجنان ظهرى و لا تجعلها مغولة الى عنقى و اءعوذ الى عنقى و اءعوذ بك من مقطعات النيران ؛ خدايا نامه اعمالم را به دست چپم مده و آن را از پشتم نيز مده و آن را به گردنم نبند! پناه مى برم به تو از تكه هاى آتش !
13. مردها در شستن اول ، آب را بر پشت آرنج بريزند و در شستن دوم بر پيش آرنج قسمت داخلى بريزند؛ بر عكس زن ها.
14. مستحب است كه آب روى قسمت بالاى آرنج ريخته شود.
15. مستحب است كه آب را بر عضو بريزد، نه عضو را در آب فرو ببرد.
16. مستحب است كه هنگام شستن ، دست را بر اعضا بكشد؛ هر چند بدون كشيدن دست ، شسته شود.
17. مستحب است كه هنگام شستن صورت ، چشم ها را باز بگذارد.
18. مستحب است كه در موقع مسح سر بگويد: اللهم غشنى رحمتك و بركاتك ؛ خدايا رحمت و بركاتت مرا فرا گيرد!
19. سزاوار است كه هنگام مسح پاها بگويد: اللهم ثبتنى على الصراط يوم تزل الاقدام واجعل سعيى فيما يرضيك عنى يا ذاالجلال و الاكرام خدايا مرا بر صراط پا بر جا بدار؛ روزى كه پاها بلغزد و سعى و تلاش مرا در راهى قرار بده كه از من بپسندى اى صاحب جلال و اكرام !
20. مستحب است كه بعد از اتمام وضو، بگويد: اللهم انى اسئلك تمام الوضوء و تمام الصلوة و تمام رضوانك و الجنه . الحمداللّه رب العالمين خدايا از تو درستى وضو و نماز و كمال رضوان و بهشت را مى خواهم . حمد براى خداست ؛ خدايى است كه پروردگار جهانيان است .
21. خواندن سوره قدر؛ سه مرتبه بعد از وضو.
22. استعمال بوى خوش .
قبله جهت است. تعيين قصد است. و پاسخ به اين سؤال كه براي كه نماز مي خوانيم.
قبله خانه توحيد است. پايگاه ابراهيم بت شكن تاريخ. و مركز ايجاد اتحاد در بين همه آنهايي كه در نماز به راز و نياز با خالق هستي مي پردازند. قبله به نيات ، خلوص ميدهد و افراد را هدايت جمعي مي بخشد.
رو به روي خانه خدا ايستادن ، نشان از عبوديتي خالصانه است. آن كس كه رو به سوي خانه دوست دارد در سر هواي ديدار دوست مي پروراند. گفته شد كه انسان در نماز با مركب جسم به پرواز در مي آيد. و خداوند به گونه اي مقرر كرده است. تا بنده پرستنده او هم جسم را جهتي الهي بخشد و هم روح را سمتي متعالي.
و كعبه قبله همه نمازگزاران است كه رو به سوي خانه به صاحب خانه مي انديشند و رضا و نزديكي به او را مي طلبند.
كعبه يعني قبله اي كه مي گويد خدا يكي است. و همه خداپرستان بايد به يك سمت رو كنند.
قبله يعني نمازگزار پاي بر روي هوا و هوس هاي خويش بگذارد و جامعه خود را بدرد و به فراتر از دنياي تنگ و تاريك خود پرستي و خود خواهي روي آورد. قبله جهت پرواز است و كعبه قبله همه نمازگزاراني است كه به سوي بارگاه قدس الهي مي انديشند.
احكام قبله:
كسي كه نماز واجب را ايستاده مي خواند ، بايد طوري بایستد كه بگويند رو به قبله ايستاده است. كسي كه بايد نشسته نماز بخواند ، اگر نمي تواند بطور معمول بنشيند ، بايد در موقع نماز، صورت ، سينه و شكم او رو به قبله باشد.
كسي كه نمي تواند نشسته نماز بخواند ، بايد در حال نماز به پهلو راست طوري بخوابد كه جلوي بدن او رو به قبله باشد.
مكروهات نماز جماعت
1- اگر در صف هاى جماعت جا براى ايستادن باشد ، مكروه است كه انسان تنها بايستد.
2- مكروه است كه مأموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.
3- مسافرى كه نماز ظهر ، عصر و عشا را دو ركعت مى خواند ، مكروه است كه در اين نمازها به كسى كه مسافر نيست اقتدا كند.
4- كسى كه مسافر نيست ، مكروه است كه در نمازهاى ظهر ، عصر و عشاء به مسافر اقتدا كند.
