تبليغاتX
.....۩۩ سـتون دین ۩۩.....



داستانی زیبا از امام علی (علیه السلام) درباره نماز

 

نماز انسان‌ها باید مانند نماز امام علی « علیه السلام »  باشد.

شبی حضرت علی « علیه السلام » در مسجد شروع به نماز خواندن كرد ، شیطان آمد تا علی «علیه السلام » را در موقع نماز بفریبد ؛ وسوسه‌ی مال دنیا را به علی « علیه السلام » گفت: ولی علی «علیه السلام » همانطور نماز می‌خواند ، وسوسه‌ی قدرت ؛ ولی در علی « علیه السلام »  اثر نكرد. وسوسه‌ی فرزند ؛ امام علی « علیه السلام » با این حرف‌ها منقلب نشد. شیطان به شكل افعی شد و چنان نیشی به مولا زد ؛ امام علی « علیه السلام » چنان غرق در مناجات با معبود شده بود كه هیچ نفهمید. آخر شیطان مأیوس شد و گفت كه نمی‌شود علی را فریب داد ، او در موقع نماز از جسم و این دنیا خارج می‌شود. وقتی علی « علیه السلام » نمازش تمام شد دیدند كه پایشان از اثر آن نیش سیاه شده اما با كمال تعجب پرسید كه چگونه پای من اینطور شده است؟

یك بار هم شیطان در موقع اقامه‌ گفتن حضرت تیغ خیزرانی به ایشان زد ، خون فوران زد امام علی «علیه السلام » هیچ نكرد تا این كه اصحاب آمدند و پای او را مداوا كردند. در پایان علی « علیه السلام » گفت: « در موقع اقامه حس كردم چیزی بر بدنم فرو رفت ؛ در آن موقع شیطان گفت: « در موقع نماز خواندن نتوانستم علی « علیه السلام » را بفریبم و حتی در موقع آماده شدن برای نماز هم نتوانستم او را از نماز دور كنم ». بعد از آن شیطان در موقع نمازخواندن مزاحم علی « علیه السلام » نمی‌شد چون می‌دانست در او اثر ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386;ساعت 10:52;  توسط داود شاملو;  | 

توكل يا راحت طلبي! كداميك؟

روزى امام علىّ بن ابى طالب، اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه عبورش به گروهى از مسلمانها افتاد كه در گوشه‌اى از مسجد به عبادت مشغول بودند.

حضرت علىّ عليه السلام نزديك ايشان رفت و فرمود: شما كه هستيد؟ و چه مى‌كنيد؟

در پاسخ به حضرت ، اظهار داشتند: ما بر خداوند توكّل كرده ايم و عبادت او مى كنم .

حضرت فرمود: خير، چنين نيست ؛ بلكه شما سربار (ديگران) مى‌باشيد، چنانچه راست مى‌گوئيد و توكّل برخداوند متعال داريد، بگوئيد كه در چه مرحله اى از توكّل قرار داريد؟

گفتند: اگر چيزى به ما برسد، مى خوريم و قناعت مى كنيم و چنانچه چيزى به ما نرسد، صبر و تحمّل مى‌نمائيم .

سپس امام علىّ عليه السلام خطاب به ايشان كرد و با صراحت فرمود: سگ‌هاى محلّه ما نيز چنين روشى را دارند.

آنان با خون سردى گفتند: پس ما چه كنيم ، شما بفرمائيد كه چه رفتارى داشته باشيم ؟

حضرت فرمود: بايستى آنچه را كه ما يعنى ، پيامبر خدا و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام انجام مى‌دهيم ؛ شما مسلمان‌ها نيز چنان كنيد.

گفتند: شما چه كارهائى را انجام مى‌دهيد، تا ما تبعيّت نمائيم ؟

امام عليه السلام فرمود: ضمن سعى و تلاش و كار و عبادت ، آنچه به ما برسد پس از مصرف ، اضافه آن را بذل و بخشش مى‌كنيم .

و اگر چيزى و درآمدى نيافتيم ، خداوند منّان را؛ در هر حال شكر و سپاس مى‌گوييم.


مستدرك الوسائل : ج 11، ص 220

چهل داستان و چهل حديث از امير المؤ منين على عليه السلام- عبداللّه صالحى

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386;ساعت 12:30;  توسط داود شاملو;  | 

نماز فارسى

نماز

فقیه فقید، عالم ربّانی و عارف صمدانی، آیت ‏الله العظمى حاج‏ آقا رحیم ارباب، فرزانه ای صاحب دل از خطه عالم خیز اصفهان بود.ایشان در کنار جامعیت علمی در علوم عقلی و نقلی، متخلق به اخلاق اسلامی و مهذب به تهذیب نفسانی و آراسته به کمالات روحی و خصایل نیکوی انسانی بود. پس از گذشت سی و اندی سال از عروج ملکوتی وی هنوز هم یاد و خاطره ایشان در ذهن و زبان مردم جاری است.