5- كراهت دارد كسى كه مرض جذام يا پيسى دارد ، براى ماءموم سالم امامت كند.
6- كراهت دارد كسى كه حد و تازيانه خورده و توبه كرده است ، امامت كند.
7- كراهت دارد مسلمانى كه در بلاد كفر ساكن است ، براى مسلمانى كه در بلاد اسلامى ساكن است ، امامت كند.
8- مكروه است كسى كه تيمم كرده ، براى كسى كه با وضو و يا با غسل مى باشد، امامت كند.
9- اگر براى امام جماعت در اثناء نماز ، اتفاقى افتد (حدثى از او سر بزند يا بى هوش شود) كه نتواند نماز را تمام كند، از آن جايى كه بايد كسى از مأمومين به جاى او گماشته شود براى امامت ، كراهت دارد كه به جاى او ماءمومى گماشته شود كه در اثناء نماز رسيده ، بلكه سزاوار است ماءمومى كه از اول اقامه نماز حاضر بوده ، به نيابت از امام نماز را ادامه دهد.
10- مكروه است بعد از اين كه مؤذن جمله قد قامت الصلوة را گفت ، امام و مأموم صحبت كنند.
11- كراهت دارد كسى كه كور است ، براى كسى كه بينا است ، امامت كند.
مستحب است كه نمازهاى واجب مخصوصا نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح ، مغرب و عشا، براى همسايه مسجد و كسى كه صداى اذان را مى شنود بيشتر سفارش شده است .
در روايتى آمده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز و اگر دو نفر اقتدا كنند، هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مى شود تا به ده نفر برسند، عده آنان كه از ده گذشت اگر تمام آسمانها كاغذ و درياها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نويسنده شوند، نمى توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.
در اينجا بعضى از آداب نماز جماعت را متذكر مى شويم :
1. مستحب است كه انسان صبر كند تا نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت كه فرادى (تنها) خوانده شود بهتر است . همچنين نماز جماعتى را كه مختصر بخوانند از نماز فرادى كه آن را طول بدهند، بهتر مى باشد.
2. وقتى كه نماز جماعت بر پا مى شود، مستحب است كسى كه نمازش را فرادى خوانده ، دوباره نمازش را به جماعت بخواند.
3. بعد از تكبير امام اگر صف جلو، آماده نماز و تكبير گفتن آنان نزديك باشد، كسى كه در صف بعد ايستاده مى تواند تكبير بگويد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا تكبير صف جلو تمام شود.
4. احتياط مستحب آن است كه جاى سجده ماءموم با جاى كسى كه جلوى او ايستاده ، فاصله اى نداشته باشد.
5. اگر موقعى كه انسان مشغول خواندن نماز مستحبى است جماعت بر پا شود، چنان چه اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است كه نماز را رها كرده و مشغول جماعت شود. همچنين اگر اطمينان نداشته باشد كه به ركعت اول مى رسد مستحب است كه به همين دستور رفتار نمايد.
6. اگر موقعى كه انسان مشغول خواندن نماز سه ركعتى يا چهار ركعتى است نماز جماعت بر پا شود، چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته و اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است كه به نيت نماز مستحبى ، نماز را دو ركعتى تمام كرده و خود را به جماعت برساند.
7. اگر ماءموم در ركعت اول و دوم نماز صبح ، مغرب و عشا صداى امام را نشنود، مستحب است كه حمد و سوره را آهسته بخواند.
8. مستحب است كه ماءموم در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، به جاى حمد و سوره ذكر بگويد.
9. اگر ماءموم يك مرد باشد، مستحب است كه طرف راست امام بايستد و اگر يك زن باشد، در طرف چپ امام ، به گونه اى كه جاى سجده اش مساوى با زانو يا قدم امام باشد.
10. اگر ماءموم يك مرد و يك زن يا يك مرد و چند زن باشند، مستحب است كه مرد، طرف راست امام و باقى پشت سر امام بايستند و اگر چند مرد يا چند زن باشند پشت سر امام بايستند و اگر چند مرد و چند زن باشند مردها عقب امام و زن ها پشت مردها بايستند.
11. اگر امام و ماءموم هر دو زن باشند، احتياط آن است كه امام كمى جلوتر بايستد.
12. مستحب است كه امام در وسط صف بايستد.
13. مستحب است كه اهل علم و كمال و تقوى در صف اول بايستند.
14. مستحب است كه صف هاى جماعت منظم باشد.
15. مستحب است كه بين كسانى كه در يك صف ايستاده اند فاصله نباشد و شانه آنان هم رديف با يكديگر باشد.
16. مستحب است كه بعد از گفتن قد قامت الصلاة ماءمومين برخيزند.
17. مستحب است امام جماعت رعايت حال ماءمومى را كه از ديگران ضعيف تر است بكند و عجله نكند تا افراد ضعيف به او برسند.
18. مستحب است كه امام جماعت ، قنوت ، ركوع و سجود را طول ندهد، مگر آنكه بداند همه كسانى كه به او اقتدا كرده اند، مايل به اين كار هستند.
19. مستحب است كه امام جماعت در حمد و سوره و ذكرهايى كه بلند مى خواند، صداى خود را به قدرى بلند كند كه ديگران بشنوند؛ ولى بايد بيش از اندازه صدا را بلند نكند.
20. اگر امام در ركوع بفهمد كسى تازه رسيده و مى خواهد اقتدا كند، مستحب است كه ركوع را دو برابر هميشه طول بدهد و بعد برخيزد، اگر چه بفهمد كس ديگرى هم براى اقتدا وارد شده است .
21. مستحب است كه براى بر پا كردن جماعت امامى كه قرائتش بهتر است ، از امام هاى ديگر مقدم شود.
وداع با ماه خدا
آيت الله جوادى آملى
ماه مبارك رمضان يك حقيقت و باطنى دارد كه اين حقيقت در قيامت ظهور مىكند. ماه مبارك رمضان را امام سجاد(ع) عيد اولياء الله مىداند. در صحيفه سجاديه دعايى استبه نام دعاى وداع ماه مبارك رمضان.
اين وداع براى كسى است كه با ماه مبارك رمضان مانوس بوده و ماه مبارك رمضان دوست او مىباشد والا آنكه با اين ماه نبوده وداعى ندارد. انسان از دوستش و يا با كسى كه مدتى مانوس بود، خداحافظى مىكند. آنكه اصلا نمىداند چه وقت ماه مبارك رمضان آمد و چه وقتسپرى شد، چرا آمد و چرا سپرى شد، او وداعى ندارد. اما امام سجاد(ع) آخر ماه مبارك رمضان كه شد، در حد يك ضجه اين دعا را مىخواند.
ادامه مطلب...
شب قدر در نگاه مقام معظم رهبري

بيانات رهبري در خطبههاي نماز جمعه تهران 15/8/1383
امروز _ بيست و يكم ماه رمضان _ بنا بر احتمال فراوان، هم روز قدر است، هم روز شهادت اميرالمومنين (عليهالصلاة والسلام) است. ديشب يكي از سه شب ممتاز در دوران سال بود؛ شبهايي كه محتمل است شب قدر باشند. تنزل ملائكه الهي و تنزل روح در مثل ديشب يا يكي از دو شب ديگر اتفاق افتاده است يا ميافتد. خوشا به حال كساني كه با فرود فرشتگان الهي توانستند روح خود را فرشتهگون كنند. حضور ملائكه الهي در روي زمين و در ميان ما مردم، كه فرمود: «تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر» بايد بتواند ما را به نزديك شدن به خلق و خوي فرشتهگون كمك كند. يقينا در ميان بندگان خدا كساني بودهاند كه ديشب را شب خوبي گذراندهاند و چشم حقيقت بين و روح حقيقت ياب آنها حقايق شب قدر را ادراك كرده است. شايد كساني فرشتهها را به چشم ديده باشند. شما مردم عزيز هم در همه جا شب نوزدهم و شب بيست و يكم و ان شاءالله شب بيست و سوم را ساعات خوبي گذرانديد و ميگذرانيد. ميبينيم كه مردم ما، جوانهاي ما، زن و مرد ما با اين شبها حقيقتا قصد پالايش خود را دارند؛ دلها نرم ميشود، چشمها اشكبار ميشود، روحها لطيف ميشود؛ روزه هم كمك كرده است. ما بايد اميدوار باشيم، دعا كنيم و بكوشيم از اين شبها براي عروج معنوي خود استفاده كنيم؛ چون نماز معراج و وسيله عروج مومن است. دعا هم معراج مومن است. شب قدر هم معراج مومن است.
شب قدر هم در ميان اين سه شب است. طبق روايتي كه مرحوم «محدث قمي» نقل ميكند. سوال كردند كه كدام يك از اين سه شب _ يا دو شب بيست و يكم و بيست و سوم _ شب قدر است؟ در جواب فرمودند: چقدر آسان است كه انسان، دو شب _ يا سه شب _ را ملاحظهي شب قدر كند. چه اهميت دارد بين سه شب مردد باشد. مگر سه شب چقدر است؟ كساني بودهاند كه همهي ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب ميآوردند و اعمال شب قدر را انجام ميدادند! قدر بدانيد. اين روزها را قدر بدانيد.