یكى از ما به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آیت‏ الله ارباب شد. جناب ایشان با لبخند فرمودند كه خوب شد كه طرف مباحثه ما یك نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمى‏آمدم.

دكتر محمد جواد شریعت، که هر از گاهی توفیق درک حضور وی را داشته است از آن روزها برای ما چنین روایت می کند:

«سال یكهزار و سیصد و سى و دو شمسى بود، من و عده‏ اى از جوانان پرشور آن روزگار پس از تبادل ‏نظر و بحث و مشاجره به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلى دارد كه ما نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ و عاقبت تصمیم گرفتیم كه نماز را به فارسى بخوانیم و همین‏كار را هم كردیم. والدین ما كم‏كم از این موضوع آگاهى یافتند و به فكر چاره افتادند. آنها پس از تبادل‏ نظر با یكدیگر تصمیم گرفتند كه اول خودشان با نصیحت، ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود راه دیگرى برگزینند، چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد روزى ما را به نزد  یكى از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مى‏خوانیم به طرز اهانت‏ آمیزى، ما را كافر و نجس خواند. و این عمل او ما را در كارمان راسخ ‏تر و مصرتر ساخت.

عاقبت یكى از پدران، آنها را یعنى والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیت‏ الله حاج ‏آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت و روزى آنها نزد حضرت ایشان مى‏روند و موضوع را با ایشان درمیان مى‏گذارند و ایشان دستور مى‏دهند كه در وقت معینى ما را به خدمت آقاى ارباب راهنمائى كنند.

در روز موعود، ما را كه تقریباً پانزده نفر مى‏شدیم، به محضر مبارك ایشان بردند. در همان لحظه اول چهره نورانى و لبان خندان ایشان ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم كه اكنون با شخصیتى استثنایى مواجه هستیم.

ایشان در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمودند، سپس رو به والدین ما كردند و فرمودند شما كه نماز را به فارسى نمى‏خوانید فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتى آنها رفتند حضرت آیت‏ الله ارباب رو به ما كردند و فرمودند بهتر است شما یكى‏یكى خودتان را به من معرفى كنید و هر كدام بگوئید كه در چه سطح تحصیلى هستید و در چه رشته‏ اى درس مى‏خوانید. پس از آن كه امر ایشان را اطاعت كردیم، به تناسب رشته و كلاس هر كدام از ما پرسشهاى علمى طرح كردند و از درس هایى از قبیل جبر و مثلثات و فیزیك و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسیدند كه پاسخ اغلب آنها از عهده درس هاى نیم‏ بندى كه ما خوانده بودیم خارج بود، اما هر یك از ما از عهده پاسخ پرسشهاى ایشان برنمى‏آمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه مى‏شد كه با لحن پدرانه‏ اى پاسخ درست آن پرسشها را خودشان مى‏فرمودند. اكنون ما مى‏فهمیم كه ایشان با طرح این سئوالات قصد داشتند ما را خلع سلاح كنند و به ما بفهمانند كه آن دروس جدیدى را كه شما مى‏خوانید من بهترش را مى‏دانم ولى به آنها مغرور نشده‏ام.

حاج آقا رحیم ارباب در کنار جامعیت علمی در علوم عقلی و نقلی، متخلق به اخلاق اسلامی و مهذب به تهذیب نفسانی و آراسته به کمالات روحی و خصایل نیکوی انسانی بود. پس از گذشت سی و اندی سال از عروج ملکوتی وی هنوز هم یاد و خاطره ایشان در ذهن و زبان مردم جاری است.

پس از اینكه همه ما را خلع سلاح كردند به موضوع اصلى پرداختند و فرمودند: والدین شما نگران شده‏اند كه شما نمازتان را به فارسى مى‏خوانید، آنها نمى‏دانند كه من كسانى را مى‏شناسم كه، نعوذبالله، اصلاً نماز نمى‏خوانند. شما جوانان پاك اعتقادى هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مى‏خواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم اما مشكلاتى پیش آمد كه نتوانستم به این خواسته جامه عمل بپوشم، اكنون شما به خواسته دوران جوانى من لباس عمل پوشانیده‏ اید، آفرین به همت شما. اما من در آن روزگار به اولین مشكلى كه برخوردم ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن مشكل را حل كرده‏اید. اكنون یك نفر از شما كه از دیگران بیشر مسلط است به من جواب دهد كه «بسم ‏الله الرحمن الرحیم» را چگونه ترجمه كرده است. یكى از ما به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آیت‏ الله ارباب شد. جناب ایشان با لبخند فرمودند كه خوب شد كه طرف مباحثه ما یك نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمى‏آمدم. بعد رو به آن جوان كردند و فرمودند: خوب بفرمائید كه بسم‏ الله را چگونه ترجمه كرده‏اید؟ آن جوان گفت «بسم‏ الله الرحمن الرحیم» را طبق عادت جارى ترجمه كرده‏ایم: به نام خداوند بخشنده مهربان.