كاري كنيم عروج كنيم و از مزبله مادي كه بسياري از انسانها در سراسر دنيا اسير و دچار آن هستند، هرچه ميتوانيم، خود را دور كنيم. دلبستگيها، بدخلقيها، خلقيات غيرانساني، ضد انساني، روحيات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم.
ادامه مطلب...
رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه

خداوند متعال در چهارمين آيه سوره مباركه قدر ميفرمايد:
تنزّل الملائكة و الرّوح فيها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرماني (براي تقدير هر كاري) فرود آيند. (1)
فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «ليلةالقدر» دارد، و در آيات سوم و چهارم سوره دخان نيز:
فيها يفرَق كلّ أمرٍ حكيم(2) ؛ در آن شب، هر فرماني، بر حسب حكمت صادر ميشود.
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زيرا هيأت نحوي باب «تفعّل» دلالت بر پذيرش يا تكلف يا هر دو مينمايد. ظاهر اين فعلها، خبر از تفريق و تنزل امر در ليلةالقدرهاي آينده ميدهد.
اين امر كه در زمان رسول خدا به آن حضرت نازل ميشدهاست، و در هر شب قدر ديگر، بايد بر كسي نازل و تبيين و تحكيم يا كشف شود كه به افق نبوت نزديك و پيوسته باشد.
قبول اصل وصايت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و امامت، ناشي از اين معني و مبتني بر همين اساس است.
ادامه مطلب...
آمرزش ، رهاورد ماه رمضان

شهر التمحيص (ماه پاك شدن)
امام زين العابدين (ع) در دعاي استقبال و ورود به ماه رمضان در صحيفه سجاديه اين ماه را "شهر التمحيص" ناميده اند. راغب اصفهاني مي نويسد: محص به معناي تخليص و رهايي شئ از عيب است. تمحيص به معناي تزكيه و تطهير است. ماه رمضان ماه تصفيه بر نفس و پاك كردن و برطرف نمودن عيوب و دور كردن خود از گناهان است. ماه صاف كردن قلب و دل از پليدي هاست. ماه شستن عداوتها و كينه ها و عقده ها و حسد ها و ساير رذايل اخلاقي است. ماه تخليص خويشتن از شر گناهان و نجات يافتن و حركت در مسير فلاح و رستگاري و سعادت است. ماه پاكسازي قلب و روح و ماه خود سازي است.
باز امام سجاد (ع) در دعاي وداع با ماه رمضان مي فرمايند: "درود بر تو اي همسايه اي كه دلها (بر اثر عبادت و بندگي) در آن نرم و فروتن گرديد و گناهان (بر اثر آمرزش و عفو خداي متعال) در آن كم شد.
درود بر تو! چه بسيار گناهان را محو كردي و چه بسيار عيبها و زشتي ها را پوشاندي"
ادامه مطلب...
دعا و استغفار
قال على بن ابيطالب عليه السلام:
« عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم » (1) ؛ بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.
توضيح:
از وظايف روزهداران در اين ماه ، دعا و درخواست حوايج از حضرت حق است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بىنياز كرده ، و دستهاى احتياج خويش را به درگاه او دراز مىكند.
روزهاى ماه رمضان
قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عندالله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات (2) ؛ اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات.
اعتكاف
قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و عمرتين (3) ؛ اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
توضيح:
در ايام و ليالى مقدسهاى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين عليهم السلام مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم در تمامى عمرش چنين مىكرد.
تلاوت قرآن
بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ويژهاى برخوردار است چنانچه وارد شده:
قال ابو جعفر (عليه السلام):
لكل شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان (4) ؛ براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.
بنابراين امتيازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله:
من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور (5) ؛ اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.
افطارى و صدقه دادن
قال الباقر عليه السلام:
يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام):
فذاك الذى اردت يا سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. (6)
اى سدير! آيا مىدانى چه شبهايى است اين شبها؟ سدير گفت:
بلى فدايت گردم اين شبها، شبهاى ماه رمضان است، مگر اين شبها چگونه است؟ امام عليه السلام فرمودند: آيا قدرت دارى هر شب از اين شبها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمىدهد، پس امام پيوسته تعداد بندهها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس امام به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزهدارى را افطار دهى؟ سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مىتوانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:
اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزهدار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل مىگردى.
توضيح:
خداوند انسان روزهدار را بر آنچه انفاق مىكند در خوردنيها و آشاميدنيها محاسبه نمىكند ولى در اين امر «اسراف» نشود.
عن ابى عبدالله عليه السلام:
من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا من البلاء (7) ؛ هر كس در ماه رمضان صدقهاى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مىكند.
پىنوشتها:
1- امالى شيخ صدوق، ص 61 .
2- امالى شيخ صدوق، ص 93 .
3- وسائل الشيعه، ج 7، ص 397 .
4- وسائل الشيعه، ج 7، ص 218 .
5- امالى شيخ صدوق، ص 93 .
6- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 134 .
7- بحار الانوار، ج 93، ص 316 .
منبع:
رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) صفحه 92
روزه از نظر قرآن
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.(183) اياما معدودات فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون.(184) شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه و من كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر و لتكملوا العدة و لتكبروا الله على ما هديكم و لعلكم تشكرون.(185) (سوره بقره، آيات 185-183)
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد با تقوا شويد(183) و اين روزهائى چند است پس هر كس از شما مريض و يا مسافر باشد بايد ايامى ديگر بجاى آن بگيريد و اما كسانى كه به هيچ وجه نمىتوانند روزه بگيرند، عوض روزه براى هر روز يك مسكين طعام دهند و اگر كسى عمل خيرى را داوطلبانه انجام دهد، برايش بهتر است و اينكه روزه بگيريد، برايتان خير است، اگر بناى عمل كردن داريد(184) و آن ايام كوتاه ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده تا هدايت مردم و بياناتى از هدايت و جدا سازنده حق از باطل باشد. پس هر كس اين ماه را درك كرد، بايد روزهاش بگيرد و هر كس مريض و يا مسافر باشد، به جاى آن چند روزى از ماههاى ديگر بگيرد. خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته و منظور اين است كه عده سى روزه ماه را تكميل كرده باشيد و خدا را در برابر اين كه هدايتتان كرد، تكبير گفته و شايد شكرگزارى كرده باشيد(185)»
ادامه مطلب...
درباره ماه مبارك رمضان
رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايست آن را به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مىدهيم:
هشام بن سالم نقل روايت مىنمايد و مىگويد: «ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآيد كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است» ، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» (2) شما به راستى نمىدانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).
واژه رمضان و معناى آن در اصطلاح
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى به راستى از دقت نظر و لطافت خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان. و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است. در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمىكند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مىدارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مىگيرد و مىگويد:
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب
زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد
اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.
پىنوشتها
1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه
2- بحار، ج 96، ص 377
روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22
سيد حسين موسوى راد لاهيجى
برای واژه رب 11 معنی آورده اند :
1- مالک 2- جمع کننده 3- سَید 4- تدبیر کننده 5- اصلاح کننده 6- همراه 7- رفیق 8- دائم 9- خالق 10- محول 11- تربیت کننده
لفظ رب برای غیر خدا بطور مستعار اطلاق می گردد زیرا به غیر الله گفتن رب مطلقاً جایز نیست . متعصفانه در بسیاری از موارد مشاهده می گردد که والدین نام بچه خود را صفاتی از اوصاف پروردگار می گذارند مثلاً مجید ؛ کریم ؛ رحیم و ... در صورتی که این مقوله بسیار اشتباه است . اگر نام اعراب را دیده باشید آنها از صفات پروردگار استفاده نمی کنند بلکه با گذاشتن یک عبارت عبد در ابتدای آن خود را عابد آن صفت می خوانند . بنا بر این خود را عبدالمجید ؛ عبدالکریم ؛ عبدالرحیم و ... می نامند . و در اینجا باید بگویم خداوند نامهای عبدالله و عبدالرحمن را بسیار دوست می دارد .
اسماءالحسنی / مجمع الاحادیث
قرآن:
«نماز را براى ياد من، بپا دار.»
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نماز واجب شده است ... براى بر پا داشتن ياد خدا.
2 ـ امام علىّ عليه السّلام : خداوند ايمان را جهت پاك كردن از شرك، و نماز را براى دورى از كبر واجب كرد.
3 ـ هشام بن الحكم: از امام صادق پرسيدم: با اينكه نماز مردم را از كار و زندگى باز مى دارد و تن هايشان را خسته مى كند، چرا واجب شده است؟ امام فرمود: در آن، علتهايى نهفته است. اگر مردم بدون هيچ آگاهى و يادآورى از پيامبر اكرم رها شوند و تنها به همان رسالت نخستين و حضور قرآن در ميان آنان بسنده شود، مانند امتهاى پيشين مى گردند كه به دين گرويدند و كتابهايى هم نوشتند و مردم را به دين خود فراخواندند و حتى براى آن جنگيدند، امّا با رفتنشان، دينشان هم رفت و اثرى از آنان باقى نماند. حال آنكه خداوند تبارك و تعالى خواست كه مردم حضرت محمّد صلّى الله عليه و آله را از ياد نبرند. از اين رو نماز را بر آنان واجب كرد تا او را هر روز، پنج بار ياد كنند و نام [ مباركش ] را بر زبان آورند و به نماز و ياد خدا فرمان داده شدند، تا غافل نگردند و او را فراموش نكنند مبادا يادش از خاطرها برود .