حاج آقا ارباب با لبخندى فرمودند: گمان نكنم كه ترجمه درست بسم‏ الله چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به ‏نام» عیبى ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست زیرا اسم عَلَم (=خاص) است براى خدا و اسم عَلَم را نمى‏توان ترجمه كرد. مثلاً اگر اسم كسى «حسن» باشد نمى‏توان به او گفت «زیبا». درست است كه ترجمه «حسن» زیباست اما اگر به آقاى حسن بگوئیم آقاى زیبا حتماً خوشش نمى‏آید. كلمه الله اسم خاص است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى‏كنند، همان‏گونه كه یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مى‏گویند. بنابراین نمى‏توان «الله» را ترجمه كرد، بلكه باید همان لفظ جلاله را به كار برد.

خوب بگویید ببینم «رحمن» را چگونه ترجمه كرده‏ اید؟

رفیق ما پاسخ داد كه رحمن را بخشنده معنى كرده‏ایم. حضرت ارباب فرمودند: این ترجمه بد نیست ولى كامل هم نیست زیرا رحمن یكى از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگى او را مى‏رساند و این شمول در كلمه بخشنده نیست، یعنى در حقیقت رحمن یعنى خدائى كه در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر كافر رحم مى‏كند و همه را در كنف لطف و بخشندگى خود قرار مى‏دهد از جمله آن كه نعمت رزق و سلامت جسم و امثال آن عطا مى‏فرماید. در هر حال ترجمه بخشنده براى رحمن در حد كمال ترجمه نیست. خوب، رحیم را چطور ترجمه كرده‏ اید؟ رفیق ما جواب داد كه رحیم را به «مهربان» ترجمه كرده ‏ایم.

كلمه الله اسم خاص است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى‏كنند، همان‏گونه كه یهود خداى متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» مى‏گویند. بنابراین نمى‏توان «الله» را ترجمه كرد، بلكه باید همان لفظ جلاله را به كار برد.

حضرت آیت‏ الله ارباب فرمودند: اگر مقصودتان از رحیم من بودم (چون نام مبارك ایشان رحیم بود) بدم نمى‏آمد كه اسم مرا به «مهربان» برگردانید؛ اما چون رحیم كلمه‏ اى قرآنى و نام پروردگار است باید آن را غلط معنى نكنیم. باز هم اگر آن را به «بخشاینده» ترجمه كرده بودید راهى به دهى مى‏برد، زیرا رحیم یعنى خدایى كه در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مى‏كند و صفت «بخشایندگى» تا حدودى این معنى را مى‏رساند. بنابر آنچه گفته شد معلوم شد كه آنچه در ترجمه «بسم ‏الله» آورده‏اید بد نیست ولى كامل نیست و از جهتى نیز در آن اشتباهاتى هست، و من هم در دوران جوانى كه چنین قصدى را داشتم به همین مشكلات برخورد كردم و از خواندن نماز به فارسى منصرف شدم، تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود اگر به بقیه آیات بپردازیم موضوع خیلى غامض‏تر از این خواهد شد.

در اینجا، همگى شرمنده و منفعل و شكست‏ خورده  قول ‏دادیم كه دیگر نمازمان را به فارسى نخوانیم و نمازهاى گذشته را نیز اعاده كنیم.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386;ساعت 7:30;  توسط داود شاملو;  | 

حضرت ادريس و نماز

 

امام جعفر صادق « علیه السلام » مي فرمايند:

حل مشكلات ديني و ماديت را در آنجا از خدا بخواه زيرا مسجد سهله خانه ادريس است ؛ مردي كه در آنجا به پيشه خياطي بود و نمازش را در آنجايگاه اقامه مي كرد آري آنكس كه در آنجا دست نياز بردبرد بيجواب نمي ماند و در قيامت در به هنگام ورود به شهر كوفه از مسجد سهله ديدن كن و در آن جايگاه نماز بگذار؛و جنت ادريس از مقام بلندي بر خوردار خواهد بود و به خاطر عبادت و اظهار نيازمندي در آنجا از ناراحتي هاي دنيايي و شر دشمنان در پناه حق قرار خواهد گرفت.

ادريس از قديمي ترين پيامبران خداست ؛ تا جائيكه طبرسي بزرگوار در جلد ششم مجمع صفحه 518ا و را جد پدري نوح مي داند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386;ساعت 16:10;  توسط داود شاملو;  |