4 ـ امام رضا عليه السّلام : حكمت نماز ، اقرار به ربوبيت خداوند جلّ جلاله و شريك نگرفتن براى اوست. ايستادن در پيشگاه جبروت الهى ، با خوارى و بيچارگى، افتادگى و اعتراف و درخواست بخشش گناهان گذشته است. صورت نهادن بر خاك در هر روز براى بزرگداشت خداوند جلّ جلاله است، تا به ياد او ـ نه فراموشكار و گردنكش كه ـ فروتن و خوار و خواهان و مشتاق فزونى دين و دنياى خود باشد. افزون بر اين ها، نماز، ذكر خداوند جلّ جلاله و دوام آن در شب و روز است تا بنده، مالك و مدبّر و آفريدگارش را از ياد نبرد و گرنه سركشى و طغيان مى كند و اين در ياد كردن پروردگار جلّ جلاله و ايستادن در پيشگاهش نهفته است، كه او را از سرپيچى نهى مى كند و از انواع فساد باز مى دارد.
5 ـ در تبيين حكمت نماز ـ : اطاعتى است كه [ خدا ] آنان را بدان امر كرده و آيينى است كه بر آن وادارشان ساخته است . در نماز بزرگداشت و گراميداشت خداوند و فروتنى بنده هنگام سجده است و اقرار به اينكه بالاتر از او ، پروردگارى است كه به عبادتش مى پردازد و برايش سجده مى كند.
نماز عبادتي بزرگ
شناخت معبود و آفریدگار محبت او را در دل ایجاد می کند و این محبت انسان را به پرستش و عبادت و اظهار کوچکی و تواضع در برابر عظمت او وا می دارد. نماز ، جلوه ای از بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبودیت و عبادت است. آنکه بنده خداست و این بندگی را احساس می کند و می داند و باور دارد در برابر او ، مطیع فرمان است و در پیشگاهش سر بر خاک می نهد و قامت خم می کند و به سجده می افتد. و با وی راز می گوید و نیاز می طلبد و آن خالق بی همتا را که سر رشته دار اوست به عظمت و پاکی می ستاید.
چرا عبادت؟
فلسفه آفرینش انسان ، بندگی و عبادت و عبودیت است. این صریح کلام الهی در قرآن کریم است که می فرماید:
« و ما الجن و الانس الا لیعبدون »
« جن و انس را جز برای پرستش و بندگی خود نیافریدم. »
خلقت این حکمت و هدف والا سر لوحه دین و همه رسولان الهی نیز بوده است.
در قرآن می خوانیم:
( در هر امتی پیامبری برانگیختیم که به مردم بگویند الله را بپرستید و بنده خدا باشید و از طاغوت بپرهیزید. ) این بندگی سودی به خدا نمی رساند بلکه مایه عزت و سعادت انسان است و گرنه خداوند بی نیاز مطلق است.
من نکردم خلق تا سودی کنم بلکه تا بر بندگان جودی کنم
آنچه ریشه و سبب عبودیت و بندگی انسان است عبارت از:
1- عظمت خدا
برخورد با یک شخصیت عظیم انسان را به تواضع وا می دارد.دیداربا یک دانشمند بزرگ آدمی را به تکریم و احترام وا می دارد.چون انسان در برابر عظمت و دانش این شخصیت خود را کوچک و کم سواد می بیند. خداوند مبدا همه عظمت ها وجلال هاست.شناخت خداوند به عظمت و بزرگی ،انسان ناتوان و حقیر را به تعظیم وا می دارد.
2- احساس نیاز و وابستگی
انسان ، برخوردار از عجز و نیاز و ناتوانی است و خداوند در اوج بی نیازی و غنای مطلق و سر رشته دار امور انسان هاست. این هم عاملی است تا انسان در برابر او بندگی کند.
3- سپاس نعمت
توجه به نعمت های بی حساب و فراوانی که او از هر سو و در هر زمینه ما را احاطه کرده قوی ترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می کند. نعمت هایی که حتی پیش از تولد انسان شروع می شود و در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم ( اگر شایستگی داشته باشیم ) از آنها بهره مند خواهیم شد. در قرآن به این نکته اشاره شده و به مردم زمان پیامبر « صلی الله علیه و اله » می فرماید:
« فلیعبدوا رب هذا البیت ، الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف »
( باید خدای کعبه را عبادت کنند ، خدایی که آنها را از گرسنگی نجات داد و سیر کرد و از ترس ایمن ساخت.)
4- فطرت
در سرشت انسان پرستش و نیایش وجود دارد. اگربه معبود حقیقی دست یافت ، که کمال مطلوب همین است. و اگر به بیراهه دچار شد ، به پرستش معبودهای بدلی و باطل می پردازد. بت پرستی ، ماه و خورشید پرستی ، گاو و گوساله پرستی ، نمونه های انحرافی است که وجود دارد. کسانی هم پول و مقام و همسر و ماشین و طاغوت و مدال و ... را می پرستند.
روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگرخوب رهبری نشود به عبادت و طاغوت می گراید . مثل میل به غذا که در هر کودکی هست ولی اگر راهنمایی نشود ، کودک خاک می خورد و لذت هم می برد. بدون هدایت صحیح این گرایش فطری ، انسان به عشقهای زودگذر پوچ یا پرستش های بی محتوای انحرافی دچار می شود.
شعبان
شعبان ماه بسيار شريفي است، و به حضرت سيد انبيا(صلی الله علیه واله) منتسب ميباشد، و آن حضرت همة اين ماه را روزه ميگرفت، و روزه آن را به ماه رمضان متّصل مينمود، و ميفرمودند شعبان ماه من است، هر كه يك روز از اين ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب ميشود. از امام صادق(علیه السلام) روايت شده است: چون ماه شعبان ميرسيد حضرت زينالعابدين(علیه السلام) اصحاب خود را جمع ميكرد و ميفرمود: اي اصحاب من، ميدانيد اين چه ماهي است؟ اين ماه شعبان است، و حضرت رسول(صلی الله علیه و اله) ميفرمايد شعبان ماه من است، پس در اين ماه براي جلب محبّت پيغمبر خود، و براي تقرّب به سوي پروردگار خويش، روزه بداريد، به خدايي كه جان عليبن الحسين (علیه السلام) به دست قدرت اوست، سوگند ياد ميكنم از پدرم حسينبن علي (علیه السلام) شنيدم كه فرمود: از اميرالمؤمنين(علیه السلام) شنيدم: هر كه شعبان را براي جلب محبّت پيامبر، و تقرّب جستن به سوي خداوند روزه بدارد خداوند او را دوست بدارد، و در روز قيامت به كرامتش نزديك نمايد، و بهشت را بر او واجب گرداند. شيخ از صفوان جمّال روايت كرده است كه امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: كساني را كه پيرامون و اطراف تو هستند به روزة شعبان وادار كن. گفتم: فدايت شوم، مگر در فضيلت آن چيزي ميبيني؟ فرمود: آري رسول خدا (صلی الله علیه و اله) هرگاه هلال شعبان را ميديد، به منادي دستور ميداد تا در مدينه ندا كنند: اي اهل مدينه، من از جانب رسول خدا(صلی الله علیه و اله) به سوي شما ارسال شدهام، آن حضرت ميفرمايد: آگاه باشيد، به درستي كه شعبان ماه من است، خدا رحمت كند كسي را، كه مرا در ماه من ياري كند، يعني روزه بدارد آن را، سپس امام صادق(علیه السلام) چنين گفت: اميرالمؤمنين(علیه السلام) ميفرمود: از هنگامي كه شنيدم منادي رسول خدا(صلی الله علیه و اله) در شعبان ندا داد، روزة شعبان از من فوت نشد، و تا زماني كه زنده هستم به خواست خداوند از من فوت نخواهد شد. پس ميفرمود: روزة دو ماه شعبان و رمضان ماية توبه و آمرزش خداست. اسماعيلبن عبدالخالق روايت كرده است: نزد امام صادق(علیه السلام) بودم، ذكر روزة شعبان به ميان آمد، حضرت فرمود: در فضيلت روزة شعبان چنين و چنان است، تا جايي كه انسان مرتكب قتل حرام ميشود، پس چنانچه شعبان را روزه بدارد، اين روزه به او سود ميرساند، و به خواست خداوند آمرزيده ميشود!
بعضي از اعمال مشترك اين ماه:
ادامه مطلب...
عدم تحریف قرآن
علی رغم تبلیغات سوئی که درباره شیعه می شود ما معتقدیم قرآنی که امروز در دست ما و در دست همه مسلمانان است، عین قرآنی است که بر پیامبر اکرم نازل شده و حتی یک کلمه اضافه یا کم نشده است.
در کتاب های متعددی که در تفسیر، اصول فقه و غیر آن داریم، این مسئله را به وضوح نوشته و به ادله عقلی و نقلی اثبات کرده ایم.
ما معتقدیم به اجماع علمای مسلمین اعم از شیعه و اهل سنت، چیزی به قرآن افزوده نشده و اکثریت قریب به اتفاق محققان طرفین می گویند، چیزی هم از آن کاسته نشده است.
افراد بسیار معدودی از هر دو گروه، معتقد به کاسته شدن چیزی از قرآن هستند که سخنان آنها در میان دانشمندان معروف اسلام طرفداری ندارد.
دو کتاب از دو گروه
از جمله آنها "ابن الخطیب" مصری از اهل سنت است که کتاب "الفرقان فی تحریف القرآن "را نوشته که در سال 1948 میلادی انتشار یافت و دانشگاه الازهرا به موقع متوجه شد و نسخه های آنرا جمع آوری کرد و معدوم کرد، ولی تعدادی از آن به طور غیر قانونی به دست افراد مختلف افتاد.
همچنین کتاب "فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب" به وسیله یکی از محدثین شیعه به نام حاجی نوروزی نوشته شد و در سال 1291 هجری قمری به چاپ رسید و به مجرد طبع، از سوی بزرگان حوزه علمیه نجف اشرف مورد انکار قرار گرفت و دستور جمع آوری آن صادر شد و کتاب های متعددی در رد آن نوشته شد.
به خاطر خصومت فرقه ای تیشه به ریشه اسلام نزنید!
افرادی که اصرار دارند شیعه را به عقیده تحریف کتاب الله متهم کنند گویا توجه ندارند که به خاطر خصومت فرقه ای، تیشه به ریشه اسلام می زنند، زیرا بیگانگان می گویند: عدم تحریف در میان مسلمانان مسلم نیست، زیرا گروهی عظیمی از آنها اعتقاد به حریف قرآن دارند. ما به این برادران نصیحت می کنیم به خاطر فرقه گرایی و خصومت های تعصب آمیز، قلب اسلام یعنی قرآن را هدف قرار ندهید.
بیایید به اسلام و قرآن رحم کنید و این همه سخن از تحریف به میان نیاورید و بهانه به دست دشمن ندهید.
این تهمت و افترا به قدری گسترده شده که در یکی از سفرهای زیارت بیت الله (زیارت عمره) وزیر عمره مذهبی عربستان را ملاقات کردیم و او از ما استقبال کرد ولی گفت : شنیده ام شما قرآنی غیر از قرآن ما دارید.
گفتم امتحان این کار بسیار ساده است، شما شخصا یا نماینده ای با ما بفرستید (به هزینه ما) به تهران باز می گردیم، قرآن در تمام مساجد و خانه ها موجود است. هزاران مسجد در تهران وجود دارد و صدها هزار خانه، انتخاب مسجد و خانه را به عهده نماینده شما می گذاریم، در می زنیم و قرآن را مطالبه میکنیم، خواهید دید یک کلمه با سایر قرآن ها در بلاد مسلمین تفاوت ندارد، دانشمند بزرگی مثل شما نباید گرفتار این شایعات دروغین شود!
آخرین سخن
آخرین سخن اینکه یکی از گناهان کبیره در پیشگاه خداوند، متهم ساختن دیگران به اموری است که هرگز نگفته اند و انجام نداده اند.
اگر بهانه شما بعضی از روایات ضعیف است که در بعضی از کتب ما آمده، این گونه روایات ضعیف در منابع تفسیر و حدیث شما نیز آمده که قبلا نیز به آن اشاره شد.
در پایان ، بار دیگر با صراحت میگوییم هیچ کس از محققان شیعه و اهل سنت قادر به تحریف قرآن نیستند و قرآنی را که بر پیامبر اکرم نازل شد ، با آنچه امروز در دست مسلمین است کاملا یکی می دانند، و بر طبق تصریح خود قرآن معتقدند ، خداوند حفظ قرآن را از هرگونه تغییر و تحریف تضمین کرده است. ولی بعضی از نا آگاهان متعصب از طرفین نسبت تحریف را به دیگری می دهد و متاسفانه بر سر شاخ بن میبرند.
خداوند همه آنها را هدایت کند.
منبع: کتاب شیعه پاسخ میگو ید تالیف آیت الله العضمی مکارم شیرازی
ادامه مطلب...







